برنامه غذايي كودك
کشف شراب
کشف شراب کشف شراب شامیران فرمانروای خراسان که یکی از خویشان جمشید بود، در شهر هرات به سر میبرد. روزی در دامنة دشتی زیبا «خورگاه (خیمه) شاهی» را برافراشته بودند که ناگهان شاهینی بانگ کنان از آسمان بر زمین نشست. شامیران از دور نگاه کرد؛ ماری تنومند دید که در گردن شاهین پیچیده و با سری آویخته، آهنگ (قصد) آن میکرد که شاهین را بگزد. شامیران به همراهانش گفت: ــ ای شیرمردان؛ چه کسی این شاهین را از دست این مار میرهاند و تیری را به درستی میاندازد؟ بازان پسر شامیران که بسیار دلیر و نیرومند بود و در آن روزگار، تیراندازی چون او نبود، پای پیش نهاد و گفت: ــ ای فرمانروا ، کار من است. خروشی از کمان برخاست؛ بازان تیری انداخت چنانکه سرِ مار را در زمین دوخت و به شاهین هیچ گزندی نرسید. پرندة تیزپرواز که رهایی یافته بود، چند چرخ بر فراز آنها زد و در آسمان ناپدید شد. چند روز گزشت. شامیران در آن دشت، در گشت و شکار بود که ناگاه سایهای بر روی خود یافت. سرش را بلند کرد؛ شاهینی که بر فراز سر او پرواز میکرد، دور شد و در همان جایی که مار مرده بود، بر زمین نشست. چیزی از منقارش بر زمین انداخت و دمی به شامیران نگریست و بانگ برآورد. شامیران به همراهانش گفت: ــ پنداری این همان شاهین است که از دست آن مار رهانیدیم و برایمان پاداشی آورده؛ زیرا منقار به زمین میزند. بروید و بنگرید و آنچه یافتید، بیاورید. چند کس رفتند. شاهین پریده بود و تنها سه دانه در آنجا دیدند. شامیران دانایان و زیرکان را فرا خواند و آن دانهها را به ایشان نشان داد: ــ با این دانه هایی که شاهین برایمان پیشکش آورده، چه باید کرد؟ همگان همرای شدندکه دانهها را باید کاشت و نیک نگاه داشت، تا پایان سال، چه پدیدار آید. پس شامیران تخمها را به باغبان خویش داد و گفت: ــ اینها را در گوشهای بکار و گرداگردش را پرچین کن تا چهارپایان راه نیابند. همچنین از گزند مرغان و پرندگان، به دور نگاه دار و همواره مرا از چگونگیاش آگاه کن. نوروز ماه بود. چندی گزشت و شاخکی از این تخمها برجست. باغبان، شامیران را آگاه کرد. او با بزرگان و دانایان بر سرِ آن نهال شدند. همه گفتند: ــ ما تاکنون چنین شاخ و برگی ندیدهایم! و بازگشتند. چون زمانی دیگر برآمد، شاخههایش بسیار شد و برگها پهن گشت و خوشه خوشه، درآویخت. باغبان نزد شامیران آمد و گفت: ــ در باغ، هیچ درختی از این خرمتر نیست. شامیران به دیدار رفت و به جای نهال، درختی پرخوشه دید. شگفت ماند و گفت: ــ شکیبایی باید کرد تا همة درختان را میوه برسد تا دریابیم میوة این درخت چگونه میشود. پس به دانههای غوره هم دست نبردند تا پاییز آمد و میوههایی مانند سیب و امرود (گلابی) و انار رسید. شامیران به باغ آمد و دید که تاک مانند اروس، آراسته شده؛ خوشههایش بزرگتر گشته و از سبزی به رنگ شبه (سیاه براق) درآمده بود. دانهها یکایک میریختند. یکی از دانایان گفت: ــ میوة درخت همین است و بیش از این، نخواهد بالید. از آنجا که دانه از خوشه، ریختن آغاز کرد، نشانة سودمندی آبش میباشد. آبِ دانهها را باید گرفت و در خمره کرد تا چه پدیدار آید. هیچکس دانه را به دهان ننهاد. میترسیدندکه زهر کشندهای باشد. آبشان را گرفتند و در خمره نهادند. چون شیره در «خم» به جوش آمد، باغبان به شامیران گفت: ــ این شیره به نرمی همچو دیگِ بی آتش میجوشد! = هرگاه آرامید، مرا آگاه کن. سرانجام شیره از جوشش بازماند. همگان با دیدن رنگ دل انگیزش خیره ماندند؛ بسان یاقوت سرخ میتابید. یکی گفت: ــ بهرة فرجامین این درخت، همین است. اما نمیدانیم که زهر است یا پادزهر؟! دیگری گفت: ــ میتوانیم بگوییم مردی خونی (محکوم به اعدام) را از زندان بیاورند و از این نوشاک به او بدهند تا چه پدیدار آید؟ زندانی را که ترسان از مرگ بود، آوردند و از آن نوشاک دادند. نوشید و کمیروی، ترش کرد. گفتند: ــ جامیدیگر میخواهی؟ = آری! باز هم به او دادند. به پایکوبی و آواز و متلک گفتن درآمد! شکوه فرمانروا در چشمش سبک شد و گفت: ــ یک جام دیگر بدهید و سپس هرچه میخواهید با من بکنید که مردان، مرگ را زاده اند! جام سوم را نیز نوشید؛ سرش گران شد و خوابید و تا روز دیگر به هوش نیامد. چون به هوش آمد، وی را نزد شامیران بردند. ــ آن، چه بود که دیروز خوردی و خویشتن را چگونه میدیدی؟ = نمیدانستم که چه میخوردم؛ اما خوش بود. کاش امروز نیز سه جام دیگر از آن مییافتم. نخستین جام را به دشواری نوشیدم زیرا مزه اش تلخ بود. اما پس از آنکه در معدهام جای گرفت، دلم آرزوی جامیدیگر کرد. پس از جام دوم شادمانی و طربی در دلم پدید آمد به گونهای که شرم از چشمم رفت و جهان پیشم سبک آمد. پنداشتم میان من و شما هیچ جداگانگی نیست و غمِ همة جهان بر دلم فراموش گشت. و سرانجام با نوشیدن سومین جام از آن نوشاک، به خواب خوش فرو رفتم... شامیران با شادی و خرسندی، آن زندانی را آزاد کرد و از گناهش درگزشت.
ترک ها و ایران
ترک ها و ایران ( موجودیت، هویت و راهمان) یازار : یاشار تبریزلی کاری از : مرکز تحقیقات مجتمع دانشگاهیان آذربایجانی(آبتام) نشانی مرکز : تهران- صندوق پستی 159-16845 مقدمه: باری توپراغا بورجون، قویما چیخا یادیندان آخی چوخ یاتاجاقسان بو توپراق آلتیندا سن نظر به اینکه مسائل مربوط به هویت آذربایجانیها به طور اخص و ترکان ایران بطور اعم از جمله مواردیست که در طول هشتاد سال گذشته بنا به عللی که مشهود و واضح است نه تنها بیان نشده است بلکه کاملاً برعکس و واژگون مطرح شده است. مرکز تحقیقات آبتام اقدام به انتشار ویژه نامه ترکها و ایران- موجودیت، هویت و راهمان- نمود که با استقبال بی نظیر و چشمگیری مواجه شد و رکورد تیراژ کتب و نشریات آذربایجانی را شکست. در عصری که ضریب کتاب خوانی و فروش کتاب در کشور از وضعیت مطلوبی برخوردار نیست از چنین مجموعه هایی اینگونه استقبال بعمل می آید. این حادثه مبارک حاوی پیامی مهم برای فعالین ملی آذربایجان و نویسندگان متعهد منطقه دارد تا وارد فاز جدید فعالیت ادبی شده و با پرداختن به مسائل ملی و مدنی آذربایجانی ها، دین خویش را نسبت به جامعه ادا نموده و سیل عظیم مخاطبان را سیراب نماید. امید است این مرکز بتواند با ارائه این نوع پژوهشها، با دوری از هرگونه جانب داریهای غیر علمی، زمینه تبادل افکار و اندیشه را میان همه دانش پژوهان و علاقمندان این عرصه فراهم سازد و در ایجاد آینده های بهتر برای این سرزمین نقشی شایسته و مفید ایفا کند. تایماز نظمی ایجرایی و ایچ مودور هویت عمیق و دارایی فرهنگی با ارزش، از حقوق ابتدایی و طبیعی خود محروم مانده است. هشتاد سال است که نمیتواند به زبان مادری خود تحصیل کند و ریشه و تاریخ صحیح خود را بشناسد. ملتی که هویت و هستی اش انکار شد، حقوقش نیز مضایقه شده و بگونه ای تبعیض گرایانه از موقعیت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی خود نیز محروم می شود. در این نوشته خلاصه سعی شده است که هویت، هستی و حقوق ملتی که دچار سیاست استحاله هویتی زمان رژیم پهلوی شده است معرفی شده، وقایع و عوامل گذشته و وضعیت و راههای موجود بررسی شود. کتابچه حاضر نسخه اول این نوشته می باشد و با نظرات ارزشمند شما در نسخ آینده کامل تر خواهدشد. پیشگفتار : مسائلی که ذهن ما را مشغول می کند! شاید برای بعضی این سئوال پیش آمده باشد که حضور ما ترکها در ایران از کجا نشأت می گیرد و تاریخ پیشینه ما چیست؟ زبان ترکی چگونه زبانی است که اکثر ما قادر به خواندن و نوشتن آن نیستیم؟ در ایران جمعیت ترکها چقدر است؟ چرا اجازه نداریم در مدارس به زبان ترکی تحصیل کرده و حتی صحبت کنیم؟ چرا برای ما جوک می سازند و ما را تحقیر میکنند؟ متاسفانه بعضی از ما به این مسائل توجه نداریم و برای این مسائل به دنبال پاسخ نیستیم. حتی بدتر اینکه بعضی از ما از ترک بودن خود شرمنده ایم و به نحوی قصد انکار آن را داریم! به جای یاد دادن زبان یا احساس و عاطفه مادری به فرزند خردسال خود، به او زبان رسمی و خشک فارسی را می آموزیم! هنگام فارسی صحبت کردن سعی داریم لهجه خود را پنهان کنیم! به جای ترک، خود را آذری می نامیم! اینها مسائلی هستند که ذهن مارا اشغال می کنند و هنگامی که موفق می شویم به جواب این سؤالات نزدیک شده و هویت خود را بشناسیم، اگر کنجکاو باشیم از خود میپرسیم که حقوق ما چیست؟ چرا حقوق ما ضایع شده است؟ و چگونه می توانیم حقوق از دست رفته خود را پس بگیریم؟ در این چند صفحه بصورت خیلی خلاصه قصد جواب دادن به این مسائل را داریم. مطالب مورد بحث در این نوشته عمدتاٌ مسائل مربوط به ملت ترک آذربایجان است. جمعیت ترکان ایران چقدر است؟ براساس اطلاعات زبان شناسی ( منبع 1 ) ترکیب جمعیتی ایران در سال 1998 به صورت زیر بوده است: جمعِت کل ایران بر اساس آمار دولتی 65758000 متکلمین زبان ترکی آذربایجانی 23500000 قشقایی ها (ترکی آذربایجانی) 1500000 متکلمین ترکی خراسانی (نزدیک به ترکی آذربایجانی) 400000 متکلمین زبان ترکی ترکمنی 200000 متکلمین زبان فارسی* 22000000 متکلمین زبان لری* 4280000 متکلمین زبان کردی و کرمانجی* 3450000 متکلمین زبان گیلکی* 3265000 متکلمین زبان مازندرانی* 3265000 متکلمین زبان عربی 1400000 متکلمین زبان بلوچی* 856000 متکلمین زبان تالشی و تاکستانی* 332000 متکلمین زبان ارمنی 170800 بقیه زبان ها 700000 متاسفانه تا کنون سرشماری رسمی و درستی برای تعیین ترکیب جمعیتی ایران صورت نگرفته و آمارهای موجود اکثرا مغرضانه و در جهت کم نشان دادن جمعیت ملت های غیرفارس در ایران بوده است. بر اساس این آمار بدون در نظرگرفتن ترکان ترکمنی 4/25 میلیون نفر (62/38% جمعیت ایران ) بوده و اکثریت نسبی این کشور را تشکیل می دهند که این رقم را تا 30 میلیون نفر نیز تخمین زده اند. جمعیت فارس زبان ها نیز 22 میلیون نفر می باشد. بر اساس این آمار جمعیت ترک های ایران حدود 27400000 نفر می باشد و کل متکلمین زبانهای خانواده ایرانی ( نه لهجه ها یا گویش های فارسی! ( تمام زبانهای خانواده ایرانی با علامت * مشخص شده است )) 37500000 می باشد. پس ایران نه فقط سرزمین ملت فارس بلکه سرزمین ملت های مختلف ترک و کرد و عرب و فارس و بلوچ و ... است. لازم به ذکر است که حدود 8 میلیون ترک آذربایجانی در جمهوری آذربایجان، بیش از 500000 نفر در ترکیه و حدود یک میلیون نفر در عراق (عمدتا در شهر کرکوک و اطراف آن) زندگی میکنند. ترکان آذربایجانی در شهر های مختلف ایران و بخصوص استان های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، اردبیل، زنجان، همدان، قزوین، تهران و مرکزی و بخشهایی از استان های گیلان، کردستان و کرمانشاهان زندگی میکنند. بخش عمده ملت ترک در جنوب ایران در استانهای فارس، اصفهان، بوشهر، کرمان، چهارمحال وبختیاری و استان های مجاور و عمده ملت های ترک، در شرق ایران در استان های خراسان شمالی و رضوی، گلستان و مازندران ساکن هستند. ( منبع 23 ) بد نیست بدانیم که کشور ایران از بابت جمعیت ترکها بعد از ترکیه در رتبه دوم قرار دارد و تهران نیز بعد از استانبول دومین شهریست که بیشترین جمعیت ترک را در خود جای داده است. تاریخ ترکان آذربایجان و ایران ( منابع 4و8 ) ترکان در ایران تاریخی هفت هزار ساله دارند و زبان ترکی از نظر زبانشناسی ادامه زبان های نادر سومری و ایلامی است. زبان های ایلامی و سومری همانند زبان های ترکی، جزء زبان های التصاقی است(در این مورد توضیح داده خواهد شد) و تعدادی اشتراکات لغوی نیز بین زبان های سومری، ایلامی و ترکی موجود است. تمدن ایلام در جنوب غرب ایران که با تهاجم هخامنشیان به ایران بر چیده شد، یکی از متمدن ترین تمدن های ایران از 3000 سال قبل از میلاد بوده است، حکومت هخامنشیان نیز بر روی ویرانه های این تمدن بنا نهاده شده و حتی دربار هخامنشی که در ابتدا از خود خط و نوشتاری نداشت از خط و زبان ایلامی استفاده می کرد. سومری ها نیز از 5000 سال قبل از میلاد تا سال 2000 قبل از میلاد که توسط آشوری ها و بابلی ها نابود شدند، شاید اولین تمدن دنیا را در بین النهرین در عراق فعلی تاسیس کرده بودند. سومری ها اولین مبدعین خط و قانون محسوب می شوند. بر اساس این نظریه ریشه ترکان ایران را می توان در عبور اقوام سومری و ایلامی از منطقه آذربایجان و سکونت احتمالی در این منطقه و دیگر مناطق ایران و سکونت دیگر مناطق التصاقی زبان (غیر هند و ایرانی زبان) نظیر هوری ها، آراتتاها، کاسسی ها، قوتتی ها، لولوبی ها، اورارتو ها، ایشغوزها، ماننا ها، گیلزان ها و کاسپی ها در منطقه آذربایجان و ایران جست. البته نظریه های تحریفی و مغرضانه دیگری نیز وجود دارد که طبق آنان ترکان اقلیتی مهاجم و تجاوزگر نمایانده می شوند که به زور زبان خود را در ایران تحمیل کرده اند! در ادامه مطلب به نقد این نظریات و رد آنها خواهیم پرداخت. ترکان دنیا ترکان دنیا در وسعتی از سیبری تا بالکان عمدتاً در کشورهای قزاقستان، ازبکستان، قرقیزستان، ترکمنستان، روسیه، چین، جمهوری آذربایجان، افغانستان، ایران، ترکیه و عراق و پراکنده در برخی کشورهای دیگر زندگی می کنند. بنا به لینگواسفر در سال 2000 خانواده زبان های ترکی، زبان تقریباً 150 میلیون نفر در آسیا و اروپا و شاخه ترکی جنوبی ( شامل سه لهجه عمده: ترکی آناتولی، ترکی آذربایجانی و ترکی ترکمنی) زبان اقلاً 98 میلیون نفر در خاورمیانه، قفقاز، آسیای میانه و شبه جزیره بالکان_اروپا بوده است( منبع 1 ). در همین سال زبان فارسی (سه لهجه عمده آن: فارسی (ایران)، دری (افغانستان)، و تاجیکی) زبان تقریباً 40میلیون نفر در خاورمیانه و آسیای میانه بوده است. در حال حاضر 28 لهجه یا زبان ترکی در مناطق مختلف زبان رسمی مردم بوده و در حدود 20 لهجه یا زبان ترکی دارای کتابت و ادبیات کتبی میباشد( منابع 5و23 ). تاریخ ترکان و زبان ترکی علاوه بر زبان سومری که در برخی محافل زبان شناسی بعنوان ریشه زبان ترکی (یا پروترک) مطرح است، مراحل دیگر تکوین زبان ترکی شامل دوران ترکی اولیه (شامل ترک های هون، بلغار، پچنک و خزر) از قبل از میلاد تا قرن ششم میلادی، ترکی قدیم (دوران گؤک تورک و اویغور ها) از ششم تا هشتم میلادی، ترکی میانه (شامل ترکی مشترک آسیای میانه و ترکی غربی یا سلجوقی) از قرن دهم تا شانزدهم میلادی و ترکی جدید (شامل ترکی عثمانی، آذربایجانی، جغتایی، اوزبکی و ...) از قرن شانزدهم تا عصر جدید می باشد. بنظر بعضی محققین، کلمه ترک نام قبیله مؤسس حکومت گؤک تورک در 552 میلادی، یعنی شخص آشینا بوده است و بعد از آن به کل ملتی که به زبان آنان سخن می گفتند منسوب شده است ( منابع 2و5 ). ترکان اوغوز Oğuz (اوق = ایل + اوز = علامت جمع در ترکی قدیم) از قبایل مهم ترک ها بوده اند و امروزه اکثر ترکان غربی (ترکان ایران، ترکیه، آذربایجان، ترکمنستان، عراق، سوریه، قبرس و بالکان) از نسل ترکان اوغوز می باشند. اوغوزها بعد از پذیرش اسلام به ایران و آناتولی مهاجرت کردند و دولتهای اسلامی بزرگی چون سلجوقی ها و عثمانی ها را تشکیل دادند. از ترکان قدیم داستان ها و افسانه های متعددی باقی مانده است، نظیر داستان های آفرینش، آلپ آرتونقا، شو، اوغوزخان، بوزقورد و ارگه نه قون. داستان بوز قورد( گرگ خاکستری) از معروفترین این داستان ها حکایت نسل رو به انقراض قبیله ای ترک در اثر حمله دشمن است که با ازدواج یک گرگ با باقی مانده این قبیله دوباره ادامه پیدا می کند. بوزقورد از قدیم الایام به عنوان مهمترین سمبل ملت ترک شناخته شده است. به داستان های بعد از اسلام نظیر داستان های ساتوق بوغراخان، ماناس، چنگیزنامه، دده قورقود نیز می توان اشاره کرد. حماسه دده قورقود به عنوان یک داستان ترکان غربی خصوصاً ترکان آذربایجان از اهمیت بیشتری برخورداراست که در مباحث دیگر به آن می پردازیم. ادبیات کتبی ترکی بدون درنظر گرفتن دوران پروترک یا زبان سومری با سنگ نوشته های یئنی سئی و اورخون شروع میشود ودر حدود 1400-1250 سال سابقه دارد. 51 نوشته یئنی سئی بر روی سنگ مزارهای اطراف رودخانه یئنی سئی در آسیای میانه قدیمی تر از همه است. این سنگ نوشته ها با الفبایی متشکل از 159 علامت نوشته شده است که مختص ترکان قیرقیز و اوغوز بود ( منابع 3و5 ). در سال 1970 میلادی نیز در ایسیک گؤل قزاقستان طبق سیمینی از قبر شاهزاده ای کشف گردید که بر روی آن دو سطر و با حروف اورخون و به ترکی قدیم نوشته شده بود: «پسر پادشاه در 23 سالگی از دنیا رفت؛ سر مردم ایسیک به سلامت باد». قدمت این نوشته به وسیله رادیوکربنیک و با تحقیقات دانشمندان شوروی (سابق) 500 سال قبل از میلاد مسیح تشخیص داده شد ( منبع 39 ). ریشه زبان ترکی زبان ترکی اذربایجانی جزء شاخه غربی زبان های ترکی و از شاخه زبان های آلتاییک می باشد و آن هم جزء دسته اصلی زبان های اورال- آلتاییک است. ترکی استانبولی و ترکی ترکمنی نیز جزء شاخه غربی (در بعضی تقسیم بندی ها جنوبی) زبان ترکی محسوب میشود. ترکی قزاقی، قرقیزی، اوزبکی و اویغوری نیز جزء شاخه شرقی زبان ترکی (در بعضی تقسیم بندی ها متفاوت است) به حساب می آیند. از دیگر زبان های آلتاییک میتوان به زبانهای مغولی، کره ای، ژاپنی، مانچو و تونقوز اشاره کرد. زبان های فنلاندی و مجاری نیز جزء شاخه زبان های اورالیک حساب می شوند. بر اساس یک نظریه ترکی آذربایجانی از اختلاط لهجه های اوغوز و قپچاق و ترکی شرقی اویغوری بوجود آمده است که در زمان امیرتیمور و بعد از آن، با آمدن ایلات ترک آناتولی ( شاملو، روملو، استاجلو، قاجار، افشار و...) به آذربایجان، عنصر اوغوز در ترکی آذربایجانی بیشتر شد. از دید زبانشناسی زبان های دنیا به دسته های زیر تقسیم میشوند ( منبع 5 ): • زبان های تک هجایی: علاوه بر ریشه کلمات که از یک یا چند هجا به وجود می آیند و جمله از تسلسل یک رشته کلمات تک هجایی تشکیل می شود و معنی آن در همان رشته کلمات مفهوم می گردد، مانند زبان چینی. • زبان های التصاقی: علاوه بر ریشه کلمات که از یک یا چند هجا تشکیل می یابند، ادات پیوندی وجود دارد. این پیوندها با پیوستن به ریشه ها کلماتی با مفاهیم مستقل ساخته و یا ضمن الحاق به کلمات و الفاظ تصریف و حالت پذیری آنها را در کلام میسر می سازد. مثل سئو + یشش + مک = سئویشمک. در این زبان ها، ریشه کلمات تغییر نمی کنند. مانند ترکی بعنوان یک زبان التصاقی پسوندی و اکثر زبان های اورال-آلتاییک. این زبان ها بیشتر قاعده مندند. • زبان های تحلیلی: این زبان ها از الحاق پسوند و پیشوندها به اول و آخر ریشه کلمات تشکیل می شوند. منتها در جریان ترکیب و تصریف غالباً در ساختمان خود ریشه نیز دگرگونی هایی روی می دهد. مثل: می رفتم و می روم، یا go , went. اکثر زبان های سامی نظیر عربی از این دسته می باشند. دگرگونی های ریشه در این زبان ها آنها را بسوی بی قاعدگی سوق می دهد. می بینیم که زبان فارسی و ترکی نه تنها از نظر لغوی و گرامری با هم متفاوت هستند، بلکه از لحاظ ساختاری نیز در دو دسته کاملاً مجزا قرار گرفته اند. مشخصات زبان ترکی زبان های اورال- آلتاییک مانند ترکی با مشخصات زیر از زبان های هند و اروپایی نظیر زبان فارسی متمایز می شوند( منابع 5و9 ) : 1. در بین صداهای کلمات، هم آهنگی اصوات موجود است. 2. در این زبان ها جنس و حرف تعریف موجود نیست. 3. صرف بوسیله اضافه کردن پسوند انجام می شود: آپار + دیم، آپار + دین، ... 4. در صرف اسماء پسوند ملکی بکار می رود: آپار + دیغیم. 5. اشکال افعال غنی و متنوع است. 6. حرف جر بعد از کلمه می آید: ائودن = از خانه. 7. صفات قبل از اسماء می آیند: گوزل قیز. 8. بعد از اعداد علامت جمع بکار نمی رود. 9. مقایسه با مفعولٌ منه انجام می گیرد: من دن اوجا. 10. برای فعل معین بجای داشتن از فعل بودن ( ایمک) استفاده می شود. 11. پسوند سئوال موجود است: گلدین می؟ 12. بجای حرف ربط از اشکال فعل استفاده میشود: گئتدییم یئر = جایی که رفتم- که به غلط بعضاً می گوییم: او یئر کی گئتدیم. خط زبان ترکی در مورد خط ترکی باستان در سنگ نوشته های یئنی سئی و اورخون در 1400 سال پیش و ایسیک گؤل در 500 سال قبل از میلاد سخن رفت که به عقیده زبان شناسان خطوط ابداعی خود ترکان بوده و از هیچ خط دیگری اقتباس نشده است. ترکان با پذیرش دین اسلام خط عربی را جایگزین خط باستانی خود کردند (نظیر زبان فارسی که با الفبای عربی نوشته می شود). با بکار آوردن حکومت جمهوری در ترکیه، مردم این کشور الفبای لاتین را جایگزین خط عربی کردند. آذربایجانی های شمال آراز نیز ابتدا در محدوده سال های 1929-1939 بمدت ده سال زبان خود را به لاتین نوشتند سپس به دستور استالین، خط جمهوری های ترک زبان اتحاد شوروی (سابق) به کریل (سیریلیک) تبدیل شد. لاکن این جمهوری ها پس از استقلال دائمی خود در سال 1991 الفبای خود را دوباره به لاتین برگرداندند. آثار مکتوب زیادی به زبان ترکی و به دو الفبای عربی و لاتین از 1000 سال قبل بجای مانده است. بنا به دلایل بسیاری، الفبای لاتین از الفبای عربی سریعتر فراگرفته می شود و خواندن و نوشتن به آن راحت تر است. خصوصاً این خط برای ترکی که در آن تعدد اصوات موجود است مناسبتر می باشد. خط لاتین ترکی آذربایجانی با چند حرف اضافه (ə،q،x) یعنی ( اَ، ق، خ) اندکی با خط لاتین ترکی استانبولی متفاوت است. متاسفانه در ایران استفاده از خط لاتین برای زبان ترکی به دلیل سیاسی محدود گشته است. قدرت و امکانات زبان ترکی • هماهنگی اصوات یکی از زیباترین خصوصیات زبان ترکی است که باعث راحتی تلفظ و خوش آهنگی آن می شود. در زبان ترکی صداهای خشن (O,U,A,I) و صداهای نازک (Ö,Ü,E,Ə,İ) نمی توانند در ریشه یک کلمه با هم مخلوط شوند و با همان ترتیب فوق در کلمه می آیند مانند: Gözəllik و Ayrılık. کلمات خارجی نیز حتی المقدور تحت تأثیر این قانون جالب قرار می گیرند مانند کلمه عربی حسین (Hoseyn) که در ترکی Hüseyn و کلمه عربی عباس (Əbbas) که در ترکی (Abbas) گفته می شود. ترکها هنگام فارسی صحبت کردن نیز ناخودآگاه از این قانون طبیعی پیروی می کنند. • پسوندهای ترکی بسیار غنی و متنوع است و امکان لغت سازی و غنای لغوی این زبان را بالا می برد. پسوندهایی نظیر: چی، لی، سیز، لیق و ... • در زبان ترکی کلماتی با اختلاف جزیی در معانی موجود است که در فارسی نیست، مثلاً برای انواع دردها کلمات: آغری، آجی، سیزی، یانقی، زوققو، سانجی، گؤینمک، گیزیلدمک و اینجیمک بکار می رود که هرکدام درد بخصوصی را بیان میکنند. • کلمات ترکی بر خلاف فارسی انعطاف زیادی برای اصطلاح سازی دارند، بعنوان مثال: از کلمه دیل به معنای زبان در ترکی 36 اصطلاح و تعبیر موجود است: دیل آچماق، دیل-آغیز ائتمک، دیلی توتماق و ... • علاوه بر غنای لغوی، تحرک و قابلیت لغت سازی، بیان مفاهیم جدید و غنای مفاهیم مجرد و همچنین تنوع بیان و قدرت بیان و تفاوت های جزئی کلام از دیگر عوامل غنای زبان ترکی است. به همین دلیل و به اعتراف زبان شناسان، نثر زبان ترکی برای بیان اندیشه و مفاهیم و موضوعات مختلف علمی و فلسفی و اجتماعی رساتر و مناسب تر از بسیاری زبان های دیگر است. مفاهیم و اندیشه هایی را که در ترکی می توان با یک جمله بیان کرد، جملات و شرح مفصلی را در زبان های دیگر ایجاب می کند. • افعال ترکی از نظر وجوه و زمان های متعدد بسیار غنی است، ترکیب این وجوه و زمان ها منجر به 50 شکل مختلف برای بیان حالات مختلف می گردد. مثلاًدر فارسی به جای هر دو حالت (گلیردیم و گلردیم) فعل (می آمدم) بکار می رود، یا برای حالت هایی چون (گلجکدیم = قرار بود بیایم) و ( گلسیدیم = اگر می آمدم) در فارسی افعال مستقل و واحدی وجود ندارد. • افعال ترکی همه با قاعده اند، جز فعل ناقص (ایمک) به معنی بودن. • افعال متعدی در ترکی به سادگی با اضافه کردن پسوند به افعال لازم ساخته می شود: اوخشاماق=شبیه بودن اوخشاتماق= تشبیه کردن. افعال متعدی درجه دو و درجه سه نیز در ترکی قابل ساخت است: وورماق=زدن (متعدی) ووردورماق=بوسیله کسی زدن(متعدی درجه دو) ووردوتدورماق=وسیله زدن کسی را فراهم کردن(متعدی درجه سه). • ترکیب پسوندها و حالات افعال در ترکی به خلق کلماتی منجر می شود که بیان آنها در فارسی با یک یا چند جمله مقدور است. مثال: سئویشدیرمه لی ییک (یک فعل در ترکی)= آنها را باید وادار کنیم که همدیگر را دوست داشته باشند ( دو جمله در فارسی). از دیگر خصوصیات زبان ترکی • زبان ترکی از طرف زبان شناشان به عنوان سومین زبان قانونمند و توانمند دنیا شناخته شده است و حتی یکی از تورکولوژهای بنام، زبان ترکی را اعجاز غیر بشری معرفی کرده است. • زبان ترکی حدود 24000 فعل دارد که در فارسی بیش از 5000 نمی باشد. • حدود 1650 لغت ترکی آذربایجانی شناخته شده است که برای آنها لغات مستقلی در فارسی نیست. مانند: یایخالاماق، یوبانماق، یودورتماق و ...( منبع 9 ). • چند هزار لغت با ریشه ترکی در زبان فارسی موجود است که از این لغات بیش از 600 لغت جزء کلمات مصطلح و روزمره است، مانند: آقا، خانم، بابا، ماما، آبجی، داداش، دایی، بی بی، آتش، بشقاب، قابلمه، دولمه، سنجاق، اتاق، من، تخم، دوقلو، باتلاق، اجاق، آچار، آرزو، دگمه، تشک، فشنگ، توپ، قاچاق، گمرک، اتو، آذوقه، اردو، سوغات، اوستا، الک، النگو، آماج، ایل، بیزار، تپه، چکش، چماق، اردک، چوپان، چنگال، چپاول، چادر، باجه، بشکه، بقچه، چروک و ... ( منبع 28 ). بیان حقیقت مزایای زبان ترکی نسبت به فارسی بر اساس دلایل علمی دلیل بر برتری ملت ترک بر فارس نمی شود و چنین منظوری نیز در این نوشته مد نظر نیست، بلکه هدف افشای حقایقی است که هشتاد سال مغرضانه جهت تحقیر و نابودی ملت ما کتمان و تحریف شده است. آیا ترکی رایج در ایران و جمهوری آذربایجان و ترکیه متفاوت است؟ همانطور که نوشته شد ترکی رایج در ایران به سه گروه عمده آذربایجانی، ترکمنی، خراسانی و گروه های خلجی، قزاقی، اویغوری و ازبکی تقسیم می شود. ترکی رایج در جمهوری آذربایجان نیز ترکی آذربایجانی است. زبان ها با سه رکن اساسی با هم قابل مقایسه هستند: 1. دستور زبان. 2. لغات اصلی مانند (مادر، آب، کوه و ...). 3. لغات دسته دوم (لغات علمی، سیاسی و ...). دو رکن اول، ارکان اصلی زبان هستند که تغییر آنها قرن ها زمان می طلبد، ولی رکن سوم لغات که ناشی از پیشرفت روزمره بشریت بوده که از عمر آنها زیاد نمی گذرد. مقایسه دو زبان بر اساس لغات دسته دوم و حکم دادن بر شباهت و تفاوت دو زبان درست نمی باشد. ترکی آذربایجانی رایج در دوطرف رودخانه آراز هر دو یک لهجه واحد از یک زبان هستند که دو رکن اول آنها دقیقاً یکی است و حکومت پهلوی و اجباری بودن آموزش به زبان فارسی از ابتدایی تا دانشگاه، برای ترکان ایران به جای آموزش به زبان مادری، عدم امکان تکوین لغات ترکی علمی و سیاسی و ... و در نتیجه فراموشی بعضی لغات می باشد. دلایل نسبتاً مشابهی نیز در آن سوی آراز باعث نفوذ زبان روسی در ترکی شده است. زبان های ترکی دو لهجه متفاوت از یک زبان می باشند که با گذشت زمان تبدیل به دو زبان با ادبیات مخصوص به خود اما بسیار نزدیک به هم شده اند، شبیه آنچه برای زبان انگلیسی- آمریکایی و انگلیسی-بریتانیایی در حال اتفاق افتادن است. دستور زبان ترکی آذربایجانی و ترکی استانبولی تقریباً یکی است، میزان اشتراک لغات اصلی هم بسیار زیاد بوده و موارد متفاوت موجود اکثراً ریشه مشترک دارند، تفاوت بیشتر در لغات دسته دوم می باشد. علاوه بر تفاوت لهجه، تحمیل شدن زبان فارسی به ترک ها از زمان پهلوی به این سو در ایران، باعث افزایش تفاوت ها نیز شده اشت، چنانچه اگر به عنوان مثال یک ترک ایرانی زبان مادری خود را به طور صحیح بیاموزد در درک ترکی آناتولی مشکل زیادی نخواهد داشت. ادبیات زبان ترکی آذربایجانی متاسفانه به دلیل سانسور و تحریف حقایق تاریخی، ترکان ساکن ایران و دیگر ملت های ایرانی شاید تصور کنند که شهریار تنها شاعر ترک آذربایجانی است، یا اینکه شعرای آذربایجانی همچون نظامی و شمس و قطران فقط به زبان فارسی می نوشتند، اما چنین نیست، شعرای زیادی به زبان ترکی آذربایجانی شعر گفته اند و نویسندگان زیادی به این زبان نوشته اند. کتاب "دده قورقود" با شهرت جهانی، معروفترین اثر حماسی ترکان، بخصوص ترکان آذربایجان است. در حالی که یونسکو سال 1999 را بنام سال دده قورقود نامگذاری می کند ما از وجود چنین اثری بی خبر هستیم!. سه نسخه دست نویس دده قورقود با نویسنده های نامشخص در کتابخانه های درسدن، واتیکان و برلین موجود است. اگرچه تاریخ کتابت آن را بعضی از محققین به قرن 11 میلادی (5 هجری) و بعضی دیگر به قرن 15 میلادی نسبت می دهند، اما داستانهای آن مربوط به قرون 9-10 میلادی و حتی قدیمی تر می باشد. کتاب دده قورقود با 12 داستان آن از قدیمی ترین آثار ادبیات شفاهی جهان بشمار می رود. کتاب دده قورقود داستان های اقوام اوغوز را بازگو می کند و مهمترین وقایع تاریخی این داستان ها در آذربایجان و قسمت شرقی آناتولی رخ داده و در آن از قهرمانی ها و ویژگی های قومی مردم این سرزمین سخن رفته است. قهرمان اصلی 12 داستان این حماسه – دده قورقود- آشیقی است که نقش ریش سفید قوم را داشته، و با نصیحت های با ارزش و انسانی خود ، چراغ راه قبیله خود می شود. برخلاف شاهنامه فردوسی که مدحنامه شاهان باستانی است و دستاویز نژادپرستان دشمن ترک و عرب. دده قورقود حماسه ای مملو از افکار و احساسات والای انسان دوستانه می باشد ( منابع 29،3و43 ). اولین آثار مکتوب ادبی ترکی آذربایجان متعلق به فرن 13 میلادی و اشعار حسن اوغلو و نصیر باکویی است. اثر منظوم ترکی این زمان نیز، صحاح النجم اثر هندوشاه نخجوانی است. در قرن 14 میلادی شاهد شاعران بزرگی چون نسیمی، قاضی برهان الدین، و ضریر هستیم. نسیمی، عارف و فیلسوف بانی فرقه حروفیه را می توان مؤسس معماری شعر آذربایجان شمرد. شاه اسماعیل ختایی و فضولی دو شاعر توانای قرن 15 میلادی هستند. فضولی شهرتی جهانی دارد و اشعارش به زبان های مختلف ترجمه شده است. اگرچه دیوان وی از سال 1828 شش دفعه در تبریز چاپ شده است، اما دریغ از یک بیت از او در کتب درسی جدید ما. از شعرای ترک قرون 16و17 می توان از صائب تبریزی، قوسی تبریزی،تأثیر، امانی و شاه عباس ثانی نام برد. واقف و آقا مسیح شیروانی، نمونه ای از شعرای قرن 18 هستند. در قرن 19 نیز شاهد شعرای بنامی چون نباتی، هیدجی، تئلیم خان ساوه ای، مأذون خان قشقایی و شکوهی مراغه ای هستیم. دهها شاعر دیگر چون حقیقی، شیخ قاسم الانوار، حبیبی و صراف و ... و ادیبان معاصری چون معجز شبستری، ساهر، سهند، حداد، کریمی مراغه ای و شهریار ...، که علی رغم سرکوبی شدید زبان ترکی در دوران پهلوی به ترکی شعر گفته اند، را نیز می توان نام برد ( منابع 6و7 ). از آثار ترکی قدیم معروف در ایران به دیگر لهجه های ترکی می توان به کتب دیوان لغات ترک ( قرن پنجم هجری و اولین کتاب زبان شناسی دنیا)، قوتادغوبیلیک، نهج الفرادیس، عتبه الحقایق و آثار ارزشمند علیشیر نوایی(قرن نهم هجری) اشاره کرد. اگر بخواهیم گنجینه ادبی معاصر آذربایجان شمالی را نیز به آن اضافه کنیم باید از ادیبان بزرگی چون میرزا فتحعلی آخوندزاده، جلیل محمدقلی زاده، علی اکبرصابر، حسین جاوید، جعفر جبارلی، سلیمان رستم، صمد وورغون، میکاییل مشفق، خلیل رضا، بختیار وهابزاده و ... نام برد. ادبیات ترکی در همسایه غربی مان - ترکیه- با شهرتی جهانی مایه افتخار و منبع الهامی برای دیگر ترکان است. می توان به نویسندگان و شاعرانی چون یونس امره، یاشار کمال، اورهان پاموک، عزیز نسین، ناظم حکمت و ... اشاره کرد. به ادبیات کتبی اشاره کردیم، گریزی نیز به ادبیات شفاهی غنی آذربایجان بزنیم که اصولاً با ادبیات شفاهی دیگر ملتها خصوصاً ملت فارس قابل مقایسه نیست. بیاتی ها اشعار شفاهی آذربایجان به تنهایی گنجینه ایست بسیار ارزشمند، که می توان از آن بعنوان آیینه ملت ترک آذربایجان نام برد. ادبیات و موسیقی آشیق ها با قدمتی چندین هزارساله جایگاه و تقدس خاصی بین ترک ها و آذربایجان دارد که مشابه آنرا شاید کمتر بتوان در ملت های دیگر یافت. آتالار سؤزو یا امثال زبان ترکی که عموماً پندهایی عاقلانه و انسانی است، از هویت ملی متفکر و انسان دوست سخن می گوید. آغی لار (مرثیه ها) و لای لای لار نیز قسمتی از پندهایی عاقلانه و انسانی از ادبیات شفاهی ما را تشکیل می دهند. داستان های فولکلوری چون دده قورقود، کوراوغلو، آرزی و قمبر، عباس و کولگز، عاشیق غریب، قاچاق نبی و ... از غنای ادبیات شفاهی ما سخن می گویند. ادبیات شفاهی غنی آذربایجان از قدمت و اصالت این ملت روایت می کند( منبع 3 ). همانطور که شرح داده شد، برخلاف ادعای جاعلین تاریخ که مدعی اند زبان ترکی زبان کتابت نیست و آن را در حد یک لهجه یا گویش فقط برای تکلم تقلیل می دهند، می بینیم ادبیات شفاهی و کتبی ما دارای قدمتی چندهزارساله و با پیشینه ای بسیار قدیمی تر از زبان فارسی است. بعنوان شاهدی دیگر باید ذکر شود که در فاصله بین سالهای 1830-1890 یعنی قبل از ظهور دشمنان زبان ترکی در ایران جمعاً 123 اثر فقط به زبان ترکی آذربایجانی در 20 شهر مختلف چاپ شده است که از این آثار چاپ 43 اثر در تبریز و 37 اثر در تفلیس بوده است. آیا انکار کنندگان زبان ما میتوانند این آثار را نیز ناشی از تحرکات پان ترکی در آن زمان محسوب کنند؟! چرا بعضی شعرای ترک به فارسی شعر گفته اند؟ تئوری های مختلفی در مورد نحوه رواج زبان فارسی دری ( البته امروزه لهجه فارسی رایج در ایران را دیگر دری نمی نامند) در ایران موجود است. گفته میشود مبدأ زبان فارسی دری ماوراءالنهر بوده و زبان های منطقه سغد و خوارزم بستر این زبان محسوب می شوند. این زبان در قرن سوم هجری تحت حمایت سامانیان گسترش یافته و درقرون چهارم و پنجم به خراسان امروزی راه می یابد. فردوسی با صرف 30 سال به پیرایش و پالایش این زبان نورسیده می پردازد. فارسی دری با حمایت پادشاهان سلسله های ترک همچون غزنویان و سلجوقیان بتدریج در کل ایران رایج می شود و امواج آن در قرون ششم تا هشتم در شیراز با پدیداری شعرایی چون حافظ و سعدی پدیدار می گردد. در قرن پنجم هجری شاهد لغتنامه اسدی طوسی هستیم که برای تفهیم لغاتی که به همراه فارسی دری به ایران وارد شده است و معادل آنها در دیگر زبان های ایرانی وجود نداشته تدوین شده است. این موج به غرب ایران دو یا سه قرن دیرتر می رسد، به گونه ای که ناصرخسرو در سفرنامه خود اشاره صریح دارد که در تبریز قطران نام، شاعری را دیده که شعر نیکو می سروده ولی زبان فارسی نیک نمی دانسته ( منبع 30 ). البته بعضی از مورخین که بنیان تاریخ ایران را به دور از قصد و غرض و دیدگاه های نژادپرستی بررسی کرده اند، معتقدند که ارتباطی بین زبان پارسی امروزی و فارسی باستان یا زبانهای پهلوی وجود ندارد و زبان پارسی دری یا درباری، پرورش یافته دربار سامانیان می باشد( منبع 21 ). به هر حال واضح است زبان فارسی با دستور زبان ساده و مجموعه لغوی خود با انبوهی از لغات ترکی و عربی و زبان های ایرانی دیگر، نقش زبان ارتباطی بین الملل ( اسپرانتوی آن زمان) منطقه را بازی می کرد. در ترویج زبان فارسی در ایران شاهان سلسله های ترک نیز نقش مؤثری داشتند. چرا که قصد آنها نه ترویج زبان ترکی، بلکه تأسیس امپراطوری های بزرگ بر اساس دین اسلام بود. به گونه ای که دربار پادشاهانی چون سلطان محمود غزنوی مأوای شاعرانی فارسی گوی بود. تمایز هویت از حکومت ترک عثمانی نیز یکی از دلایل شاهان ترک ایران در به رسمیت شناختن زبان فارسی بود. در دوران 1000 ساله حکومت ترکان ( از غزنویان تا پایان قاجاریه) ترکی زبان درباری و فارسی زبان شعر و ادبیات و عربی زبان دین و فلسفه محسوب می شدند و برخی شاعران ترک نیز دنباله روی همین سیاست به شعر پارسی روی آوردند. آنها با سرودن شعر پارسی قصد پیدا کردن مخاطبین بیشتر در منطقه، قدرتنمایی در زبان غیر مادری، رقابت با شاعران دیگری که مورد لطف دربار قرار گرفته بودند داشتند. اما به غیر از این دلایل می توان به دلایل تخصصی-ادبی زیر نیز اشاره کرد: شاعران ملت های فارس و ترک هردو تحت تأثیر ادبیات قوی عرب به اوزان عروضی در شعر متمایل گشتند. از آنجایی که اصوات کوتاه زبان ترکی بیشتر مناسب قالب اصیل و قدیم زبان ترکی یا قالب سیلابی (نظیر بیاتی ها) است نه اوزان عروضی، عرصه فعالیت برای ترک زبانان در استفاده از قالب عروضی تنگ بوده و از طرفی زبان فارسی با اصوات بلند خود توانست براحتی در قالب اوزان عروضی خودنمایی کند. به همین دلیل حتی شاعران ترکی که در اوزان عروضی شعر ترکی سروده اند نیز مجبور به استفاده از بعضی کلمات فارسی و عربی در ادبیات خود بوده اند. اوزان عروضی را فقط در آثار کلاسیک ترکی می توان مشاهده کرد و اکنون قالب هجایی یا سیلابی نظیر حیدربابا و شعر نو رایج می باشد. دلیل دیگر را از زبان علیشیر نوایی که از سرودن اشعار فارسش توسط ترکان ناراحت بوده می شنویم: « در ترکی ظرافت و تازگی و ریزه کاری بسیار است ولی بکار بستن آنها ساده نیست، کسانی که به سرودن شعر می پردازند از این نوع دشواری ها می گریزند و به کار آسان، یعنی سرودن شعر پارسی می پردازند. بتدریج این کار بصورت عادت شده و رهایی از آن دشوار می شود و جوان ها نیز دنباله روی این افراد می شوند»( منبع 9 ). ای کاش پادشاهان ترک و شاعران ترک پارسی گوی می توانستند وضعیت امروز را ببینند و آب در آسیابی نمی ریختند که اکنون سنگ هایش در حال خرد کردن و تحقیر زبان مادری ماست. در عصر حاضر نیز ممنوعیت و محدودیت هشتادساله اخیر زبان ترکی در ایران مانع از رشد نویسندگان و شاعران ترک نویس در ایران شد. موسیقی ترکی آذربایجانی در موزه ایران باستان در تهران و موزه لور در قسمت تاریخ ایلام به مجسمه های کوچک نوازندگانی با قدمت دوهزاره قبل از میلاد برمی خوریم که همچون آشیقان ما سرپا ایستاده و ساز خود را برروی سینه نگاه داشته اند. چنین نوازندگانی را که مشابهش را می توان در میان ترکان امروزی پیدا کرد سرنخی از قدمت هنر موسیقی آشیقی بدست می دهد. آشیقان به عنوان راویان دردها، قهرمانی ها و داستان های ملت و گاه در نقش ریش سفیدان و خردمندان قوم خود از قداست و احترام خاصی در بین ملت ترک برخوردارند. این قداست و احترام را می توان در داستان هایی چون دده قورقود، کوراوغلو، آشیق غریب و ... مشاهده کرد که نقش اصلی از آن آشیقان است. آشیق با نامهای متفاوتی چون اوزان و بخشی در بین ملت های ترک شناخته شده است. آشیق یک نوازنده معمولی نیست. آشیق، یک ملت است و آنهم ملت ترک! صفی الدین ارموی (قرن 13 میلادی) وعبدالقادر مراغه ای (قرن 14 میلادی) دو موسیقیدان بزرگ آذربایجانی با شهرتی جهانی هستند که در پی ریزی اصول علمی موسیقی نقش عمده ای را بازی کرده اند. موسیقی ترکی با انواع متفاوت خود شامل ماهنی ها (موسیقی فولکلور)، موسیقی آشیق، موسیقی مقامی (یا ردیفی)، موسیقی کلاسیک موسیقی عشایر-روستایی(شامل موسیقی قشقایی، شمال خراسان و ...) بالاخره اخیراً پاپ و جاز از تنوع، وسعت و ظرافت بی نظیری برخوردار است.پرداختن به شهرت جهانی موسیقی آذربایجانی در این بحث کوتاه غیر ممکن است ولی تنها می توان افسوس خورد که جوانان ما غافل از این گنجینه گرانبهای خویش فقط خود را با موسیقی های بی مایه و غیر هنری غربی و فارسی مشغول ساخته اند. در آذربایجان شمالی از اوایل قرن 20 فعالیتهای ارزشمند و زیادی در راستای تئوریزه کردن موسیقی آذربایجانی به عمل آمد که منجر به خلق اپراها، باله ها، سمفونی های مدرن ملی آذربایجانی (نظیر اپرای لیلی و مجنون، کور اوغلو، شاه اسماعیل، سئویل، نادرشاه و ...) با الهام از موسیقی غربی برای اولین بار در آسیا گشت که از شهرتی جهانی برخودارند. در طول تاریخ ملت ترک آذربایجان چه خدمت هایی برای ایران کرده اند؟ آیا می دانید که آذربایجان زادگاه اولین چاپخانه، ترجمه اولین کتب خارجی، نخستین رمان، ادبیات کودک، نخستین کتابخانه عمومی، اولین شعر نو، اولین سینما، اولین نمایشنامه و تئاتر، اولین عکاسی، نخستین دانشگاه پزشکی، اولین دانشکده پرستاری و مامایی، نخستین کارخانه ها، نخستین انجمن زنان و اولین حق رأی به زنان، نخستین شهرداری، آموزش و پرورش نوین، نخستین مدرسه کرو لال ها، اولین مدرسه نابینایان، نخستین کودکستان و ... در ایران بوده است؟ شاید انتخاب تبریز به عنوان یک ولیعهدنشین در زمان قاجاریه نیز به خاطر همین پتانسیل استثنایی ملت آذربایجان بود ( منبع 11 ). مؤسس اولین مدرسه به سبک نوین در ایران، میرزاحسن خان رشدیه بود که در همین راستا کتابی به اسم "وطن دیلی" نوشت که در سال 1312 قمری در تبریز چاپ شده است. ایرانی ها و بخصوص هموطنان فارس زبانمان رشد و گسترش زبان فارسی را نیز مدیون حکومت های ترک هستند ( منبع 12و13 ). سرزمین آذربایجان، دانشمندانی چون پروفسور لطفی زاده واضع تئوری فازی، پروفسور حسین جوان از مخترعین لیزر، پروفسور جواد هیئت و پروفسور یحیی عدل از پیشگامان جراحی مدرن در ایران، پروفسور هشترودی را به جامعه علم و دانش معرفی کرده است. از مورخین و ادبیات شناسان معاصر ملی ترک نظیر پروفسور جواد هیئت، پروفسور ذهتابی، رحیم رئیس نیا، صمد سرداری نیا و ... نیز نام بردن لازم است. آذربایجان مهد انقلاب مشروطه نیز بوده است که در زمان خود حرکتی بسیار مترقی محسوب می شد. حرکات آزادی خواهانه ای دیگر چون قیام شیخ محمد خیابانی، حکومت 21 آذر 1324 نیز از سرزمین آذربایجان برخواسته است. آذربایجانی ها در انقلاب اسلامی نیز بین ملت های ایران پیشرو بودند. آذربایجانی ها در اکثر جنگ های بین ایران و کشورهای دیگر چون جنگ چالدران، جنگ های ایران و روسیه پرچم دار جبهه بودند. در جنگ ایران و عراق نیز با همت لشکر عاشورای آذربایجان و اعطای شهدای فراوان بود که شهرهای خوزستان از دست بعثیان خارج شد. آذربایجانی ها علاوه بر پرچمداری حرکات و نهضت های روشنفکری و آزادی خواهی در ایران و دلاوری و فداکاری در جبهه های جنگ، در صحنه های ورزشی نیز همیشه برای ایران افتخارآفرینی کرده اند. اما افسوس از ذره ای قدردانی!. متأسفانه در ایران با تلفیقی سیاستمدارانه، ترکان مردمانی سخت کوش معرفی می شوند که خانم هایشان دست پخت خوبی دارند! و نقش بنیادین آذربایجانی ها در جریانات روشنفکری، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی به عمد فراموش می گردد. آیا ترکان ایران یک ملت را تشکیل می دهند؟ از ملت دو تعریف متفاوت شده است، یکی تعریف اتنیک و قومی است که به مفهوم مجموعه ای از انسان ها با خصوصیات زبانی و تاریخی و فرهنگی مشترک است و دیگری مفهوم سیویک و سیاسی آن است که به مفهوم مجموعه ای از انسان ها با دولت و قانون مشترک و حقوق مساوی است که در نوشته حاضر اصطلاح تابعیت ( یا ملت- دولت) برای مفهوم دوم مناسبتر تشخیص داده شده است. با این تعریف یک اردبیلی ترک جزء ملت ترک محسوب می شود که تابعیت ایرانی دارد. یعنی تعریف اتنیک و سیویک ملت در ضدیت با یکدیگر نیست، چندین ملت می توانند تابعیت واحدی داشته باشند و بالعکس ملت واحدی می تواند از تابعیت چندگانه برخوردار باشد. کشورهای کثیرالملله در دنیا نظیر ایران فراوان هستند و صحبت از ملت ترک و عرب و فارس و غیره به معنی سوق دادن کشور به سوی تجزیه نیست، بلکه آنچه یک کشور را به سوی هرج و مرج و تجزیه پیش می برد، قائل شدن حقوق نابرابر برای ملت ها است. سر آغاز شونیسم فارس در ایران حال که مروری اجمالی به تاریخ و فرهنگ ترکان داشتیم، درک می کنیم که ما ترکان نه تنها همچون قارچهای یکروزه در ایران جوانه نزده ایم، بلکه ملتی با بیش از 27 میلیون جمعیت و ریشه ای چندین هزار ساله در منطقه سکونت خود هستیم. ما صاحب زبانی قدرتمند و زیبا و فرهنگ و ادبیاتی بسیار غنی هستیم که پشتوانه عظیمی برای ملت ما محسوب می شود. اما دوباره به سئوالات اول نوشته برمی گردیم. چرا ما از هویت (کیملیک) و دارایی فرهنگی (وارلیق) خود بی خبر هستیم؟ و آنچه را از تاریخ ایران می دانیم اکثراً در جهت تحقیر ملت و فرهنگمان است؟ جواب را باید در 80 سال سیستم حاکم شونیسم فارس که ارمغان رژیم پهلوی است جست. شونیسم یعنی اعتقاد به برتری نژادی و یا حقوقی ملتی بر ملت دیگر. با کنار رفتن قاجاریه یا آخرین حکومت ترک در ایران، رژیم نژادپرست پهلوی با نقاب وحدت ملی ولی دراصل برای خدمت به اربابان خارجی خود تمرکزگرایی (سانترالیسم) افراطی و یکسان سازی اجباری هویتی- فرهنگی کشور کثیرالملل ایران را در دستور کار خود قرار داد. طبق سیستم جدید شونیستی، ایران یعنی تنها سرزمین ملت فارس و دیگر ملت های ترک، کرد، عرب، بلوچ و ... باید از صحنه فرهنگی- سیاسی ایران محو می شدند. دلیل استعمارگران خارجی بخصوص انگلیس برای این سیاست نیز ایجاد قدرتی یکپارچه به عنوان سدی در مقابل رقیب استعماری روسیه (که به تازگی سیاستهای ضد سرمایه داری را نیز پیشه کرده بود) و ساده کردن بازی های استعماری خود در منطقه با جایگزینی یک مهره بجای چندین کانون قدرت ملی بود. البته دلایل دیگری نیز برای مبارزه با عنصر ترک نیز در این منطقه وجود داشت. اول خاطره تلخ اروپاییان از دولت مقتدر عثمانی و دیگری ترس از پیشرو بودن ملت ترک آذربایجان در حرکات روشنفکری و ضد استعماری بود، چرا که در آن زمان در نتیجه ارتباط زبانی ملت ترک آذربایجان با آزادیخواهان همزبان خود در آنسوی رود آراز و ترکیه دروازه ورود اندیشه های نو و آزادیخواهی به ایران بود. این دوران مقارن بود با عصر نظریه های نژادپرستی به خصوص تئوری ساختگی نژاد برتر آریا در اروپا، که دستاویز استثمارگران شده بود. این تئوری های نژادپرستانه، ساخته و پرداخته اروپاییان، در ایران منبع الهام و تغذیه برای عده ای روشنفکر جیره خوار دربار پهلوی گشت تا با این رژیم در نابودی ملت های ایرانی غیر فارس همراه گردند. آنها برای نابودی دیگر ملت ها، یکسان سازی اجباری هویتی ملت ها را پیشه کرده و زبان و فرهنگ ملت ها را مورد حمله قرار دادند. حکومت مرکزی نابودی فرهنگی ملت ها را به نسل کشی ترجیح داد، هرچند که در مواردی نیز جنایت و خونریزی را نیز بر این ملت ها روا داشت. فعالیت های شونیستی در این دوران عموماً در قالب ایده های پان ایرانیستی صورت می گرفت. پان ایرانیست ها طرفدار ایجاد ملت واحد ایرانی از طریق نابودی هویت ملت های غیر فارس و فارس سازی اجباری آنها هستند. از اینروست که پان ایرانیستها ( =شونیستها) به پان فارس نیز معروف گشته اند. مرامنامه شونیسم فارس را میتوان در نژادپرستی آریایی، ترک ستیزی، عرب ستیزی، اسلام ستیزی، باستان گرایی و تبلیغ دین زرتشت خلاصه کرد. اگرچه جرقه های شونیسم فارس قبل از رژیم پهلوی و تحت تأثیر غربیان در ایران زده شده بود، ولی ارتقاء آن در حد یک سیاست حکومتی از زمان رضاخان شروع شد. از بنیانگذاران باستان گرایی و شونیسم آریایی نیز می توان از آخوندزاده، جلال الدین میرزای قاجار، میرزا ملکم خان و در نسل بعد، سیدحسن تقی زاده، کاظم زاده ایرانشهرتبریزی، محمودافشار، احمدکسروی، تقی ارانی، ملک الشعرای بهار، رضازاده شفق، محمد علی فروغی، جوادشیخ الاسلام زاده، یحیی ذکاء و ... نامبرد. شونیست ها چه ها کردند! شونیستها برای نابودی ملت های دیگر چه ها که نکردند؟! • سوادآموزی به زبان های غیر فارسی ممنوع شد. • حتی سخن گفتن به این زبان ها نیز در مواردی با محدودیت مواجه گشت. • چاپ و نشر کتاب های غیر فارسی در رسانه های جمعی ممنوع شد. • انواع تحقیرها و توهین ها علیه ملت های غیر فارس شروع شد. • موسیقی ملت های غیر فارس با محدودیت های فراوان مواجه گشت. • تاریخ ملت های مختلف تحریف شد و ترک و عرب را نیز اقوام مهاجم غیر ایرانی و عامل عقب ماندگی ایران معرفی کردند. • با تئوری های مختلف سعی در تحقیر تاریخ و زبان این ملت ها برآمدند. • مبداء تاریخ را به زمان هخامنشیان تغییر دادند و تمدن های قبل و بعد از آن را کمرنگ تر و تحریف کردند. • اقدام به بزرگنمایی و جعل تاریخ تمدن پارس و آریایی کردند. • از لحاظ اقتصادی توجه به مناطق غیرفارس کمتر شد. • اقدام به تغییر اسامی شهرهای غیرفارس کردند. • اندیشه برتری قوم فارس را با برچسب های مختلف تجزیه طلبی و کمونیست بودن و جاسوس بیگانه بودن و غیره مورد انواع اذیت ها و تهدیدها قرار دادند. • با فرستادن مسئولین دولتی فارس به مناطق غیرفارس، سعی در کنترل این مناطق داشتند. • با فرستادن سپاهیان دانش فارس زبان به مناطق غیرفارس زبان و بالعکس، سعی در استحاله قومی داشتند. • مهاجرت های اجباری جهت تغییر بافت عمومی ایران را حمایت می کردند. • سعی در تغییر ترکیب بومی نیروهای نظامی هر منطقه داشتند. • به سرکوب های خونین مناطق مختلفی نظیر آذربایجان ترکمن صحرا، کردستان و خوزستان پرداختند. • انواع کتب و نوشته های ضدملت ها، نظیر شاهنامه را ترویج و تبلیغ کردند. • سعی در شناساندن کشور ایران بعنوان سرزمین پارس یا پرشیا بعنوان موطن فارس زبانان داشتند. • نامگذاری غیرفارسی بر روی کودکان را سخت و حتی غیرممکن می کردند. • با تقسیم بندی ها و نامگذاری های متفاوت مناطق غیرفارس نظیر آذربایجان ( به آذربایجان غربی و شرقی و زنجان و همدان و اراک و امروزه اردبیل و قزوین ) و عربستان ( به خوزستان)، سعی در نابودی نام ملت های غیرفارس داشتند. • ملت های مختلف ایرانی غیرفارس را قوم، قبیله، عشیره، خرده فرهنگ و اقلیت نامیدند. • زبان های غیرفارسی را لهجه و گویش نامیدند. • به اختلاف داخلی بین اقوام دامن زدند. • ارتباط ملت های غیرفارس با همزبانان خود در ماورای مرزهای ایران را با انواع تهدیدها مواجه کردند. • آماری مخدوش از جمعیت ملت های غیرفارسی اعلام کردند. • و دهها ظلم و جنایت دیگر. شروع تحقیرها مقارن با سرکار آمدن رژیم نژادپرست پهلوی نوشته زیر در روزنامه سلامت چاپ گیلان درج می گردد: « مقصد از خلع احمدشاه، نه اینکه تبدیل اصول نظام به جمهوریت بود، نه، نه، نعوذبالله، بلکه تعویض طایفه قلدرآسای قاجاریان ترکی به سلاله طاهره نجیب پهلوی فارسی بود.»( منبع 31 ). تحقیرها در این دوره شروع می شود. مستوفی – استاندار دست نشانده حکومت پهلوی در آذربایجان- از سرشماری در آذربایجان به خرشماری تعبیر می کرد و با جمله معروف خود، اندیشه تبعیض گرایانه سیستم نژادپرست پهلوی نسبت به آذربایجانی ها را عیان می سازد: « آذربایجانی ها ترکند! یونجه خورده و مشروطیت گرفته اند، حالا نیز کاه می خورند و ایران را آباد می سازند». محمودافشار – تئوریسین مزدور دربار که هیچ حقی را برای ترکان کشور قائل نبود و حتی با 5 دفیفه آموزش زبان ترکی در مدارس و دانشگاه ها مخالفت می کرد، پیشنهاد مدرسه های مادرانه در آذربایجان را مطرح می کند. جوادشیخ الاسلامی تئوریسین دیگر در تکمیل نظرات محمودافشار طرح جدا کردن اجباری نوزادان شیرخوار آذربایجانی و نگهداری آنها در شیرخوارگاههای مخصوص که تا هفت سالگی تماس با والدینشان نداشته و کلامی از آنها نشنوند تقدیم دیکتاتور زمان خود می کند ( منابع 14و20 ). محسنی رییس فرهنگ استان آذربایجان می گفت: « هرکس که ترکی حرف میزند، افسار الاغ به سر او بزنید و او را به آخور ببندید...»( منبع 40 ). ذوقی، رییس فرهنگی که بعد از محسنی به آذربایجان آمد، صندوق جریمه ترکی حرف زدن در دبستان ها گذاشت تا هر طفل دبستانی آذربایجان که جسارت ورزیده و ترکی صحبت کند، جریمه شود. تئوریسین ترک خودباخته- احمدکسروی- نیز در این زمان دست بکار میشود و تئوری ساختگی زبان آذری یا زبان باستانی آذربایجان را ارائه می کند و طبق آن، با کشف چند روستای غیرترک زبان در آذربایجان، مدعی می گردد زبان بومی آذزبایجان، آذری یا لهجه ای از فارسی بوده که در دوران مؤخر در اثر حمله ترکان و مغولان، زبان ترکی به آنها تحمیل شده است. این تئوری که به نقد آن خواهیم پرداخت بعدها دستاویز تئوریسین های مزدور دیگری شده است تا به آن شاخ و برگ دهند و زبان ترکی را زبان تحمیلی بنامند. همراستا با این سیاست، جوک سازی علیه ملت های غیرفارس و ملت ترک شدیدتر می گردد. اقدامی که اگرچه در عامه مردم با نیت خاصی انجام نمی پذیرد، ولی در پشت پرده حمایت می شود. اقدامی پلید که تا امروز نیز با ظهور دلقک هایی چون ماهی صفت (مستر بین) ادامه پیدا می کند. شروع تحریف ها همانطور که نوشته شد، با ظهور نظریه پردازان وابسته ای چون کسروی و محمود افشار و شیخ الاسلامی و ... تحریف های تاریخی علیه اقوام غیرفارس و نظریه های نژادپرستانه به نفع طبقه حاکم و ملت فارس، شروع شد. آنها قصد داشتند و دارند چنین تلقین کنند که صاحبین اصلی ایران فقط ملت فارس است و ساکنین این منطقه از دیرباز از نژاد برتر پارس یا آریا بودند و برای توجیه وجود دیگر ملت ها در ایران یا زبان آنها را در حد گویش و لهجه فارسی تقلیل می دهند (مانند کردی و لری و بلوچی و حتی بعضاً خود ترکی!) و یا زبان هایی معرفی می کنند که در اثر حمله خارجیان به مردم منطقه که اصالتاً آریایی بودند به آنها تحمیل شده است (مانند زبان ترکی و عربی)!. تحریف های این دوره دو محور عمده داشت، بزرگنمایی تاریخ و فرهنگ و زبان ملت فارس و خردکردن هویت دیگر ملت های ساکن ایران. در راستای اولین محور تئوری ها و جعلیات باستان شناسان غربی که در حال کندوکاو تپه های باستانی ایران بودند، به داد تئوریسین های شونیست داخلی رسید. آنها قصد داشتند تاریخ ایران را محدود به دوران هخامنشی، ساسانی و اشکانی کرده و دوران تمدن های باشکوه ماقبل آن و دوران حکومت های ترک و اسلامی بعد از آن را کمرنگ تر جلوه دهند!. به گونه ای مشکوک کورش و داریوش را تقدیس و پرستش می کردند! سرمایه های هنگفت جهت بزرگنمایی این برهه از تاریخ ایران تحت نام جشن های 2500 ساله صرف می شود و حتی مبداء تاریخ نیز به ابتدای حکومت هخامنشیان تغییر داده می شود! شروع به تبلیغ نژاد ساختگی آریا و منزه نشان دادن این نژاد که تا آن تاریخ برای ملت های ایرانی مجهول بود، کردند. از طرفی نیز ترک ستیزی و عرب ستیزی و اسلام ستیزی را در برنامه کار خود قرار دادند. اعراب و ترکان را دشمن ایران و ایرانی و نابودکننده تمدن ایران معرفی کردند و گاه زبان مهاجمین! ( منابع 22و26 ). نژاد آریا و هخامنشیان آرتور گوبینو (سفیر فرانسه در ایران) در کتاب " گفتگو در باب نژادهای بشری" (1853-1855) مینویسد: «میان اشراف و مردم عادی اختلاف نژاد وجوددارد. اشراف اروپایی همه از نژاد آریایی یعنی نژادی که برحسب طبیعت، برتر، مسلط و تمدن ساز است، منشعب می شوند. بنابراین حق حکمرانی و استفاده از امتیازات (نامشروع) را دارند». گوبینو با این تئوری تلاش کرد تا با توسل به افسانه نژاد آریایی و برتری این نژاد، نابرابری اجتماعی میان طبق اشراف با سایر طبقات جامعه را توجیه نماید و از ایده او می توان سرنخ علت ابداع افسانه آریا را کشف کرد ( منبع 22 ). این تئوری پردازی گوبینو و هم مسلکان او مقارن بود با کشف کلمه آریا (به معنی شورش، شورشی و شورش کردن) در کتیبه های هخامنشی و تحریف آن به مفهوم یک نژاد (توسط شارپ و کنت) و مطرح شدن تئوری زبان های هند و اروپایی توسط ویلیام جونز (1786). پیوند این تئوری زبان شناسی که خود با اشکالات بنیادی مواجه بود-که امروزه بر اکثر زبان شناسان عیان است- با ایده برتری نژاد آریایی این نظریه را پیش کشید که متکلمین زبان های هند و اروپایی از نژاد برتری بنام آریا، سرچشمه می گیرند (یعنی معادل قرار دادن مجموعه ژنتیکی و مجموعه زبانی!) و این تئوری قلابی، دستاویز استعمارگران گشت تا نسل کشی های قرن 20 را ترتیب دهند. ناصرپورپیرار - تاریخ نویس انقلابی معاصر- در سری کتاب های نگاهی به تاریخ ایران ( منبع 21 ) با مدارکی دقیق، پرده از یک تؤطئه تاریخی بر می دارد و تاریخ نویسان و باستان شناسان شونیست ایرانی را که اکثراً هنری جز بازنویسی و تواشیح نویسی تاریخ ساخته و پرداخته غرب ندارند، آنچنان شوکه می کند که در جواب تئوری های انقلابی او جز بد و بیراه، حرفی برای گفتن ندارند! در این کتب جدیدالانتشار باستانشناسان و تاریخدانان غربی، متهم به جعل تاریخ برای ایران می شوند. طبق تئوری ناصرپورپیرار، تاریخدانان غربی با یک سری اقدامات مشکوک و هماهنگ قصد دارند هخامنشیان را از غارت و تجاوزی که منجر به نابودی تمدن های ایرانی قبل از خود شدند، تبرئه کنند. در این کتاب ها با مدارکی قوی نشان داده می شود که هخامنشیان نه تنها نجات بخش ملت های منطقه نبودند بلکه حتی در خود کتیبه های هخامنشی دائماً به نارضایتی های ملت های تحت سلطه هخامنشیان و سرکوب های وحشیانه توسط این حکومت اشاره شده است. هخامنشیان نه تنها ایرانی الاصل نبودند، بلکه قومی خونریز بودند که قوم یهود برای نجات اسیران خود در بابل آنها را اجیر کرده بود! آنچه از آن بعنوان قانون حقوق بشر کوروش نام برده می شود نیز چیزی نیست جز حق و حقوقی که برای یهودیان قائل بودند و نه دیگر اقوام. تورات بهترین شاهدی است که از خادمین قوم یهود، یعنی کوروش و داریوش سخن می گوید. هخامنشیان با تدبیر و سرمایه یهود، سلطه خود را بر دیگر ملت ها گسترش می دهند و آنچه امروز همچون تخت جمشید، بعنوان شاهکارهای دوران هخامنشی در بوق و کرنا گذاشته می شود، حتی به تصریح خود سنگ نوشته های هخامنشی چیزی نیست جز گلچینی از هنر و معماری دیگر ملت ها. در این کاخ ها حتی علامتی را نمی توان یافت که بتوان آن را هنر آریایی یا هخامنشی معرفی کرد. تخت جمشید که بر خرابه های معابد تمدن عظیم ایلامی بنا شده است، بنظر می رسد که تقلیدی ناشیانه از دیگر تمدن ها و بخصوص معابد یهودی باشد. اما می بینیم که مورخان غربی و اذناب ایرانی آنها سعی در پنهان کردن و حتی تخریب آثار تمدن ایلامی و دیگر تمدن های نابود شده توسط هخامنشیان را داشته، در حالی که قداستی غیر معمول و استثنایی توأم با افسانه پردازی برای هخامنشیان قائلند. آنها می خواهند ملت فارس را مذبوحانه امتداد نژاد ساختگی آریا و وارثین تاج و تخت هخامنشیان معرفی کنند! غافل از اینکه چنین نیست و ملت فارس نیز باید همپای دیگر ملت ها به آتش افکار نژادپرستانه بسوزند و گرفتار مالیخولیای آریا گرایی و باستان پرستی شوند! آری این است تمدن باشکوه هخامنشی با نژاد پاک آریایی اش! دروغ هایی که تاریخ نویسان مزدور غربی برای ما ساخته اند تا ملتهای منطقه را تحقیر کنند و یا به جان همدیگر بیاندازند! حکومت ظالم هخامنشی با آمدن لشگر نجات بخش اسکندر از صحنه ایران محو می شود و جای خود را به کلنی های دست نشانده یونانی در ایرانی می دهد که مورخان غربی و نشخوارکنندگان آنها با تحریفات و جعلیات فراوان قصد دارند پادشاهی های اشکانی و ساسانی را در این دوره علم کنند! توضیحات در این موارد، بحثی مفصل می طلبد و در این مختصر نمی گنجد و خواننده را مصرانه دعوت به مطالعه تاریخ صحیح ایران باستان می کنیم ( منبع 21 ). این بود مختصری از تاریخ شروع باستان گرایی و آریاگرایی در ایران، اندیشه ای که رضاشاه را در دوران جنگ جهانی دوم به سمت هیتلر، دیوانه نژادپرست قرن سوق داد. زبان آذری یا زبان باستانی آذربایجان! کسروی تاریخ نویس آذربایجانی (1269-1324 هجری شمسی) اگرچه در زمینه تاریخ معاصر آذربایجان و تاریخ انقلاب مشروطه آثار معتبری دارد اما در زمینه زبان شناسی تئوری نادرستی را ارائه کرد که تبدیل به دستاویز شونیسم فارس جهت نابودسازی فرهنگی ترک ها شد. وی بر اساس این تئوری با استناد به وجود 4 روستای غیرترک زبان در آذربایجان و چند بیت شعر به زبان ها و لهجه های گوناگون و متفاوتی ( هرزنی، تالشی، تاتی، گیلکی و رازی) که خود همه آنها را آذری نامید، مدعی شد زبان باستان آذربایجان آذری یا لهجه ای از پهلوی است که در دوران صفویان ترکی شده است. روشنفکرنمایان دیگری چون عبدالعلی کارنگ و تقی ارارنی و ... نیز دنباله روی این تئوری و سیاست شده و هر یک با ارائه تئوری هایی مضحک قصد داشته اند که تیشه بر ریشه ترکان ایران زده و ارتباط آنها را با ترکان دنیا و اجداد ترک خود قطع کنند. گاه آنها را آذری نامیدند که زبان ترکی بر آنها تحمیل شده و گاه تا ادعاهای خنده داری چون ترکی لهجه ای از فارسی است، نیز پیش رفته اند! اما در رد این تئوری ها به موارد زیر باید اشاره کرد: • زبان آذری چگونه زبانی بوده است که جز چند دوبیتی و غزل و چند واژه از آن چیزی باقی نمانده است؟! و اگر قرار باشد اصالت و قدمت زبانی در خطه آذربایجان مورد قبول واقع شود آنهم زبان ترکی است که از آن نه چند واژه و چندبیتی بلکه دهها دیوان و هزاران بیاتی و فولکلور و چندین میلیون ترک زبان (؟) باقی مانده است که تنها دده قورقود خود به تنهایی به اثبات قدمت زبان ترکی در آذربایجان کافی است! • آیا چند چندبیتی آذری از زبان چند شاعر ساکن آذربایجان می تواند دلیلی بر آذری بودن تمام مردم هم عصر آن شاعر در آذربایجان باشد؟! • آذری چگونه زبانی است که حتی خود تئوریسین آن مدعی اند که تفکیک آن از لری و گیلکی آسان نیست؟! • آذری چگونه زبانی بوده که حتی دو نوشته هم شکل که لغات اصلی آن یکی باشد از آن پیدا نشده است؟ • این زبان باستانی چگونه زبانی بوده که به سادگی جای خود را به زبان ترکی آذری داده است؟ چگونه ترکان موفق شده بودند تا اعماق روستاها را ترک کنند؟! درحالیکه شونیسم فارس با 80 سال قدمت در عصر مخابرات و ماهواره و مطبوعات با صدها وسیله و ظلم و جور هنوز نتوانسته است یک روستای آذربایجان را فارس کرده و زبان ترکی را در آدربایجان محو کند؟! چرا زبان مردم جمهوری آذربایجان در اثر دویست سال حکومت روس ها تغییر نکرده است؟! • چرا زبان مردم اصفهان که بیشتر از تبریز پایتخت ترکان و مغول ها بوده است، تغییر نکرده است؟! • چرا مغول ها به جای زبان مغولی، ترکی را در ایران تحمیل کردند؟! اگر قرار بود مهاجمین زبان خود را به ایران تحمیل می کردند، چگونه است که حتی یک روستای مغول زبان در ایران یافت نمی شود؟ • اگر وجود چند منطقه محدود در آذربایجان به زبان های تاتی و هرزنی، دلیل بر آذری بودن آذربایجان بوده، پس وجود ترکان قشقایی در استان فارس که تعدادشان بمراتب بیشتر از تاتی ها و هرزنی های آذربایجان است نیز دلیل بر ترک بودن استان فارس در گذشته می باشد!! • اینکه زبان رایج امروز آذربایجان، لهجه و گویش زبان فارسی باشد، جوکی بیش نیست که می تواند زاییده افکار آدمهای بی سوادی باشد که هنوز فرق گویش و لهجه و زبان را نمی دانند (شاید هم می دانند) و نمی دانند که زبان ترکی و فارسی از لحاظ ساختاری، گرامری و لغوی، دو زبان کاملاً متفاوتند که در یک ظرف نمی گنجند! • چرا تاکنون از پدر و مادر و پدربزرگ خود نشنیده ایم که بگویند من آذری هستم یا آذری صحبت می کنم؟! آنها همیشه گفته اند و می گویند: « من تورکم» یا « تورکی دانیش». به جز عده معدودی خودباخته فرهنگی که در اثر تبلیغات شونیسم فارس از هویت خود بی خبر و شرمنده شده اند، کسی از این اصطلاح ساختگی (آذری) استفاده نمی کند. این مردمند که نام خود را بهتر می دانند و احتیاجی به نامگذاری چند روشنفکرنما را ندارند! پس زبان ترکی در ایران نمی تواند محصول حمله یک اقلیت باشد، و اگر حتی بومی (ساکنین اولیه) بودن ترک های ایران را نیز نپذیریم باید حداقل اقرار کنیم که وجود ترکان در ایران ناشی از یک یا چند مهاجرت بسیار گسترده قومی است که زبان مادری خود را به این سرزمین آورده اند نظیر مهاجرتهایی که بافت فرهنگی دیگر نقاط دنیا را شکل داده است! حتی خود شخص کسروی نیز در مقاله ای که به زبان عربی در نشریه العرفان نوشته است، عکس مطالب مورد ادعای خود را – نظریه زبان آذری- مدعی می شود ( منبع 44 ). به هرحال حتی اگر کسروی و همفکرانش هم راست بگویند و از زمان صفویان ترک شده باشیم، زبان ما و مادرمان و اجدادمان تا جاییکه می شناسیم ترکی بوده و تحمیلی نامیدن زبان مادری مان توهینی است غیر قابل قبول! چه از زمان صفوی ترک شده باشیم و چه از زمان سومری ها، خواه از تبار ترک باشیم و خواه از تبار آریا، سخن گفتن و نوشتن و آموزش و پرورش به زبان مادری حق ما است و کسی نمی تواند این حق اولیه را با استناد به تئوری های تاریخی از ما بگیرد! [ ۱۳٩٠/۳/۱ ] [ ٥:۱۸ ب.ظ ] [ جمشید چایانی ] نظرات (1) عاشیقلار خوْش گلدین قدم قوْیۇب آستا-آستا، سن بۇ دییارا، خوْش گلدین! سۆزدۆرۆب آلا گؤزلهری. قاشلارێ قارا، خوْش گلدین! اوْغرۇن دۇرۇب، قێیا باخدێن، مۆژگانێن سینهمه چاخدێن، جیسمیمی یاندێرێب یاخدێن، آلێشدێم نارا، خوْش گلدین! قاینایێب، پئیمانێم دوْلۇب، سارالێب گۆل رنگیم سوْلۇب، حسرهتین چکمهکدهن اوْلۇب، سینهم صدپارا، خوْش گلدین! دوْستۇن وفاسێنێ گؤردۆم، سئچیب، سئویب، کؤنۆل وئردیم، تزهلهندی کؤهنه دردیم، دردیمه چارا، خوْش گلدین! سینهمدی عئشقین دفتری، سنسن دیلیمین ازبری، یازێق آشێق علسگری، چکمهیه دارا، خوْش گلدین! یئریدی بیر گؤزهل کئچدی قارشێدان، ساللاندێ، یانا یئریدی. کیرپیک چاخدێ، اوْغرۇن باخدێ، اوْد سالدێ جانا، یئریدی. اوْوچۇ تک برهده دۇردۇ، قاشلارێندان کامان قۇردۇ، مۆژگانێن سینهمه وۇردۇ، قمزهسی قانا یئریدی. هانێ بئله حۇری، قێلمان؟! ائیلهمیر دردیمه درمان. چئشمیم یاشێ اوْلۇب عۆممان، یاشێل باش سوْنا یئریدی. جامالێن بنزهتدیم آیا، احسن قۆدرهت وئرهن پایا. ائندیریب سالمادێ سایا، دوْست مئهریبانا، یئریدی. دئدیم: قێز، گئتمه، اماندێ، علسگر اوْدۇنا یاندێ. دئدی: قوْجادێ، پیراندێ، مرد-ۆ-مردانه یئریدی. گؤزل نه باخێرسان پنجرهدهن، خۇمار گؤزۆن سۆزهن گؤزهل؟ سئیراقۇبلا اشنا اوْلۇب، باغرێم باشێن ازهن گؤزهل؟ بۆللۇر بۇخاق، بیاز گردهن، عاغلێمێ آپارێر سردهن، یاخاسێنا هردهن-هردهن، اینجی، صدهف دۆزهن گؤزهل! قلبیمی یاندێردێن اوْدا، سیرّ سؤزۆمۆ وئرمه یادا، اۇیۇبسان ظالێم خوْریادا، مندهن کنار گزهن گؤزهل! گۆمۆش کمهر، اینجه بئللی، آغ بیلهکلی، نازیک اللی، آی قاباقلێ، سییاه تئللی، اۆرهییمی اۆزهن گؤزهل! خیالێم چاشێر گۆلهنده، پۆنهان دردیمی بیلهنده. علسگر سیزه گلهنده، سێغاللانێب بزهن، گؤزهل! مارال سحر-سحر چئشمه اۆسته دۇرۇر بوْیۇ بالا، مارال، آلا گؤزلهر گیریب قصده، ایستهر جانێم آلا، مارال! سئودیم ظالێم، باغرێ داشێ، آلماز کیرپیک، قلهم قاشێ، ترلان گؤرۆب یاشێل باشێ، ساغێن، قایناق چالا، مارال! آغ اۆزده خالێن بنؤوشه، آز قالێر باغرێمێ دئشه، مجنۇنلۇقدۇ منه پئشه، دۆشمۆشهم ماحالا، مارال! اؤپمهدیم آلا گؤزۆندهن، دوْیمادێم شیرین سؤزۆندهن، منی آیێرێب اؤزۆندهن، سالما دالدان-دالا، مارال! جامالێندێ شمس-ۆ-قمهر، وصفین اوْلۇب دیلده ازبر، اۇجۇندان یازێق علسگر، دؤنۆبدۆ آبدالا، مارال! جئیران دۇرۇم دوْلانێم باشێنا، قاشێ، گؤزۆ قارا، جئیران! حسرهتیندهن خسته دۆشدۆم، ائیله درده چارا، جئیران! سؤز ائشیدیب، عرضیم قانسان، من یانێرام، سن ده یانسان، اؤزۆن بیر تۆلهک ترلانسان، نییه اۇیدۇن سارا، جئیران؟ علسگرهم، آبدال اوْللام، عئشقین گیردابێندا قاللام، کۆسدۆرمۆشهم، کؤنلۆن آللام، یالوارا-یالوارا، جئیران
جدول علوم
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
بوی بد دهان می تواند نشانه ی بیماری باشد
بوی بد دهان می تواند نشانه ی بیماری باشد
علل بوی بد دهان را می شناسید؟

بختیار وهابزاده
حیاتی
بختيار محمود اوغلو وهابزاده 1925-جي ايلده شکي شهرینده آنادان اولموشدور. آذربايجان ادبياتي نين، بوتؤولوکده آذربايجان ادبي فيکري نين گؤرکملي نوماينده سي اولان خالق شاعيري بختيار وهابزاده نين آدي تکجه قوزئی آذربایجان رئسپوبليکاسیندا دئييل، اونون حودودلاريندان چوخ-چوخ اوزاقلاردا تانينير. بختيار وهابزاده شاعير، دراماتورق، ايستعدادلي عاليم و پوبليسيست اولماقلا ياناشي، غئيرتلي و جسارتلي ايجتيماعي خاديم، ساده و صميمي اينسان کيمي ده تانينير و سئويلير. تصادوفي دئييل کي، اونون اثرلري - شعر کيتابلاري، دراملاري و پوبليسيستيک يازيلاري دونيانين چوخ ديللرينده، او جومله دن اينگيليس، فرانسيز، آلمان، فارس، پولياک، ايسپان، ماجار و کئچميش سووئت بيرليگي نين بير چوخ خالقلارين ديللرينه ترجومه ائديلميش و بو اثرلر چوخ بؤيوک ماراق و سئوگي ايله قارشيلانميشدير. 1934-جو ايلده عاييله سي ايله برابر باکي'يا کؤچموشدور. 1942-جي ايلده اورتا مکتبي بيتيريب، باکي دؤولت اونيوئرسيتئ سي نين فيلولوگييا فاکولته سينه داخيل اولموش، 1947-جي ايلده همين فاکولته ني بيتيريب اونيوئرسيتئ نين نزدينده آسپيرانتورايا قبول اولونموشدور. 1951-جي ايلده " صمد وورغونون ليريکاسي " موضوعوندا نامزدليک، 1964-جو ايلده ايسه " ص.وورغونون حيات و ياراديجيليغي " موضوعوندا مونوقرافيياسيني مودافيعه ائديب، فيلولوژي علملر دوکتورو عاليمليک درجه سيني آلميشدير. بختيار وهابزاده بديعي ياراديجيليغا ايکينجي جهان موحاريبه سي ايللرينده باشلاميش، 1945-جي ايلده يازيچيلار ايتتيفاقي نين عوضولوگونه قبول اولونموشدور. محصولدار بديعي ياراديجيليقلا ياناشي، ب.وهابزاده، 1940 ايلدن آرتيق اونيوئرسيته ده درس دئميش، 1990-جي ايلدن تقاوده چيخميشدير. 1980-جي ايلده آذربايجان علملر آکادئميياسي نين مخبر عوضوو سئچيلميشدير. ب.وهابزاده 70-دن آرتيق شعر کيتابي نين، 2 مونوقرافييانين، 11 علمي پوبليسيست کيتابين و يوزلرله مقاله نين مؤليفيدير. باکي آکادئميک دؤولت درام تئاتري نين صحنه سينده اونون " ويجدان " ، " ايکينجي سس " ، " ياغيشدان سونرا " ، " يوللارا ايز دوشور " ، " فرياد " ، " هارا گئدير بو دونيا ؟ " ، " اؤزوموزو کسن قيلينج " ، " جزاسيز گوناه " ، " دار آغاجي " پيئسلري تاماشايا قويولموشدور. او، تاريخي و موعاصير موضوع دا 20-دن آرتيق ايري حجملي پوئمانين مؤليفيدير. او، 1974-جو ايلده امکدار اينجه صنعت خاديمي، 1975-جي ايلده رئسپوبليکا، 1984-جو ايلده ايسه سسري دؤولت موکافاتي لاورئاتي آدلارينا لايق گؤرولموشدور. 1985-جي ايلده اونا " خالق شاعيري " آدي وئريلميش، 1995-جي ايلده ايسه آذربايجان خالقي نين ميللي آزادليق اوغروندا موباريزه سينده خصوصي خيدمتلرينه گؤره " ايتقلال " اوردئني ايله تلطيف ائديلميشدير. ب.واهابزادنين شعرلري اوبرازلارين کاميلليگي و اوريژينالليغي ايله سئچيلير. اونون بوتون اثرلرينده دونيايا فلسفي باخيش اساس يئر توتور. سون 30-40 ايلده آذربايجان ادبياتيندا ب.وهابزاده قدر عوموم خالق محبتي قازانميش ايکينجي بير شاعيرين آديني چکمک چتيندير. بديعي، علمي، پوبليسيستيک ياراديجيليغيني ايجتيماي-سياسي فعاليتله عوضوي صورتده علاقه لنديرن ب.وهابزاده 4 دفعه آذربايجان عالي سووئتي'ن(1980-1995)، 1 دفعه ايسه آذربايجان رئسپوبليکاسي ميللي مجليسي'نه ميلت وکيلي سئچيلميشدير (1995-2000). او، هله 60-جي ايللردن باشلايان ميللي آزادليق حرکاتي نين اؤنجوللريندن بيري اولموشدور. 1959-جو ايلده يازديغي " گولوستان " پوئماسي ايله ايکي يئره پارچالانميش آذربايجانين تاريخي فاجيعه سيني ديله گتيرميش، روس و فارس ايمپئريياسي نين پنجه سي آلتيندا اينله ين آذربايجان خالقي نين آزادليق و ايستيقلال اوغرونداکي عدالتلي موباريزه سينه قوشولموشدور. بو پوئمايا گؤره 1962-جي ايلده شاعير " ميللتچي " دامغاسي ايله آذربايجان دؤولت اونيوئرسيته سیندن چيخاريلميش، يالنيز 2 ايلدن سونرا يئرينه قايتاريلميشدير. سووئت رئژيمينده ميللي وارليغي تاپدانان، هر جور محروميتلره معروض قالان ميلتين دردلريني رمزلر و موختليف ادبي اوسوللارلا ايفاده ايتميش، ايري حجملي پوئمالاري و پيئسلرينده حاديثه لري يا تاريخه، يا دا باشقا اؤلکه لره کئچيره رک اؤز ميلتي نين دردلريني ديله گتيرميشدير. بيرباشا سووئت ديکتاتوراسيني ايفشا ائدن اثرلريني ايسه شاعير، سوويئتلر ايتتيفاقي داغيلاندان سونرا " صانديقدان سسلر " باشليغي آلتيندا نشر ائتديرميشدير. بو واختا قدر قودرتلي سؤز اوستاسي، کسکين پوبليسيست، ادبي-بديعي پروسئسين تشکيلاچيسي کيمي تانينان ب.وهابزاده سون واختلار خالقي دوشوندورن بير چوخ مثله لرده، او جومله دن اويدورما قاراباغ پروبلئمي ايله علاقه دار مساله لرده آغساققال کيمي جيددي فعاليت گؤسترير. هابئله او، آنا ديليميزين صافليغي، تميزليگي اوغروندا دايم، يورولمادان موباريزه آپارير. ب.وهابزاده نين ائوي بير نوع، ميلتين اوميد قاپيسينا دؤنموشدور. بئله کي، رئسپوبليکانين موختليف کند و رايونلاريندان هر گون اونلارلا مکتوب آلير، نئچه-نئچه شيکايتچيني ائوينده قبول ائدير، اونلاري دينله يير و ايمکان داخيلينده هر بيري نين دردينه علاج ائتمه يه چاليشير. رئسپوبليکا عالي سووئتي نين سئسسييالاريندا، ايجتيماعي-سياسي مجليسلرده، کوتلوي اينفورماسييا واسيطه لرينده کي چيخيشلاريندا او، خالق منافعيي نين اصل مودافيعه چيسي، حاقيقي وطنپرور و ايجتيماي خاديم کيمي هامي نين درين حؤرمت و محبتيني قازانميشدير. ياراديجيليغي بويو خالقين ايستک و آرزولاريني ترنم ائدن، بو آرزولارين حياتا کئچمه سينه چاليشان وطنداش شاعير اوچون خالقين منافعي اونون شخصي منافعيينه چئوريلميشدير.
مقبره شيخ حيدر در استان اردبيل
مقبره شيخ حيدر که بنايي است برج مانند، تحت شماره ۱۸۴ به ثبت آثار باستاني ملي رسيده است. اين مقبره در باغ سبز و با صفايي که قبرستان قديمي مشگين شهر بوده و الان در مرکز شهر است، واقع شده است. شيخ حيدر پادشاه اسماعيل اول مي باشد، در مورد قدمت بنا و تاريخ احداث آن روايات تاريخي گوناگوني وجود دارد. عده اي از باستان شناسان و مورخين سال بناي آن را اوايل قرن دهم يعني سال ۹۱۵ هجري قمري مي دانند. بند برج بنا به احتمال قوي از سوره هاي قرآن به صورت کاشي هاي فيروزه اي در متن آجر تزئين شده است. قبل از اين که متن آن خوانده شود اين جا را بقعة الله علي الله مي گفتند. داخل مقبره از دو طبقه تحتاني و فوقاني تشکيل شده است و درب ورودي سردابه در شمال برج قرار دارد که به وسيله يک راه پله بلند به راه باريک منتهي به سردابه راه يافته است. طاق اين قسمت بر روي ستون آجري در وسط و ديوارهاي جانبي قرار دارد. مدفن شيخ حيدر در منتهي اليه سردابه قرار گرفته است پلان داخل برج يا اتاق فوقاني به شکل ۱۲ضلعي منظمي است که هر ضلع آن ۲۰/۲ است و به علت احداث شيارهاي سراسري در سطح داخلي برج بنا بلندتر ساخته شده است و ارتفاع بيشتري دارد. گفته مي شود اين بنا منسوب به شيخ حيدر، پدر شاه اسماعيل اول مي باشد. مقبره ياد شده به شکل برج مدور و با ارتفاع 5/18 متر و قطر 5/10 مي باشد. اين بنا از خارج با کاشي هاي فيروزه اي رنگ به آيات 27 - 28 و 29 سوره فتح و هم چنين لفظ«جَل جلالُهُ» را اشکال مختلف و با خط کوفي بنايي مزين گشته است.
در مورد قدمت بنا و تاريخي احداث آن اظهارات گوناگوني ابراز شده است که«دونالد ويلبر» معتقد است اين بنا از آثار قرن 7 و 8 ه.ق است و در دوره صفويه به تکميل و تزئينات کاشي کاري آن همت گماشته اند. با توجه به تخريب کتيبه به جاي مانده مقبره که تاکنون هيچ سند و مدرکي مبني بر تاريخ دقيق احداث اين بنادر دست نبوده. اخيرا توسط آقاي قوچاني، کارشناس سازمان ميراث فرهنگي کشور کتيبه موجود بر سر در ورودي اين برج بازخواني شده که آن را به سال 731 ه .ق يعني دوره حکومت ابوسعيد بهادرخان آخرين حکمران سلسله مغول در ايران نسبت مي دهند. در سال 1380 طرح سامان دهي حريم مقبره در هيئت دولت به تصويب رسيد. اين طرح شامل دو مرحله کلي است، مرحله اول شامل بازسازي کتيبه هاي فروريخته و مرمت بناي تاريخي و مرحله دوم ساماندهي اطراف اين اثر مي باشد. لازم به يادآوري است مقبره شيخ حيدر در تاريخ 18 تيرماه 1311 ه .ش تحت شماره 184 جزو آثار ملي کشور به ثبت رسيده است. مقبره منسوب به شيخ حيدر در مشکين شهر واقع شده و به شکل استوانه و به ارتفاع ۱۸ متر است. خارج بنا استوانه اي است ولي داخل آن دوازده ضلعي منتظم است. سرداب آن نيز زير برج قرار دارد و داراي يک در ورودي در شمال برج مي باشد. نشاني اثر: ايران، استان اردبيل، شهرستان مشکين شهر. اين بنا که در ميان باغ سبز و باصفايي که قبرستان قديمي مشکين شهر(خياو) بوده در حدود مرکز شهر واقع گرديده است.
تغذیه سالم هوش کودکان را افزایش می دهد
تغذیه سالم در سنین پایین در افزایش ضریب هوشی موثر است
محققان بریتانیایی می گویند مصرف خوراکی هایی مانند چیپس، شکلات و کیک می تواند به هوش کودکان آسیب بزند.
تحقیقات دانشگاه بریستول نشان می دهد که بین مصرف خوراکی های فراوری شده و کاهش ضریب هوشی در کودکان ارتباط وجود دارد.
محققان این دانشگاه در مقاله ای که در نشریه Journal of Epidemiology and Community Health منتشر کردند، از ارتباط بین فقر تغذیه با رشد مغز خبر دادند.
انجمن تغذیه بریتانیا
با اشاره به نتیجه این تحقیقات بر ضرورت آموزش بیشتر والدین جوان درباره اهمیت خورد
و خوراک کودکان تاکید کرد
.
محققان دانشگاه بریستول، در مطالعه خود بر ۳۹۶۶ کودک تحقیق کردند.
رژیم غذایی این کودکان در سنین ۳، ۴، ۷ و هشت سال ونیم بررسی شد.
به گفته این محققان، کودکان مورد مطالعه سه رژیم غذایی متفاوت داشتند.
گروه اول، کودکانی بودند که به طور عمده از خوراک فراوری شده تغذیه می کردند. این نوع خوراک سرشار از چربی و قند است.
گروه دوم کودکانی بودند که خوراکی های سنتی مانند گوشت، سیب زمینی و سبزیجات مصرف می کردند.
آخرین گروه، کودکانی بودند که رژیم غذایی سالم شامل سالاد، میوه و ماهی داشتند.
محققان پس از ثبت رژیم غذایی این کودکان، ضریب هوشی آنها را هنگامی که هشت سال و نیمه بودند، بررسی کردند.
رشد مغزی
محققان علاوه بر ارزیابی تغذیه کودکان مورد مطالعه، عوامل دیگری مانند تحصیلات مادر، طبقه اجتماعی و طول دوره شیرخوارگی آنها را نیز بررسی کردند.
به گفته آنها، کودکانی که در سن ۳ سالگی به طور عمده از خوراکی های فراوری شده تغذیه کرده اند، در هشت و نیم سالگی از ضریب هوشی پایین تری برخوردارند.
در این حال، ضریب هوشی این کودکان، مقدار کمی از کودکان دیگر کمتر بود.
به گفته محققان، این مطالعه نشان می دهد عادت های غذایی در سنین پایین ممکن است نتایج منفی طولانی مدت داشته باشند.
دکتر پائولین امت، سرپرست گروه محققان دانشگاه بریستول می گوید با توجه به سرعت بالای رشد مغز در سنین پایین، رخدادهایی که پس از این سنین رخ دهد، از تاثیر کمتری بر هوش برخوردار خواهد بود.
کارشناسان می گویند نتیجه این تحقیق، یافته های پیشین را تایید می کند.
فیونا فورد، سخنگوی انجمن تغذیه بریتانیا گفت: "همه ما با اثرات کوتاه مدت رژیم های غذایی آشنا هستیم. مطالعه آثار طولانی مدت رژیم های غذایی کاری با ارزش است."
خانم فورد گفت نتیجه این تحقیق نشان می دهد که باید به والدین جوان درباره اهمیت تغذیه سالم فرزندانشان آموزش داده شود.
منبع: bbcpersian.coعکسهایی از زیباییهای تایلند!
عکسهایی از زیباییهای تایلند!




معبد Ben Jama Bopit











پارک کروکودیلها









اختصاصی سیمرغ
قصّهي مورچه و حضرت سليمان
|
بسم الله الرحمن الرحيم |
||
| قصه هاي حيوانات در قرآن |
نوشته : سيد حيدر شاهزيدي |
قصّهي مورچه و حضرت سليمان آيات (17 تا 19 سوره نمل )، ( صفحه 378 ) كلمات قرآني : 1- جُنود = لشكر 2- جِنّ = گروهي از موجودات 3- اِنس = انسان 4- طَير = پرندگان 5- نَمل = مورچه 6- وادِالنَّمل = سرزمين مورچه ها 7- مَساكِن = خانه ي مورچه ها 8- تَبَسُّم = لبخند سلام دوست با ايمانم ، حتماً در زندگي مورچه ها ، اين موجودات كوچك و پرتلاش دقت كردهاي . آيا ميداني سورهاي از قرآن به نام اين حشرهي كوچك نام گذاري شده است ؟ نام اين سوره ، سوره ي نمل است . نمل يعني مورچه . داستان مورچه و حضرت سليمان گوشهاي از شگفتي هاي اين حيوان و در نتيجه ، قدرت خداي بزرگ را به ما ميآموزد . ولي بهتر است قبل از آموختن اين داستان ، كمي با زندگي مورچهها آشنا شويم . مورچه ها به صورت گروهي زندگي ميكنند و با همكاري يكديگر كارهائي مثل ساخت لانه ، جمع كردن غذا ، بزرگ كردن بچه ها دفاع از لانه و ... را انجام ميدهند . در كرهي زمين چندين نوع مورچه وجود دارد كه همهي آنها ميلياردها ميليارد مورچه را تشكيل ميدهند و تقريباً در همهي خشكيهاي زمين زندگي ميكنند . آنها لانههاي خود را با مهندسي عجيب و شگفت انگيزي ميسازند . در اين لانهها براي ذخيرهي غذاهاي مختلف ، تولد نوزادان ، زندگي ملكه يا پادشاه و كلاً هزاران مورچه ، جاي مخصوصي وجود دارد . در واقع ميتوان گفت مورچه ها از علوم مهندسي ، پزشكي ، پرستاري ، كشاورزي ، دام داري ، نظامي و ... با اطلاع هستند . در بين گروه هاي مختلف مورچه ها ، چند گروه معروف عبارتند از : * مورچه هاي كشاورز ، كه با آوردن نوعي برگ درخت به لانهي خود و كاشتن قارچ مخصوص روي آن ، غذاي خود را بدست ميآورند . * مورچه هاي برده دار ، كه با اسير كردن مورچه هاي بزرگتر از خود و به كار گرفتن آنها براي غذا دادن به بچه هايشان ، به اين اسم معروف شدهاند . * مورچه هاي دام دار ، كه از راه آوردن شته ها( حشرات كوچك ) به خانه و غذا دادن به آنها و استفاده ازشيرهي خوشمزهي شته ها زندگي ميكنند . مثل ما انسانها كه از شير گاو و گوسفند استفاده ميكنيم . * مورچه هاي گوشتخوار ، كه به صورت دسته جمعي در جنگل حركت ميكنند و همهي حيوانات سر راه خود را ميخورند . آنها وقتي به روستاها و شهرهاي سر راه خود ميرسند ، مردم از ترس آنها فرار ، و شهر را خالي ميكنند و حتي نيروهاي نظامي ، قدرت جنگ با اين مورچه ها را ندارند . * مورچه هاي خياط ، كه برگ بعضي از درختان را به هم ميدوزند و از آن آشيانهاي به شكل لولهي سبز و دراز درست ميكنند . امّا در داستان ما ، حضرت سليمان و سپاهيانش كه در حال مسافرت بودند به سرزمين يكي از اين گروه مورچه ها رسيدند . مورچه ها ، با كار و تلاش و اطاعت از رهبر خود مشغول انجام وظيفه بودند . بله دوست خوبم ، همان گونه كه در داستان هاي قبلي گفته شد حضرت سليمان از پيامبران بزرگ خداوند بود كه خداي مهربان قدرت صحبت كردن با حيوانات را به ايشان عطا فرموده بود . سپاهيان بزرگ حضرت سليمان كه از جن ها و انسان ها و پرندگان تشكيل شده بودند با نظم و ترتيب مخصوص حركت ميكردند و سرزمينهاي زيادي را پشت سر ميگذاشتند . وقتي در حال حركت ، به سرزمين مورچه ها رسيدند ، مورچهاي فرياد كشيد : « اي مورچه ها ، به خانههاي خود فرار كنيد تا سليمان و سربازانش از ( روي حواس پرتي ) شما را پايمال نكنند » . مورچه ها هم كار خود را رها كرده و با عجله به خانه هايشان رفتند . امّا آن مورچه در جايش ماند . حضرت سليمان كه صداي مورچه را شنيدند ، لبخندي زده و گفتند : « پروردگارا ، كمكم كن تا از نعمتي كه به من و پدر و مادرم دادهاي سپاسگزاري كنم و كارهاي خوبي را انجام دهم كه تو دوست ميداري ». دوست عزيز ، آيا مي داني چرا حضرت سليمان پس از شنيدن صداي مورچه لبخند زد و اين جمله را به خدا گفت ؟ لبخند حضرت سليمان به خاطر تعجبي بود كه از اين سخن مورچه كرد . آخر سليمان پيامبر هيچ وقت به كسي ( حتي موجودات كوچك ) ظلم نميكند و صحبتي كه با خدا كرد به خاطر آن بود كه از شنيدن و فهميدن صداي مورچه ها از خدا تشكر كند و معلوم ميشود براي او حكومت دنيا مهم نيست ، بلكه كارهايي كه خدا ميپسندد مهم است . ![]() حضرت سليمان ايستاد و آن مورچه را صدا زد و گفت : « اي مورچه ، مگر نميداني كه من پيامبر خدا هستم و به كسي ظلم و ستم نميكنم ؟ » مورچه در جواب گفت : « چرا ميدانم . » حضرت سليمان فرمود : « پس چرا مورچهها را از من ترساندي و گفتي به خانه هايتان برويد كه سليمان و لشكرش شما را پايمال نكنند ؟ » مورچه گفت : « ترسيدم آنها از ديدن اين همه عظمت و بزرگي و شكوه تو از ياد خدا دور شوند . » حضرت سليمان متوجه شدند كه آن مورچه قصد ترساندن مورچه ها از او را نداشته است . در بعضي از داستان ها از نصيحت هاي آن مورچهي كوچك به سليمان پيامبر هم نكاتي گفته شده است . پس دوست مؤمن و خداپرست ، معلوم ميشود كه حيوانات هم به ياد خداي مهربان هستند و همان طور كه در قرآن گفته شده است ، همهي حيوانات چه كوچك چه بزرگ خداوند را عبادت ميكنند . در اين داستان هم آن مورچه كه شايد رهبر مورچه ها بوده است ، براي اين كه ديدن عظمت و بزرگي سليمان آنها را از عبادت خدا باز ندارد ، دستور داد آنها به خانه هايشان بروند . چرا كه مورچه ها قدرت درك اين عظمت را نداشتند و شايد به خداوند متعال ايراد ميگرفتند كه چرا ما اين همه براي گذراندن زندگي خود زحمت ميكشيم و سليمان پيامبر در ناز و نعمت زندگي ميكند ؟ خلاصه حضرت سليمان با خاطرهاي جالب از اين ماجرا به سفرشان ادامه دادند . فرزندم، با اين نكات جالبي كه درباره مورچه ها آموختي، اگر يكي از آنها را جلوي پايت ببيني چه ميكني؟ |
بازي آموزشي كودكانه ميوه ها
بازی آموزشی کودکانه میوه ها برای تمرین مبحث محور اعداد درس ریاضی
۲ دیدگاه
این بازی آموزشی ریاضی به کودکان، مبحث جمع کردن با محور اعداد را آموزش می دهد. این بازی کامپیوتری آموزشی، دارای سه سطح است و در دو نوع آهسته و سرعتی اجرا می شود.
بازی یا گیم آموزشی محور اعداد این نوشته، برای تمرین و تقویت ریاضی کودکان کلاس اول دبستان و کلاس دوم ابتدایی مناسب است.
برای شروع بازی اول از سه مرحله بازی زیر، یکی را کلیک نمایید.
بالاترین بازی ساده ترین آن و پایین ترین بازی برای مرحله های بعد است.
بعد صفحه ای مانند عکس زیر ظاهر می شود، در سمت چپ بازی آهسته است که بهتر است اول با کودک این مرحله را که آسان تر است ، کار کنید.
و در مرحله بعد که کودک بر مفهوم جمع در محور اعداد مسلط شد، می توانید بازی سرعتی جمع با محور اعداد را انجام دهید.
شروع بازی از این مرحله است.
در این بازی یک جمع روی محور اعداد در پایین صفحه ظاهر می شود، برای امتیاز گرفتن در بازی، باید روی میوه ای که جمع نشان داده شده روی محور را نشان می دهد، کلیک شود.
برای شروع بازی آموزشی ریاضی محور اعداد کلیک نمایید.
توصیه می شود حداقل برای مراحل اولیه بازی و تا وقتی کودک بازی را یاد بگیرد، او را همراهی نمایید.
نکته : این بازی آن لاین است، لیکن حجم آن سبک است و برروی اینترنت های کم سرعت هم قابل اجراست.
از آن جا که اعداد این بازی به زبان انگلیسی است، از این بازی می توان علاوه بر آموزش ریاضی برای کودکان، به منظور آموزش اعداد به زبان انگلیسی هم بهره برد.
گردشگري
استان اردبيل
استان زيباي اردبيل با جاذبه هاي طبيعي و تاريخي منحصر بفرد يكي از مناطق جالب گردشگري در ايران مي باشد.مهمترين ويژگي اين استان آب و هواي مطبوع و خنك اين منطقه در فصول بهار وتابستان ميباشد. استان اردبيل بيست و پنجمين استان كشور در شمالي ترين نقطه ايران قرار دارد . مساحت آن بالغ بر 18011 كيلومتر مربع است كه از شمال به جمهري آذربايجان ،از شرق به استان گيلان ، از جنوب به استان زنجان و از غزب به استان آذربايجان غربي محدود است.بر اساس اخرين تقسيمات كشوري ، استان اردبيل شامل شهرستانهاي اردبيل ،بيله سوار ،پارس آباد ،خلخال ، مشكين شهر ،مغان، نمين ،نير و كوثر (گيوي) مي باشد.
رشته كوههاي سبلان مرتفعات باغيرو ، صلوات داغ و خروسلو از كوههاي مهم استان هستند. درياچه هاي ديدني استان عبارتند از نئور (نوور ) ، شورابيل ،شور گول ، آلوچه ،كمي آباد ،ملا احمد و مرداب قره سو كه زيستگاه پرندگان آبي ميباشد.اين استان همچنين از داشتن رودهاي مانند ارس ،قره سو ،دره رود ،خياو چاي و نمين چاي همراه با مراتع زيبا وجنگلهاي انبوه و مجتمع هاي آب درماني وآثار تاريخي ،زيارتي وسياحتي و هتلها بهره برده است و سالانه حدود دو ونيم ميليون گردشگر را از نقاط مختلف ايران و جهان بدين سو مي كشاند .
آفرينش در شش روز
|
در حقيقت پروردگار شما آن خدايى است كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد سپس بر عرش [جهاندارى] استيلا يافت روز را به شب كه شتابان آن را مى طلبد مىپوشاند و [نيز] خورشيد و ماه و ستارگان را كه به فرمان او رام شدهاند [پديد آورد] آگاه باش كه [عالم] خلق و امر از آن اوست فرخنده خدايى است پروردگار جهانيان |
|
همان كسى كه آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است در شش روز آفريد آنگاه بر عرش استيلا يافت رحمتگر عام [اوست] در باره وى از خبرهاى بپرس [كه مىداند] |
|
اوست آن كس كه آسمانها و زمين را در شش هنگام آفريد آنگاه بر عرش استيلا يافت آنچه در زمين درآيد و آنچه از آن برآيد و آنچه در آن بالارود [همه را] مىداند و هر كجا باشيد او با شماست و خدا به هر چه مىكنيد بيناست |
|
و اوست كسى كه آسمانها و زمين را در شش هنگام آفريد و عرش او بر آب بود تا شما را بيازمايد كه كداميك نيكوكارتريد و اگر بگويى شما پس از مرگ برانگيخته خواهيد شد قطعا كسانى كه كافر شدهاند خواهند گفت اين [ادعا] جز سحرى آشكار نيست |
|
خدا كسى است كه آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است در شش هنگام آفريد آنگاه بر عرش [قدرت] استيلا يافت براى شما غير از او سرپرست و شفاعتگرى نيست آيا باز هم پند نمىگيريد |
|
پروردگار شما آن خدايى است كه آسمانها و زمين را در شش هنگام آفريد سپس بر عرش استيلا يافت كار [آفرينش] را تدبير مىكند شفاعتگرى جز پس از اذن او نيست اين استخدا پروردگار شما پس او را بپرستيد آيا پند نمىگيريد |
|
و در حقيقت آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است در شش هنگام آفريديم و احساس ماندگى نكرديم |
اين شش روز, در آيات زير شرح داده شده اند
|
بگو آيا اين شماييد كه واقعا به آن كسى كه زمين را در دو هنگام آفريد كفر مىورزيد و براى او همتايانى قرار مىدهيد اين است پروردگار جهانيان |
|
و در [زمين] از فراز آن [لنگرآسا] كوهها نهاد و در آن خير فراوان پديد آورد و مواد خوراكى آن را در چهار روز اندازه گيرى كرد [كه] براى خواهندگان درست [و متناسب با نيازهايشان] است |
|
پس آنها را [به صورت] هفت آسمان در دو هنگام مقرر داشت و در هر آسمانى كار [مربوط به] آن را وحى فرمود و آسمان [اين] دنيا را به چراغها آذين كرديم و [آن را نيك] نگاه داشتيم اين است اندازه گيرى آن نيرومند دانا |
بعضيها
با توجه به سه آيه بالا, ادعا مي کنند که جمع آفرينش در هشت روز بوده است و
نه در شش روز و در نتيجه قرآن را داراي تناقض مي دانند
اين در حالي است که مشخصا چهار روز اشاره شده در بالا , شامل دو روز اول نيز مي باشد و در نتيجه مجموع آنها باز هم شش مي ماند
بنابراين
به طور خلاصه مي توان اشاره كرد كه آفرينش در شش مرحله يا روز صورت
پذيرفته است. در دو روز اول زمين و دنياي مادي آفريده شده است و بعد مواد
مورد نياز حيات در دو روز بعدي خلق شده است. در نهايت در دو روز نهايي
آفرينش آسمانها و حيات معنوي صورت پذيرفته است
مجموعه پرسش های علوم اول دبستان
پرسش های علوم اول دبستان
فصل (۱) » ما و اطراف ما
۱- چیزها را به وسیلهی چه میبینیم؟ چشم
۲- صداها را به وسیلهی چه میشنویم؟ گوش
۳- با چه چیزی بوها را تشخیص میدهیم؟ بینی
۴- با چه چیزی مزهها را تشخیص میدهیم؟ زبان
۵- به کمک چه چیزی لمس میکنیم؟ پوست بدن
۶- چشم چه کمکی به ما میکند؟ یا چه فایدههایی برای ما دارد؟ با چشم چیزهای دور و نزدیک را میبینیم. با چشم رنگها را تشخیص میدهیم. اندازهها را یاد میگیریم (بزرگی و کوچکی). با چشم چیزهای زیادی یاد میگیریم. با چشم چیزها را میشناسیم.
۷- گوش چه کمکی به ما میکند یا چه فایدههایی برای ما دارد؟ با گوش صداها را میشنویم. با گوش چیزهای زیادی یاد میگیریم. با گوش صداهای زیادی را میشناسیم.
۸- چیزهای دور و نزدیک را چگونه میبینیم؟ چیزهای دور را کوچکتر و چیزهای نزدیک را بزرگتر میبینیم.
۹- چند نوع مزه داریم؟ تلخ ـ ترش ـ شیرین ـ شور
۱۰- قند، نمک، شکر، آب، آبلیمو، سرکه، چای هر کدام چه فایدهای دارند؟
۱۱- لمس کردن چه کمکی به ما میکند؟ با لمس کردن زبری، صافی، سردی، گرمی، سفتی، نرمی، تر و خشک را میفهمیم.
۱۲- چگونه از گوش خود مواظبت کنیم؟
۱۳- چگونه از چشم خود مواظبت کنیم؟ نزدیک تلویزیون ننشینیم، به جوشکاری نگاه نکنیم و در نور شدید از عینک دودی استفاده کنیم و…
۱۴- بدون اینکه وارد آشپزخانه شویم چگونه میدانیم مادرمان برای نهار یا شام چه غذایی پخته است؟به وسیله ی بو کشیدن
فصل (۲) » سالم و قوی شوید.
۱- چه کارهایی انجام دهیم که سالم و قوی باشیم؟ به اندازه بخوریم، به اندازه بخوابیم، ورزش کنیم، بهداشت را رعایت کنیم.
۲- چه کاری انجام دهیم که قوی و نیرومند شویم؟ ورزش کنیم
۳- معمولاً در روز چند بار غذا میخوریم؟ ۳ بار
۴- گروههای غذایی را نام ببرید؟ گروه نان، گروه گوشت، گروه سبزی، گروه میوه، گروه شیر
۵- برای صبحانه بیشتر از کدام گروه غذایی استفاده میکنیم؟ گروه شیر
۶- والدین محترم میتوانند برای هر گروه غذایی مثالهایی آورده و از کودک خود بپرسند. مثلاً ماکارونی جزو کدام گروه غذایی است؟ نان. ماهی چطور؟ گوشت
۷- اگر بخواهیم مریض نشویم چه کاری باید انجام دهیم؟ بهداشت را رعایت کنیم،پرخوری نکنیم، چیزهای بد و بیارزش نخوریم و…
۸- معمولاً کی باید دستهایمان را بشوییم؟ قبل از غذا
۹- اگر بخواهیم مدرسه و کلاسمان تمیز باشد باید چه کار کنیم؟
۱۰- از میان ورزشهایی که بدنمان را قوی میکنند چند نمونه نام ببر؟ کاراته، دو، فوتبال و…
۱۱- آیا همیشه باید از یک نوع غذا استفاده کنیم؟ خیر، چون بدن ما به غذاهای گوناگون احتیاج دارد.
۱۲- انجام چه کارهایی به سلامتی ما کمک میکند؟ حمام کردن، خوابیدن (استراحت کردن) و…
۱۳- کدام نوبت غذایی خیلی مهم است؟ صبحانه
فصل (۳) » جانوران
۱- جانوران در کجاها زندگی میکنند؟ در آب
۲- چه جانورانی را میشناسی که در آب زندگی میکنند؟ خرچنگ، ماهی، هشت پا، ستاره دریایی و…
۳- چه جانورانی را میشناسی که در خشکی زندگی میکنند؟ بُز، پلنگ، گاو و…
۴- چه جانورانی را میشناسی که هم در خشکی و هم در آب زندگی میکنند؟ لاکپشت، قورباغه، اردک، غاز و…
۵- جانوران چه چیزهایی میخورند؟ بعضی گیاه، بعضی گوشت، یعضی هم گوشت و هم گیاه
۶- جانورانی که گوشت میخورند چه نام دارند؟ گوشت خوار
۷- جانورانی که گیاه میخورند چه نام دارند؟ گیاه خوار- چند جانور گوشت خوار را نام ببر؟ گرگ، سگ و…
۹- چند جانور را نام ببر که گیاه میخورند؟ گاو، بُز و…
۱۰- انسان چه چیزی میخورد؟ همه چیز
۱۱- جانوران چگونه حرکت میکنند؟ بعضی میدوند، بعضی شنا میکنند، بعضی میخزند، بعضی پرواز میکنند، بعضی میجهند
۱۲- خرگوش، ماهی، اسب، مار، کلاغ، چگونه حرکت میکنند؟
۱۳- چرا جانوران حرکت میکنند؟ برای فرار از خطر، برای پیدا کردن غذا
۱۴- چرا جانوران لانه میسازند؟ برای نگهداری از جوجههایشان
۱۵- چرا جانوران مهاجرت میکنند؟ چون در آن منطقه غذا کم شده است، چون هوا سرد شده است.
۱۶- از جانوران چه استفادههایی میکنیم؟ برای تهیه پوشاک، خوراک، سواری، باربری، تهیه چرم، تهیه فرش.
۱۷- از هر کدام از جانوران زیر چه استفادههایی میشود؟ «بُز، گاو، گوسفند، اسب، ماهی، مرغ، شتر»
۱۸- گرگ، گوسفند، مارآبی، ماهی چه میخورند؟ در کجا زندگی میکنند؟ چگونه حرکت میکنند؟
فصل (۴) » گیاهان
۱- قسمتهای اصلی یک گیاه ر ا نام ببرید؟ ریشه، ساقه، برگ، گل
۲- چند نوع گیاه را نام ببرید؟ درخت، علف، سبزی و…
۳- کدام قسمت گیاه به میوه تبدیل میشود؟ گل
۴- دانه در کدام قسمت گیاه است؟ داخل میوه
۵- ریشه گیاهان چگونه هستند؟ بعضی راست، بعضی افشان، بعضی خوراکی هستند مثل چغندر، شلغم، تربچه و…
۶- ریشه برای گیاه چه فایدههای دارد؟ آب و مواد غذایی خاک را به گیاه میرساند، گیاه را در خاک نگه میدارد.
۷- ساقه چه فایدهای برای گیاه دارد؟ آب را به برگ و شاخه میرسند.
۸- آیا ساقه گیاهان مثل هم هستند؟ خیر، بعضی کلفت هستند، بعضی قوی، بعضی نازک
۹- از ساقه گیاهان (درخت) چه استفادهای دارد؟ خوراک حیوانات، ساختن خانه، کمد، میز و…
۱۰- از گیاهان چه استفادهای میکنیم؟ ساختن خانه، روغن، پوشاک (پنبه)، خوراک، رنگ، دارو و…
۱۱- گیاهی نام ببر که ساقه خوراکی دارد؟ ریواس
۱۲- گیاهی نام ببر که برگ خوراکی دارند؟ سبزی و برگ و چغندر
۱۳- چه درختی میشناسی که برگهای آن همیشه سبز است؟ کاج
۱۴- روغن، لباس، کمد، رنگ، دارو از کدام گیاه تهیه میشود؟ آفتابگردان، پنبه، درخت، گل، ریشه
۱۵- از کدام قسمت این گیاهان استفاده میکنیم؟ هویج (ریشه)، کرفس (ساقه و برگ)، درخت (میوه و ساقه)
۱۶- برگ گیاهان چگونهاند؟ بعضی لبهدار، بعضی صاف، بزرگ، کوچک، رنگی، پنجهای، دراز
۱۷- میوهای نام ببر که بیشترین دانه را دارد؟ خربزه
۱۸- میوهای نام ببر که کمترین دانه را دارد؟ آلوزرد
۱۹- چند میوه درختی را نام ببرد؟ گردو، آلو، سیب، گلابی و…
۲۰- فایده یک درخت را بگو؟ سایه درخت، میوه درخت، ساقه درخت، (کاغذ سازی)، سوختن (آتش) …
فصل (۵) » گرما
۱- گرما چه استفادهای برای ما دارد؟ گرم کردن منزل، آشپزی، گرم کردن آب (حمام) و…
۲- آیا همه جا به یک اندازه گرم است با یک آزمایش بگو؟ گذاشتن قطعههای یخ در قسمتهای منزل و آب شدن آن
۳- در زمستان کدام قسمت مدرسه گرم و کدام قسمت سرد است؟ کلاس گرم و حیاط سرد است
۴- چیزهای تیره زودتر گرم میشوند، چیزهای روشن؟ دیرتر
۵- در زمستان چه رنگ لباسی بپوشیم؟ تیره
۶- در تابستان چه رنگ لباسی را انتخا کنیم؟ روشن
۷- شما خانه خود را چگونه گرم میکنید؟
۸- چه چیزهایی به ما گرما میدهند؟ نفت، گاز، چوب
۹- زمین چگونه گرم میشود؟ با استفاده از خورشید
۱۰- چیزی نام ببر که فقط نور دارد؟ چراغ قوه
۱۱- چیزی نام ببر که فقط گرما دارد؟ بخاری، اتو
۱۲- چیزی نام ببر که هم گرما دارد و هم نور؟ خورشید، لامپ، شمع
۱۳- چه کار کنیم که گرمای خانه و کلاسمان به هدر نرود؟
۱۴- گرما را به وسیله کدام قسمت بدن لمس میکنیم؟ پوست
۱۵- از آتش چه استفادهای میکنیم؟ پختن نان، غذا و…
فصل (۶) » حرکت
۱- چه چیزهایی میشناسی که حرکت میکنند؟ ماشین، قطار و…
۲- چه چیزهای میشناسی که حرکت نمیکنند؟ کوه، درخت و…
۳- حرکت در جای صاف آسانتر است یا جاهای ناصاف؟
۴- ماشین در جاده آسفالت راحتتر حرکت میکند یا جاده خاکی؟
۵- حرکت چیز سنگین راحتتر است یا چیز سبک؟
۶- چه کار کنیم که حرکت یک چیز را آسانتر کنیم؟ (با یک آزمایش)
۷- حرکت با چرخ راحتتر است یا بدون چرخ
۸- وسیلهای نام ببر که یک چرخ، دو چرخ، سه چرخ، چهار چرخ دارد؟ فرغون یک چرخ، دوچرخه، دو چرخ، گاری سه چرخ و ماشین چهار چرخ دارند
فصل (۷) » آهنربا
۱- آهنربا چه چیزهایی را به خود جذب میکند؟ چیزهای آهنی
۲- چه وسایلی میشناسی که آهنربا در آنها به کار رفته؟ رادیو ضبط، یخچال، بلندگو، میکروفن، تلویزیون، کیف بعضی از خانمها و…
۳- قدرت آهنربا در کدام قسمت آهنربا زیادتر است؟ سرهایش
۴- کدام قسمتهای آهنربا همدیگر را میرانند؟ سرهای هم رنگ
- خاصیت آهنربا از چه چیزهایی عبور میکند؟ شیشه، آب، نایلون، کاغذ و…
۶- چگونه میتوان با آهنربا سنجاق را از داخل بطری پر از آب بیرون آوریم؟ با نزدیک کردن آهنربا به بطری
۷- چه نوع بازیهایی را میتوان با آهنربا انجام دارد؟
۸- آهنربا به چه شکلهایی وجود دارد؟ تخت، نعلی، گرد، چهارگوش و…
۹- چگونه میدانی کدام آهنربا قویتر است؟ هر کدام سنجاق بیشتر را بردارد آن یکی قویتر است.
فصل (۸) » آب
۱- چه ورزشهایی میشناسی که با آب انجام میشود؟ شنا، قایقرانی، واترپولو، موجسواری و…
۲- آب در کجاها میتوان پیدا کرد؟ چشمه، کوهستان، رودخانه، چاه، دریا
۳- فایدههای آب را بگو؟ کشاورزی، شستشو، نظافت، آشامیدن، خاموش کردن آتش، رفت و آمد کشتیها، برای جانوران و…
۴- از کجا بدانیم که آب تمیز یا کثیف است؟ از روی رنگ، بو، مزه
۵- چه طوری از آب استفاده مناسب و درست کنیم؟ با صرفهجویی
۶- چه استفادهای از آب دریا میکنیم؟ حمل و نقل کشتی
۷- آیا میتوان از آب دریا برای کشاورزی استفاده کنیم؟ خیر، چون شور است
۸- به گیاهان باید چه آبی بدهیم؟ آب معمولی و تمیز
فصل (۹) » سنگها
۱- سنگها در کجاها پیدا میشود؟ بیشتر جاها، مثل کوهها، دشتها، جنگلها، دریاها و…
۲- چند تا از فایدههای سنگ را بگو؟ برای ساختن خانه، ساختن مجسمه و چیزهای تزئینی، سنگ فرش خیابانها و پیادهروها، آسفالت، پر کردن ریلهای قطار، ماسه و…
۳- سنگها چه فرقی با هم دارند؟ بعضی نرم هستند، بعضی سخت هستند، از نظر صافی، زبری، رنگ
۴- چرا سنگهای رودخانه صاف هستند؟ چون آب آنها را به هم زده و آنها صاف شدهاند.
۵- چه نوع سنگی برای ساختن خانه مناسب است؟ سنگهای سخت و خوب
۶- ماسه چگونه درست میشود؟ وقتی سنگها به هم میخورند ریز ریز میشوند و از خردههای آن ماسه درست میشود.
۷- سنگ مصنوعی را چگونه درست میکنند؟ ماسه و سیمان را با هم قاطی میکنند و بلوک و سیمان به دست میآید.
فصل (۱۰) » خاک
۱- خاک در کجاها پیدا میشود؟ در همه جا
۲- آیا همه خاکها مثل هم هستد؟ خیر، بعضی تیرهاند و بعضی روشن و رنگهای مختلفی دارند.
۳- چه خاکی برای کشاورزی مناسب است؟ خاک تیره
۴- از خاک چه استفادههایی میشود؟ برای ساختن خانه، برای کشاورزی، ساختن وسایل تزئینی، کوزه و…
۵- چه جانورانی در خاک زندگی میکنند؟ مورچه، موش، کرم خاکی، مار و…
۶- چرا آجر و کوزه آب به آن بزنیم گِل نمیشود؟ چون آن را بعد از درست کردن در داخل کوره قرار دادهاند.
۷- گِل چگونه درست میشود؟ آب را با خاک قاطی کرده و آن را به هم میزنیم و گِل درست میشود.
۸- در روستاها بیشتر از خاک استفاده میشود یا در شهرها؟ در روستاها
۹- در هنگام استفاده از خاک چه نکات ایمنی را باید رعایت کنیم؟ دست آلوده شده را به چشمانمان نزنیم و…
تهیه کننده : ابراهیم نوری
اشعار تشویقی کلاس اول
بوی گل و بوی گلاب قشنگ نوشتی مشق اب ((اب))
***
صد افرین و مر حبا چه خوب نوشتی بابا ((بابا))
***
دختر(پسر) خوب و پرتوان درست نوشتی از نان ((نان))
***
باران ریزه ریزه مشقت چه قدر تمیزه((باران))
***
ا اول انار ه مشق تو حرف نداره((انار))
***
انار دونه دونه مشقت شده نمونه((انار))
***
نوشتی خوب و آرام از روی درس بادام ((بادام))
***
با مشقی که نوشتی اسب سفید دشتی ((اسب))
***
تاب تاب عباسی زرنگ توی کلاسی ((تاب))
***
دختر(پسر) خوب ونجیب چه خوب نوشتی ازسیب((سیب))
***
ای سیب خوشبوی من توهستی در یادمن((سیب))
***
ای اول ایران است کشوری پر توان است ((ایران))
***
تمیز وخوب وقشنگ نوشتی درس نمک ((نمک))
***
صد آفرین ای کودک چه خوب نوشتی اردک (اردک)
***
چشم چشم دو ابرو درست نوشتی از او(توت)
***
نمک نمک نمکدان همیشه باشی خندان (نمک))
***
یه توپ دارم قلقلیه مشقهای تو چه عالیه ((توپ))
***
پ اول پاییزه مشقهای تو تمیزه ((توپ))
***
چه خوب نوشتی از اش از دل همیشه شاد باش((اش))
***
نوشته ام تو دفترم صدافرین ای دخترم(کیف)
***
می نویسم روی تخته که مشق تو قشنگه (میخ-تخته)
***
کودک من ای دلبند درست نوشتی -گوسفند
***
خوشبویی مثل سنبل قشنگی چون دسته گل((گل))
***
چون گل سرخ لاله قشنگ نوشتی ژاله((ژاله))
***
زرنگی وبا همت در کار نمودی دقت ((همکاری))
***
طاهره گفت به فاطمه زرنگی تو یه عالمه ( (طناب)
***
نوشتی مشق منظم یاد تو ام به هر دم (نظم)
***
ث اول ثریاست مهرم به تو یه دنیاست(لثه)
***
فرزند پرتلاشی هیچ وقت مریض نباشی(دیدار)
***
گفت در گوشم کلاغ چون گلی توی باغ (باغ انار)
***
ای دختر(پسر)با دقت از مشقت بردم لذت (ذال)
شعر حروف الفبا
شعر حروف الفبا
روزای اولی که پا می گذاشتم تو کلاس گوییا اومده بودم به یه باغ پر گیلاس
وقتی که درس شروع کردی برام گوییا جون می گرفتند همه بال و پرام
منی که سواد نداشتم برای مشق و حساب حالا هم می خونم هم می نویسم تو کتاب
الف اول درس نشانگر اقاقیه میم درس مسافرای قایقای بادیه
صاد درس هر جا باشد صداقت مثل ر که راضی بودن یا همون رضایت
چرا اصلا نمیگیم سین که همون سخاوت یا همون شین که شمیم لاله و شهادت
ب ی درس بهاری گشتن تو کلاس یای آخر کتاب بوی خوش گلای یاس
وقتی خ یادم می یاد خنده می شینه رو لبام دیگه من یادم میره کبوترای تو دام
قاف درس گفتن شعر و قافیه فکر کنم برای این خط همین مصراع کافیه
درس غین درس زدودن غم هر چه از خوبی تو بگم کم
درس عین عاشقی و عبادت یا که سر زدن به بیمار و همون عیادت
اما پ پاییز و یادم میاره لحظه جدا شدن که اشک ماتم می باره
درس ج جودنی و جسارت تو محیط مدرسه رقابت
درس دال دلیری و دلاوریست درسی که همیشه نمرش شده بیست
ای معلم تو مثال باغبونی که می خوام بگم سپاس برای زحمت پروراندن گلای یاس
یا می خوام بگم که من دوست دارم چون که من هر چی دارم از تو دارم
این الفبای که گفتم همه رمز زندگیست توی جدول الفبا دیگه هیچ جاش خالی نیست
دیگه حرفی برا گفتن ندارم سین ساکت شدن و دیگه به یادم می یارم
سین و کاف و واو و ت و میم لام ( سکوت ) این حرف نشانگر ختم کلام ( وسلام )
زیانهای تنبیه
| زیانهای تنبیه | |
شکستن شخصیت تنبیهات چه بصورت بدنى و چه روانى از قبیل سرزنشها، عتابها، تحقیرها، محرومیتها و... شخصیت افراد را خرد مىکند و آنها را تدریجاً به سوى خمودى و انزوا و گاهى هم فساد شخصیت مىکشاند. بىاعتمادى به مربیان تنبیه سبب آن خواهد شد که اعتماد کودک از والدین و مربیان سلب شود و آنها را افرادى زورگو و متجاوز و یا غیر عادل و ستمکار بحساب آورد. کودکى که از والدین ومربیان کتک خورده نمىتواند نسبت به حسننیّت و قابل اعتماد بودن آنها اعتقاد داشته باشد. این احساس در کودکان کم سنتر بیشتر پدید مىآید بویژه به هنگامى که ندانند چرا تنبیه شدهاند و علت کتکخوردنشان چه بوده است. آنها گمان دارند که والدین و مربیان از قدرت خود سوءاستفاده کرده و محبتشان دروغین است. یجاد زمینه براى خشونتها آرى تنبیه ممکن است جلوى سربهوائى کودکان را گرفته و بطور موقت آرامش و سکون را در محیط شلوغى که او ساخته فراهم آورد. ولى این امکان را هم پدید مىآورد که قدرت عمل و ابتکار را هم از دست مربّى خارج سازد. پیدایش ترس و اضطراب تنبیه در مواردى امکان دارد زمینهساز ترس و اضطراب کودک گردد. اما ترس کودک از والدین و مربیان سبب آن خواهد شد که طفل همه گاه بکوشد از آنان دور شده و کنارهگیرى کند. و اما اضطراب سبب آن خواهد شد که قرار و آرام از کودک سلب شده و توان کار و تلاش ازاو گرفته شود. در چنان صورتى طفل وضعى عادى و رفتارى سازگارانه نخواهد داشت. در کل به این نکته باید تکیه کرد که نا بسامانىهاى روانى ناشى از ترس و اضطراب، احساس ناامنىها اثرات ناگوارى بر زندگى کودک دارد. وضع حال و آینده او را دچار اختلال خواهد کرد. تسلیم و بردگى البته این امکان هم وجود دارد که تنبیه سبب تسلیم کودک گردد و او را بشکند. در چنان صورتى هم مربى موفق نخواهد بود. زیرا در چنان صورتى طفل دائماً درصدد مخفى کارى و چارهجوئى براى نجات است. تسلیم ناشى از زور غیر از تسلیم ناشى از منطق و استدلال است. بهنگامى که طفلى وجداناً قانع و تسلیم گردد در پى اجراى دستورات و راهنمائىهاى مربى است ولى بهنگامى که آن را ناشى از زور و اعمال قدرت بداند سعى خواهد کرد بنحوى از دستورات طفره رود. از سوى دیگر این نکته را باید متذکر شد که چه فایده که کودکى بخاطر ترس از تنبیه مطیع شده و با عبودیتى کورکورانه تسلیم آنها گردد. چنین امرى با شئون انسانى انسان سازگار نیست. آنکس که عادت کند تسلیم زور گردد زندگى بعدیش نیز دچار مخاطره خواهد شد. جرم و تبهکارى بررسىها نشان مىدهند که تنبیه در مواردى عاملى براى جرم و تبهکارى فرد شده و زمینهساز تحویل عناصر تبهکار به جامعه خواهد شد. براساس بررسىها و تحقیقات بسیارى از افرادى که تن به جرائم و تبهکاری، در سنین بعدى زندگى مىدهند و یا افرادى بىبندو بار و لاابالى بار مىآیند از کسانى هستند که در گذشته مورد تنبیهات سخت قرار گرفته و بر اثر خشونتهائى که دیدهاند عقدهاى بار آمدهاند. بد آموزىها تنبیهات بویژه در مواردى که براى کودک علتى روشن و توجیه شده نباشد مىتواند درس بدى براى کودکان بحساب آید. این درس بدآموز به این صورت است که منطق زور و اعمال خشونت را در آنان تقویت مىکند و آنان را به آزاررسانى سوق مىدهد. کودکانى هستند که دعوائى بحساب مىآیند و هرآنگاه که با کودکان ضعیفتر از خود برخورد کردهاند سر از ستمکارى درآورده و به اعمال قدرت پرداختهاند. این رفتار از یکسو ناشى از درس ناردستى است که از والدین و مربیان گرفتهاند و از سوى دیگر وسیلهاى است براى عقدهتکانى و نجات دادن خود از احساس فشارى که در درون دارند. آسوده کردن ناصواب وجدان کودکى که جرمى مرتکب شده و بدنبال آن مورد تنبیه قرار گرفته خود را در رابطه با آن جرم برئ الذّمّه مىبیند. وجدانش راحت است از آن بابت که کار بدى کرده وعقوبت خود را یافته است. و این امر نوعى معامله را در امر گناه در فکر او مستقر مىسازد و وجدان او را مىکشد. بعدها که باز هم هوس همان لغزش و اشتباه را بکند مىتواند با جرأت در آن وادى وارد شده و از هماکنون پیشبینى وضع خود را داشته باشد. مىداند در ازاى فلان لغزش چه عقوبت و دشوارى براى او مطرح است و به معامله با والدین و مربیان مىپردازد! جرم از او، تنبیه از آنان. |
|
8:54 PM
| بهمن رحمانی
| تشویق و تنبیه
|
نظرات و پیشنهادات[1] |
![]() |
| شنبه 11 فروردین ماه سال 1386 | |
| تشویق و تنبیه کودکان؛ چه وقت و چگونه؟ | |
بهطور قطع و یقین همه کارهای خوب و مثبت را دوست دارند و آن را تحسین میکنند و البته افرادی هم که این اعمال را انجام میدهند، نزد همه محبوب و قابل قبول میشوند. وقتی کودکی کار مثبتی را انجام میدهد و مورد قبول والدین قرار میگیرد، والدین با دادن پاداش و هدیهای اورا مورد تشویق قرار میدهند و او را تحسین میکنند که مثلاً این کار تو که غذای خود را کامل خوردی یا اتاق خودرا مرتب کردی کار بسیار خوبی بوده است و با این پاداش و تشویق که شاید یک اسباب بازی و یا یک جعبه مدادرنگی باشد، به او میفهمانند این کار خود را تکرار کند. ولی اگر کودک خطایی بکند پدر و مادر او را تنبیه میکنند که این کار تو ناپسند بوده است و با این تنبیه که شاید محروم کردن از دیدن تلویزیون باشد، به او میگویند این کار خود را تکرار نکند البته یک نکته بسیار مهم و قابل توجه اینجا وجوددارد که هم تنبیه و هم تشویق نباید از حد خود تجاوز کند اگر برای کار مثبت تشویق سنگینی انجام گیرد، توقع کودک بالا میرود و اگر با پاداشهای کوچکتر از آن راضی نمیشود و بیشتر از آن میخواهد که دیگر برای آن فایدهای ندارد و همینطور تنبیه اگر بیش از حد باشد مثلاً تنبیههای بدنی شدید میتواند کودک را به آن چیز خاص بدبین کند. نکتهای دیگر که در اینجا باید ذکر کرد، این است که اگر تنبیه و یا تشویق میخواهد صورت بگیرد، باید بلافاصله بعد از عمل کودک انجام بگیرد و فاصلهای بین آن نیفتد چون اثر تنبیه و تشویق را از بین میبرد باید اگر میخواهیم تنبیه کنیم آن را بلافاصله به کار ببریم که کودک متوجه شود کار او ناپسند و بد بوده است و در مورد تشویق هم همینطور اگر بگذاریم از وقت آن بگذرد کار کودک را بیارزش کردهایم و کودک فراموش می کند این تشویق و یا تنبیه به چه خاطری بوده است. اگر خواستیم کودک را تنبیه کنیم باید او را متناسب با عملی که انجام داده، از یک سری چیزها که به آن علاقه دارد، محروم کنیم مثلاً یک ساعت او را از بازی کامپیوتری که دوست دارد محروم کنیم. این نمونه تنبیه نباید به مدت طولانی باشد چون اثر آن کم خواهد بود و اگر خواستیم کودک را تشویق کنیم چیزهایی را که دوست دارد در حد توان در اختیار او میگذاریم و متناسب با عمل مثبتی که انجام داده است برایش تهیه میکنیم. البته در مورد تنبیه درباره کودک باید در آخر کار یک تشویق هم برای آن صورت گیرد تا کودک انگیزه داشته باشد که این کار خطا را تکرار نکند. بهطور فرض اگر کودک را به خاطر کار بدی که انجام داده تنبیه کردهایم به او بگوییم که اگر این دوره تنبیه را گذراند و کار بدش را جبران کرد چیز مورد دلخواه او را برایش تهیه میکنیم. در مورد کار مثبت هم به همین گونه است اگر کودک کار مثبتی انجام داد به او می گوییم اگر این کار خود را ثبات بخشد پاداشهای بعدی در انتظار او خواهد بود. تشویق کودکان خجالتی کودکان خجالتی خود را به برخوردهای اجتماعی و همزیستی با دیگران تشویق نمایید. برای اینکار راههای زیادی وجود دارد ، به عنوان مثال ، اگر کودک خجالتی در هنگام سلام یا خداحافظی ، نخواهد به شخص چیزی بگوید ، سعی کنید او را وادار به دست دادن برای سلام یا خداحافظی نمایید. دست دادن قدمی است در مسیر درست. راه دیگر این است که با کودک دیگری وارد یک بحث هیجان انگیز بشوید و هنگامی که بحث داغ شد ، از کودکتان سؤال کنید که نظر وی در مورد موضوع مورد بحث چیست و البته مراقب باشید که وی را زیاد تحت فشار قرار ندهید زیرا ممکن است مقاومت بیشتری ایجاد کند. به یاد داشته باشید که کودک در بعضی روزها بهبودی نشان خواهد داد و بعضی روزها خیر. برای کودکان خجالتی یک هدف معقول و دشوار این است که هر روز حداقل یک کلمه به یک فرد جدید بگوید. سایر موارد مناسب ، می تواند صحبت کردن در مقابل همه افراد کلاس ، شرکت کردن در بازی های تیمی یا پرسیدن یک سؤال از معلم باشد. تنبیه همیشه دقت داشته باشید که تنبیه فرزندتان با کار خلافی که او انجام داده همخوانی داشته باشد و از نظر او عادلانه باشد. شما فرزندان خویش را برای ورود به اجتماع و ایجاد یک زندگی مستقل آماده می کنید و بنابراین تنبیه نیز باید نتیجه کار خلاف باشد. این روش هر نوع رنجشی را نیز در بچه ها از بین می برد زیرا تنبیه نتیجه کار خلاف آنها بوده است . البته به خاطر داشته باشید که هیچگاه از تنبیه بدنی استفاده نکنید.
کودکان را کتک نزنید کودکان از سن هشت ماهگی و بالاتر به لوازم زینتی علاقمند می شوند و گاهی کشوی مربوط به لوازم زینتی مادرشان را باز می کنند و آنها را از روی کنجکاوی به هم می ریزند. اما در بسیاری از موارد دیده شده است که مادران وقتی با این موضوع روبرو می شوند ، فرزند خویش را کتک می زنند و معمولاً یک سیلی به وی می زنند و یا ضربه ای آبدار به پشت دست کودک می زنند تا به او بفهمانند که نباید این کار را انجام دهد. این مادران اعتقاد دارند که در این سنین ، هشدار دادن به کودکان و یا محروم کردن آنان از چیزی ، کاری از پیش نمی برد و فقط تنبیه بدنی سبک ! در آن لحظه ، کودک را از کار خطا باز می دارد. اگر به کودک بگوییم یا بفهمانیم ! که اجازه ندارد با محتویات گنجه یا کمد مادر و یا کیف مادر یا ... بازی کند مهارت شناختی که به دنبال درک نتیجه امور بدست می آید ، در او از بین می رود. اما کتک زدن هم نتیجه بهتری ندارد زیرا کودکی که کتک می خورد می داند که چه خطایی از او سر زده است اما نمی تواند آن را به خاطر بسپارد. حتی ممکن است نکته ای را که به او تذکر می دهید از یاد ببرد و به این فکر نیفتد که کارش بد بوده است. بنا براین بهترین روش در برخورد با اینگونه موارد ، ایمن کردن محیط اطراف کودک نوپا برای انجام اکتشافات او می باشد. همچنین مادران باید لوازم زینتی و بهداشتی آرایشی خود را در جایی دور از دسترس کودک بگذارند. در موارد دیگر که کودکان بزرگتر می شوند نیز کتک زدن نتیجه ای مطلوبی نخواهد داشت. در این مورد به شرح واقعه ای می پردازیم : مادری بارها به دختر چهار ساله اش تذکر داده بود که به ظرف کریستال روی میز دست نزند ولی دختر هر بار نافرمانی کرده و به آن ظرف دست میزد ( در این موارد اگر ما بزرگسالان زیادی روی چیزی تاکید داشته باشیم و مدام به کودک بگوییم به آن دست نزند ، کودک بیشتر کنجکاو شده و به دست زدن به آن راقب تر می شود) تا اینکه بالاخره آن ظرف از دست کودک افتاد و شکست. مادر بلافاصله از راه رسید و به کودک پرخاش کرد و وی را کتک زد و سرش داد کشید و کودک هم گریه کنان از اتاق بیرون دوید. مادر بعد از جارو کردن تکه های شکسته گلدان ، رفت تا به دخترش سر بزند و ناگهان دید که دخترش ، عروسکش را به شدت کتک می زند و سرش فریاد می کشد:« دختر بد ، دختر بد ... ». در این لحظه مادر که با صحنه بدی مواجه شده بود دریافت که رفتارش با کودک چه اثر نامطلوبی روی او گذاشته است. مادر بعد می گفت: لحظه بسیار بدی بود ، دریافتم که چه کار اشتباهی کردم. خسته و منقلب بودم و ناگهان عصبانی شدم و کنترلم را از دست دادم. همه والدین در مواقعی که آرامش دارند و یا شاد هستند ، می پذیرند که بچه هایشان را کتک نزنند اما وقتی عصبانی می شوند نمی توانند خود را کنترل کنند در صورتی که ما بزرگسالان باید خشم خود را کنترل نماییم و هنگام عصبانیت بهتر است تا بدست آوردن آرامش کامل ، واکنش نشان ندهیم. کمی استراحت در هنگام عصبانیت و یا مشت کوبیدن به بالش البته دور از چشم کودکان ، یا قدم زدن و یا تلفن به یک دوست ، می تواند کمی تسکین دهنده باشد. وقتی که آرام شدیم دیگر تمایلی به کتک زدن در خود نمی بینیم. اما والدینی هم که بچه هایشان را کتک نمی زنند معتقدند که در مواقعی که پای جان کودک در میان است باید از روش تنبیه بدنی استفاده کرد. واقعه ای دیگر را بازگو می کنیم : مادری می گفت: وقتی پسر پنج ساله اش را دید که برای گرفتن توپش تا وسط خیابان دوید ، او را کتک زد. این مادر گفت: اگر راننده به موقع ترمز نگرفته بود حالا پسرم مرده بود. کتک زدن او تنها راهی بود که می توانستم به او بفهمانم که هنگام گذشتن از خیابان باید به هر دو طرف نگاه کند. این مادر ادامه داد: اما چند هفته بعد از آن هنگامی که به او اجازه دادم تنهایی به خانه دوستش که آن طرف خیابان بود برود ، همانطور که از پنجره نگاهش می کردم متوجه شدم دوباره بدون آنکه به اطراف نگاه کند ، بی مهابا از خیابان گذشت و باز هم بی دقتی کرد. در این مورد محققان علوم تربیتی می گویند: بهترین روش اینست که هر مرحله را با کودک تمرین نماییم. با وی از خیابان عبور کنیم و هنگام عبور به او بگوییم: « به چپ نگاه کن » ، « به راست نگاه کن » ، « چراغ راهنمایی را ببین » ، « به پیچ خیابان نگاه کن » و ... . طی دوره آموزش ، کودک نباید بدون نظارت دیگری از خیابان عبور کند مگر اینکه ثابت نماید می تواند از خود مواظبت کند. و اما ماجرایی دیگر: پسر چهار ساله با آجرهای اسباب بازی خود مشغول ساختن خانه بود که ناگهان خواهر کوچکترش به آنها خورد و همه را خراب کرد. پسرک عصبانی شد و شروع کرد به کتک زدن خواهرش و مادرش که شاهد ماجرا بود بلافاصله سر رسید و شروع به کتک زدن پسرش کرد و در حین کتک زدن به او گفت: « این تنبیه به تو می فهماند که نباید خواهر کوچکت را کتک بزنی!» پسرک فریاد می زد و می گفت: « او خانه مرا خراب کرد. همیشه طرف او را می گیری و ... ». در چنین موقعیت هایی بعید به نظر می رسد که پسر احساس تاسف از کار خود داشته باشد و متنبه شود و دفعه بعد اگر چنین موردی پیش آید خواهرش را شدیدتر کتک خواهد زد. از طرفی مادر با کتک زدن او رفتاری را که سعی در از بین بردن آن داشت ، تشدید می کند و کتک زدن را به عنوان راه حل مشکلات ، موجه جلوه می دهد و از طرفی این موضوع را به پسرک القا می کند که بزرگترها حق کتک زدن کوچکترها را دارند. راه درست برخورد در این موارد اینست که با قدرت بگوییم: « در این خانه کسی حق کتک زدن دیگری را ندارد و بهتر است فوری از خواهرت عذر خواهی کنی و خواهرت هم باید بابت خراب شدن خانه ات از تو عذر خواهی کند و...». بعضی ها می گویند: من هم وقتی بچه بودم از دست پدر و مادرم خیلی کتک خوردم. حال اگر این اشخاص به خاطرات کودکی خود رجوع کنند ، بعید است که از والدین خود به خاطر اتخاذ این شیوه راضی بوده باشند. باید این حقیقت را پذیرا باشیم که کتک زدن احساسات را جریحه دار می کند و تاثیر نامطلوبی بر روح و روان کودک بر جا می گذارد. امیدواریم که پدر و مادرها فرزندان خود را کتک نزنند و از سایر روشهای تربیتی برای جلوگیری از تکرار خطاهای کودکانشان استفاده کنند. | |
فاصله بین آدمها

چقدر فاصله اینیجاست بین آدم ها
چقدر عاطفه تنهاست بین آدم ها
كسی به حال شقایق دلش نمی سوزد
و او هنوز شكوفاست بین آدم ها
كسی به خاطرپروانه ها نمی میرد
تب غرور چه بالاست بین آدم ها
و ازصدای شكستن كسی نمی شكند
چقدر سردی وغوغاست بین آدم ها
میان كوچه دل ها فقط زمستانست
هجوم ممتد سرد ماست بین آدم ها
زمهربانی دل ها دگر سراغی نیست
چقدر قحطی رویاست بین آدم ها
كسی به نیت دل ها دعا نمی خواند
غروب زمزمه پیداست بین آدم ها
و حال آینه را هیچ كس نمی پرسد
همیشه غرق مدا راست بین آدم ها
غریب گشتن احساس درد سنگینی ست
و زندگی چه غم افزارست بین آدم ها
مگر كه كلبه دل ها چقدر جا دارد؟
چقدر راز و معماست بین آدم ها
سلام آبی دریا بدون پاسخ ماند
سكوت ، گرم تماشاست بین آدم ها
چه ماجرای عجیبی ست این تپیدن دل
و اهل عشق چه رسواست بین آدم ها
چه می شود همه از جنس آسمان باشیم؟
طلوع عشق چه زیباست بین آدم ها
میان این این همه گل های ساكن اینجا
چقدر پونه شكیباست بین آدم ها
تمام پنجره ها بی قرار بارانند
چقدر خشكی و صحراست بین آدم ها
و كاش صبح ببینم كه باز مثل قدیم
نیاز و مهر و تمناست بین آدم ها
بهار كردن دل ها چه كار دشواریست
و عمر شوق،چه كوتاست بین آدم ها
میان تك تك لبخندها غمی سرخ ست
و غم به وسعت یلداست بین آدم ها
به خاطر تو سرودم چرا كه تنها تو
دلت به وسعت دریاست بین آدم ها
"مریم حیدرزاده"
مدرسه - پسر - دختر - خاطرات
باركد چيست؟
بارکد چیست؟
به زبان ساده مى توان گفت: مجموعه اى از میله ها یا خطوط سیاه رنگى که معمولاً بر روى زمینه اى سفید چاپ مى شود و به وسیله آن از کالاى خریدارى شده شناسایى لازم به عمل مى آید و قیمت آن مشخص مى شود و اگر به دنبال تعریف دقیق ترى هستید، باید گفت:
بارکد عبارت است از انتقال داده ها از طریق امواج نورى. آنها مجموعه اى از خطوط میله اى موازى با عرضهاى گوناگون (پهن و نازک)هستندکه اندازه هر خط معنا و مفهوم خاصى براى دستگاه بارکدخوان دارد.
در حقیقت دستگاه بارکدخوان ماشینى است که اطلاعات را به شکل بصرى بر روى صفحه نمایش مى دهد.
ضرورت استفاده از بارکد
گرداندن یک فروشگاه کار مشکل و پردردسرى است. مدیران و صاحبان آن باید از میزان موجودى که از هزاران کالاى کوچک و بزرگ دارند، مطلع باشند (کالاهایى که مجبور به خرده فروشى آن هستند و در زمان طولانى از انبارهایشان بیرون مى روند.)
همین طور که فروشگاهها، بزرگ و بزرگتر شدند تا به فروشگاههاى زنجیره اى امروزى رسیدند، کار مشکل و مشکل تر شد. نخست مجبور شدند در فروشگاهها را هرچند وقت یکبار ببندند و تمام کیسه ها و بسته ها و کنسروها را شمارش کنند. کار بسیار دشوارى بود.
این کار سخت و هزینه بردار بیش از یک بار در سال انجام نمى شد (انبارگردانى)، بنابراین مدیران فروشگاهها مجبور بودند بیشتر کارهایشان را بر اساس حدس و گمان انجام دهند و در نهایت این نیاز مادر اختراع شد!
سیستم بارکدگذارى چگونه آغاز شد؟
در سال ۱۹۳۲ گروهى از دانشجویان رشته مدیریت بازرگانى دانشگاه هاروارد، تصمیم گرفتند روشى را انتخاب کنند تا بر اساس آن مشتریان کالاى مورد نظرشان را از درون کاتالوگى پیدا کنند و سپس با برداشتن کارت هاى خاص چسبانده شده در کنار نام هر کالا و تحویل به مسؤول کنترل و قرار دادن آن در دستگاه کارت خوان و پانچ، مستقیماً کالا را از طریق انبار به باجه کنترل انتقال دهند و صورتحساب کامل را دریافت کنند و مهم تر از همه صاحبان فروشگاه از موجودى انبار خود اطلاعات به روزى داشته باشند.
البته ایده سیستم «بارکدینگ» مدرن و پیشرفته از سال ۱۹۴۸ وارد سیستم تجارى شد.
سیستم بارکد امروزى چگونه شروع به کار کرد؟
سال ۱۹۴۸ بود که رئیس یک فروشگاه مواد غذایى در آمریکا از کار کند و بى دقت کارکنان فروشگاه به ستوه آمد و براى پیدا کردن راه حل به مسؤولان دانشگاه (Drexel) مراجعه کرد تا تقاضاى ساخت سیستم کنترل خودکارى را داشته باشد، اما مسؤولان دانشگاه از این نظریه استقبال نکردند.
یکى از دانشجویان فارغ التحصیل این دانشگاه به نام باب سیلور «Bob Silver» این گفت و گو را شنید و آن را با یکى از دوستانش Norman Joseph Woodland در میان گذاشت و تصمیم گرفتند براى ساخت چنین سیستمى شروع به کار کنند. آنها در شروع از رمز و الفباى سیستم مورس الهام گرفتند و سعى کردند با چاپ و طراحى میله هاى پهن و باریک این شیوه را راه اندازى کنند و مدتى بعد هم به فکر سیستم بارکد نقطه اى و دایره اى افتادند.
سال ۱۹۴۹ بود که توانستند اختراع خود را ثبت کنند و در سال ۱۹۵۲ نخستین سیستم بارکدخوان را ساختند. «وودلند» که از سال۱۹۵۱در شرکت IBM مشغول به کار شده بود، توانست با استفاده از موقعیتهایى که در آنجا برایش ایجاد مى شد، به کمک دوستش در سال ۱۹۵۲ دستگاهى به بزرگى یک میز تحریر بسازد و ۲ جزء اصلى در آن تعبیه کرد:
۱- یک حباب (لامپ) ۵۰۰ واتى به عنوان منبع نور.
۲- با استفاده از آنچه در سیستم ساخت فیلم (براى تراک هاى صوتى استفاده مى شد) مجرایى لوله اى ساخت و این لوله را به یک نوسان سنج متصل کرد و سپس یک قسمت کاغذ را به شکل کدهاى خطى در جلوى پرتوى نور خارج شده از منبع نور، علامت گذارى کرد. پرتو منعکس شده به مجرا مى رسید و در طرف دیگر گره اى ناشى از حباب پرقدرت کاغذ را مى سوزاند. او بدون هیچ کم و کاست به آنچه مى خواست، رسیده بود. درحالى که کاغذ حرکت مى کرد، علایم روى دستگاه نوسان سنج تغییراتى مى کرد و در نهایت توانسته بودند دستگاهى داشته باشند که به کمک آن موضوعات چاپ شده، خوانده مى شد.
بعداً متوجه شدند لامپ ۵۰۰ واتى میزان الکتریسیته اى زیادتر از آنچه آنها نیاز داشتند، تولید مى کند و میزان اضافى، علاوه بر بالا بردن هزینه ها، گرماى اضافى هم تولید مى کرد و از طرفى نگاه کردن به آن باعث آسیب چشم مى شد، بنابراین به فکر استفاده از منبعى افتادند که تمام نور مورد نیاز آنها را در فضاى کوچکى متمرکز کند. همان کارى که امروزه «لیزر» انجام مى دهد، اما در سال ۱۹۵۲ لیزر موجود نبود!
بعدها با گسترش و تولید لیزر «Laser» توانستند دستگاههاى بارکدخوان ارزان ترى تولید کنند. گرچه «باب سیلور» فرصت استفاده درست از دانش خود را در شرایط آسان تر نیافت و در ۳۸سالگى فوت کرد، اما همکارش کار را ادامه داد.
در سال ۱۹۷۲ سیستم بارکد نقطه اى نیز در عمل مورد استفاده قرار گرفت، اما این روش چندان موفق نبود (زیرا حین چاپ براحتى مغشوش مى شد.)
در سال ۱۹۷۴ وودلند در IMB سیستم بارکد خطى را گسترش داد و نخستین محصول خرده فروشى (محصولاتى چون آب میوه و آدامس) به این طریق فروخته شد. (و جالب اینکه در حال حاضر یک بسته از آن آدامس در موزه اى در آمریکا نگهدارى مى شود).
و سرانجام آقاى وود در سال ۱۹۹۲ توانست مدال ملى تکنولوژى را بابت به کارگیرى سیستم بارکد دریافت کند. (تنها به خاطر استراق سمع دوستش آقاى سیلور!)
خلاصه آنکه، بارکدها و سایر برچسب هاى خوانا در جایى که نیاز به خوانده شدن اطلاعات با پردازش توسط کامپیوتر وجود دارد، استفاده مى شوند و کاربرها به عوض تایپ کردن رشته اى طویل از داده ها، تنها بارکد مورد نظر را جلوى دستگاه بارکدخوان قرار مى دهند و پردازش بدون نیاز به نیروى انسانى به طور کاملاً خودکار انجام مى شود. بنابراین بارکد شیوه شناسایى و تعیین هویت خودکار داده ها است.
رقمى که توسط بارکد تولید مى شود، عموماً محصول خاصى را نشان مى دهد. سیستم بارکدینگ به طور معکوس هم کار مى کند، یعنى قادر است با دریافت رقم مربوط به یک محصول، بارکد مورد نظر را ایجاد بکند و در واقع نوعى خود شناسایى انجام مى شود.
فواید بارکد کردن
۱- مصون بودن از خطاپذیرى به علت کاهش دخالت نیروى انسانى و وارد نشدن دستى اطلاعات.
۲- دسته بندى دقیق اطلاعات.
۳- سرعت بالا به همراه صحت ۱۰۰درصد.
۴- دسترسى آسان به اطلاعات واقعى و حقیقى (در جریان روند مدیریت) البته اگر: با دقت تمام کالاها در فروشگاهها بارکدگذارى شوند تا مراجعه کنندگان دچار دردسرهایى که ما با آن خوب آشنایى داریم، نشوند
درباره باركد چه مي دانيد ؟
در ايران به علت ضرورتي كه بنا به توسعه صدور كالاهاي غيرنفتي ايران به بازارهاي جهاني به وجود آمد در سال1374 سازماني با عنوان »مركز ملي شماره گذاري كالا و خدمات« زير نظر موسسه مطالعات و پژوهش هاي بازرگاني تاسيس شد و پس از انجام مطالعات لازم با انتخاب استاندارد EAN/UCC كشور ما به عضويت موسسه بين المللي EAN International درآمد. تاكنون بيش از5 هزار شركت- كه بيشتر آنها شركت هاي توليدكننده محصولات غذايي و شيميايي هستند- به عضويت اين موسسه درآمده و براي كالاها و محصولات خود باركد دريافت كرده اند.
باركد محصولات،12 رقمي است. البته در برخي از كشورها به دلايل مختلف باركد13 رقمي نيز وجود دارد.12 رقم باركد به شرح زير معني دار مي شود:

سه رقم اول نمايانگر كد كشور(626= كد ايران)،5 رقم بعدي كد شركت سازنده،4 رقم بعدي كد كالاي مربوطه و در نهايت1 رقم آخر كد كنترل توسط رايانه به منظور كنترل صحت كد مورد نظر است.
براي مثال باركد زير مربوط به دستمال كاغذي200 برگي يكي از شركت هاي توليدي است به طور حتم تا به حال در هنگام خريد يا پس از خريد كالا به علامت باركد چاپ شده در روي بسته بندي آن توجه كرده ايد و اين سئوال برايتان پيش آمده كه اين خطوط چه هستند و چه كارآيي دارند.
عامه مردم درباره باركد، نظرات متفاوتي دارند. خيلي ها فكر مي كنند باركد نمايانگر قيمت كالاست. برخي ديگر نيز باركد را علامت استاندارد و عده اي باركد را شماره مجوز كالا مي دانند.
باركد شامل يك سري عدد و تعدادي خطوط موازي سياه رنگ با ضخامت هاي مختلف در زمينه سفيد بوده كه از طريق دستگاه پويشگر (Scanner) توسط امواج مادون قرمز قابل خواندن و انتقال به رايانه است. هر يك از اين ميله ها مانند يك بيت ارزشي، معادل صفر و يك دارند.
هر يك از اين كدها در بانك اطلاعاتي مربوط، داراي اطلاعات كاملي شامل شرح، مشخصات دقيق و فني، موجودي، اطلاعات ورود و خروج براي استفاده كنندگان ذي ربط هستند.
استفاده از باركد فقط به محصولات توليدي شركت ها محدود نمي شود. در كارخانه ها و موسسات توليدي به منظور رديابي مداوم اطلاعات كالاهاي توليدي در خطوط مختلف توليد قطعات مصرفي موجود در انبارها، باركدهاي منحصر به فردي ايجاد و با اين سيستم رديابي مي شود. سيستم باركد كمك مي كند تا تغيير اطلاعات را توسط سيستم باركد به بانك هاي اطلاعاتي منتقل كرده و همواره اطلاعات موجودي هاي خود را به روز نگه داريد. در واقع باركد به عنوان يك ترمينال ورودي كمك مي كند تا تغيير يا ثبت اطلاعات با حداقل خطاي اطلاعاتي به رايانه منتقل شود.
در فروشگاه هاي بزرگي كه روزانه مقدار زيادي كالاي ريز و درشت به آنها وارد و يا خارج مي شود و مسئولين براي كنترل موجودي هاي خود همواره به اطلاعات سطوح موجودي نياز دارند استفاده از باركد بسيار ضروري است. در غير اين صورت بايد هرازگاهي با تعطيلي فروشگاه اقدام به شمارش و كنترل موجودي كرد. اين كار نه تنها بسيار دشوار و طاقت فرساست بلكه امكان بروز اشتباه در آن نيز زياد است.
در حال حاضر در كشور ما از باركد براي جمع آوري و ثبت اطلاعات مختلف استفاده هاي متنوعي مي شود. از كارت هاي حضور و غياب پرسنلي گرفته تا قبوض آب و برق و تلفن، اطلاعات خطوط توليد و ردياب محصولات، موجودي هاي انبار، كتب جهت ثبت شماره استاندارد بين المللي كتاب (شابك) و از همه بيشتر براي كالاهاي توليدي شركت ها كه در فروشگاهها ارائه مي گردد و ...
براي راه اندازي سيستم هاي مبتني بر باركد، نياز به تجهيزاتي مانند نرم افزار توليد باركد، چاپگر چاپ باركد، پويشگر (Scanner) و برچسب هاي ويژه داريم.
البته توسعه و پيشرفت در زمينه باركد نيز مانند ساير علوم و فن آوريها به سرعت در حال وقوع است.
ليست کامل خطاهای مودم در هنگام کانکت شدن
ليست کامل خطاهای مودم در هنگام کانکت شدن 600 . اگر سيستم در حال شماره گيري باشد و دوباره شماره گيري نماييد اين خطا نمايش داده مي شود . 601 . راه انداز Port بي اعتبار مي باشد . 602 . Port هم اكنون باز مي باشد براي بسته شدن آن بايد كامپيوتر را مجددا راه اندازي نمود. 603 . بافر شماره گيري بيش از حد كوچك است . 604 . اطلاعات نادرستي مشخص شده است . 605 . نمي تواند اطلاعات Port را تعيين كند . 606 . Port شناسايي نمي شود . 607 . ثبت وقايع مربوط به مودم بي اعتبار مي باشد . 608 . راه انداز مودم نصب نشده است . 609 . نوع راه انداز مودم شناسايي نشده است . 610 . بافر ندارد . 611 . اطلاعات مسير يابي غير قابل دسترس مي باشد . 612 . مسير درست را نمي تواند پيدا نمايد . 613 . فشرده سازي بي اعتباري انتخاب شده است . 614 . سرريزي بافر . 615 . Port پيدا نشده است . 616 . يك درخواست ناهمزمان در جريان مي باشد . 617 .Port يا دستگاه هم اكنون قطع مي باشد . 618 . Port باز نمي شود. ( وقتي رخ مي دهد كه يك برنامه از Port استفاده كند ). 619 . Port قطع مي باشد (وقتي رخ مي دهد كه يك برنامه از Port استفاده كند). 620 . هيچ نقطه پاياني وجود ندارد . 621 . نمي تواند فايل دفتر راهنماي تلفن را باز نمايد . 622 . فايل دفتر تلفن را نمي تواند بارگذاري نمايد . 623 . نمي تواند ورودي دفتر راهنماي تلفن را بيابد . 624 . نمي توان روي فايل دفتر راهنماي تلفن نوشت . 625 . اطلاعات بي اساسي در دفتر راهنماي تلفن مشاهده مي شود . 626 . رشته را نمي تواند بارگذاري كند . 627 . كليد را نمي تواند بيابد . 628 . Port قطع شد . 629 . Port بوسيله دستگاه راه دور قطع مي شود. (درست نبودن راه انداز مودم با برنامه ارتباطي). 630 . Port به دليل از كارافتادگي سخت افزار قطع مي شود . 631 . Port توسط كاربر قطع شد . 632 . اندازه ساختار داده اشتباه مي باشد . 633 . Port هم اكنون مورد استفاده مي باشد و براي Remote Access Dial-up پيكر بندي نشده است (راه انداز درستي بر روي مودم شناخته نشده است) . 634 . نمي تواند كامپيوتر شما را روي شبكه راه دور ثبت نمايد . 635 . خطا مشخص نشده است . 636 . دستگاه اشتباهي به Port بسته شده است . 637 . رشته ( string ) نمي تواند تغيير يابد . 638 . زمان درخواست به پايان رسيده است . 639 . شبكه ناهمزمان قابل دسترس نيست . 640 . خطاي NetBIOS رخ داده است . 641 . سرور نمي تواند منابع NetBIOS مورد نياز براي پشتيباني سرويس گيرنده را بدهد . 642 . يكي از اسامي NetBIOS شما هم اكنون روي شبكه راه دور ثبت مي گردد ، ( دو كامپيوتر مي خواهند با يك اسم وارد شوند ) . 643 .Dial-up adaptor در قسمت network ويندوز وجود ندارد . 644 . شما popus پيغام شبكه را دريافت نخواهيد كرد . 645 . Authentication داخلي اشكال پيدا كرده است. 646 . حساب در اين موقع روز امكان log on وجود ندارد . 647 . حساب قطع مي باشد . 648 . اعتبار password تمام شده است . 649 . حساب اجازه Remote Access را ( دستيابي راه دور ) را ندارد . ( به نام و كلمه عبور اجازه dial-up داده نشده است ) . 650 . سرور Remote Access ( دستيابي راه دور ) پاسخ نمي دهد . 651 . مودم شما ( يا ساير دستگاههاي اتصال دهنده ) خطايي را گزارش كرده است . ( خطا از طرف مودم بوده است ) . 652 . پاسخ نا مشخصي از دستگاه دريافت مي گردد . 653 . Macro (دستورالعمل كلان). ماكرو خواسته شده توسط راه انداز در ليست فايل .INF موجود نمي باشد . 654 . يك فرمان يا يك پاسخ در قسمت .INF دستگاه به يك ماكرو نامشخص اشاره مي نمايد . 655 . دستور العمل (پيغام) در قسمت فايل .INF دستگاه مشاهده نمي شود . 656 . دستورالعمل (ماكرو) (default off) در فايل .INF دستگاه شامل يك دستور العمل نامشخص مي باشد . 657 . فايل .INF دستگاه نمي تواند باز شود . 658 . اسم دستگاه در فايل .INF دستگاه يا در فايل .INI رسانه بيش از حد طولاني مي باشد . 659 . فايل .INI رسانه به نام ناشناخته يك دستگاه اشاره مي نمايد . 660 . فايل .INI رسانه براي اين فرمان پاسخي را ندارد . 661 . فايل .INF دستگاه فرمان را از دست داده است . 662 . تلاش براي قرار دادن يك ماكرو ليست نشده در قسمت فايل .INF صورت نگرفته است. 663 . فايل .INI رسانه به نوع ناشناخته يك دستگاه اشاره مي نمايد . 664 . نمي تواند به حافظه اختصاص دهد . 665 . Port براي Remote Access (دستيابي راه دور) پيكر بندي نشده است. 666 . مودم شما (ياساير دستگاههاي اتصال دهنده) در حال حاضر كار نمي كنند . 667 . فايل .INI رسانه را نمي تواند بخواند . 668 . اتصال از بين رفته است . 669 . پارامتر به كار برده شده در فايل .INI رسانه بي اعتبار مي باشد . 670 . نمي تواند نام بخش را از روي فايل .INI رسانه بخواند . 671 . نمي تواند نوع دستگاه را از روي فايل .INI رسانه بخواند . 672 . نمي تواند نام دستگاه را از روي فايل .INI رسانه بخواند . 673 . نمي تواند كاربر را از روي فايل .INI رسانه بخواند . 674 . نمي تواند بيشترين حد اتصال BPS را از روي فايل .INI رسانه بخواند . 675 . نمي تواند بيشترين حد BPS حامل را از روي فايل .INI رسانه بخواند . 676 . خط اشغال مي باشد . 677 . شخص به جاي مودم پاسخ مي دهد . 678 . پاسخي وجود ندارد . 679 . نمي تواند عامل را پيدا نمايد . 680 . خط تلفن وصل نيست . 681 . يك خطاي كلي توسط دستگاه گزارش مي شود . 682 . Writing section name دچار مشكل مي باشد . 683 . Writing device type با مشكل روبرو شده است . 684writing device name .684 با مشكل روبرو مي باشد . 685 . Writing maxconnectbps مشكل دارد . 686 . Writing maxcarrierBPS دچار مشكل مي باشد . 687 . Writing usage با مشكل مواجه است . 688 . Writing default off دچار مشكل مي باشد . 689 . Reading default off با مشكل مواجه است . 690 . فايل INI خالي ست . 691 . دسترسي صورت نمي پذيرد زيرا نام و كلمه عبور روي دامين بي اعتبار مي باشد 692 . سخت افزار در درگاه يا دستگاه متصل شده از كار افتاده است . 693 . Binary macro با مشكل مواجه مي باشد . 694 . خطاي DCB يافت نشد . 695 . ماشين هاي گفتگو آماده نيستند . 696 . راه اندازي ماشين هاي گفتگو با مشكل روبرو مي باشد . 697 . Partial response looping با مشكل روبرو مي باشد . 698 . پاسخ نام كليدي در فايل INF . دستگاه ، در فرمت مورد نظر نمي باشد . 699 . پاسخ دستگاه باعث سر ريزي بافر شده است . 700 . فرمان متصل به فايل INF . دستگاه بيش از حد طولاني مي باشد . 701 . دستگاه به يك ميزان BPS پشتيباني نشده توسط گرداننده com تغيير مي يابد . 702 . پاسخ دستگاه دريافت مي گردد زماني كه هيچكس انتظار ندارد . 703 . در فعاليت كنوني مشكلي ايجاد شده است . 704 . شماره اشتباه callback . 705 . مشكل invalid auth state . 706 . Invalid auth state دچار مشكل مي باشد . 707 . علامت خطاياب . x. 25 708 . اعتبار حساب تمام شده است . 709 . تغيير پسورد روي دامين با مشكل روبرو مي باشد . 710 . در زمان ارتباط با مودم شما خطاهاي سري يش از حد اشباع شده مشاهده مي گردد. 711 . Rasman initialization صورت نمي گيرد گزارش عملكرد را چك كنيد 712 . درگاه Biplex در حال اجرا مي باشد . چند ثانيه منتظر شويد و مجددا شماره بگيريد . 713 . مسيرهاي ISDN فعال در خط اصلي قطع مي باشد . 714 . كانال هاي ISDN كافي براي ايجاد تماس تلفني در دسترس نمي باشند . 715 . به دليل كيفيت ضعيف خط تلفن خطاهاي فراواني رخ مي دهد . 716 . پيكر بندي remote access IP غير قابل استفاده مي باشد . 717 . آدرسهاي IP در static pool remote access IP وجود ندارد . 718 . مهلت بر قراري تماس PPP پايان پذيرفته است . 719 . PPP توسط دستگاه راه دور پايان مي يابد . 720 . پروتكل هاي كنترلppp پيكر بندي نشده اند . 721 . همتاي PPP پاسخ نمي دهد . 722 . بسته PPPبي اعتبار مي باشد . 723 . شماره تلفن از جمله پيشوند و پسوند بيش از حد طولا ني مي باشد . 724 . پروتكل IPXنمي تواند بر روي درگاه dial –out نمايد زيرا كامپيوتر يك مسير گردان IPX مي باشد . 725 . IPX نمي تواند روي port (درگاه) dial – in شود زيرا مسير گردان IPX نصب نشده است . 726 . پروتكل IPX نمي تواند براي dial – out ، روي بيش از يك درگاه در يك زمان استفاده شود . 727 . نمي توان به فايل TCPCFG . DLL دست يافت . 728 . نمي تواند آداپتور IP متصل به remote access را پيدا كند . 729 . SLIP استفاده نمي شود مگر اينكه پروتكل IP نصب شود . 730 . ثبت كامپيوتر كامل نمي باشد . 731 . پروتكل پيكر بندي نمي شود . 732 . توافق بين PPP صورت نگرفته است . 733 . پروتكل كنترل PPP براي پروتكل اين شبكه ، در سرور موجود نمي باشد . 734 . پروتكل كنترل لينك PPP خاتمه يافته است . 735 . آدرس مورد نياز توسط سرور رد مي شود . 736 . كامپيوتر راه دور پروتكل كنترل را متوقف مي نمايد . 737 . نقطه برگشت ( LOOPBACK DETECTED ) شناسايي شد . 738 . سرور آدرس را مشخص نمي كند . 739 . سرور راه دور نمي تواند از پسورد ENCRYPTED ويندوز NT استفاده نمايد. 740 . دستگاه هاي TAPI كه براي remote access پيكر بندي مي گردند به طور صحيح نصب و آماده نشده اند . 741 . كامپيوتر محلي از encryption پشتيباني نمي نمايد . 742 . سرور راه دور از encryption پشتيباني نمي نمايد . 743 . سرور راه دور به encryption نياز دارد . 744 . نمي تواند شماره شبكه IPX را استفاده نمايد كه توسط سرور راه دور در نظر گرفته شده است گزارش وقايع را باز بيني نماييد . 745 . يك فايل مهم و ضروري آسيب ديده است . Dial – up networking را مجددا نصب نماييد . 751 . شماره callback شامل يك كاراكتر بي اعتبار مي باشد . كاراكترهاي زير فقط مجاز دانسته مي شوند : Space, T, P, W, (,), - , @. 0تا9 . 752 . در زمان پر دازش script يك خطاي نحوي صورت مي گيرد . 753 . اتصال نمي تواند قطع شود زيرا توسط مسير گردان چند پروتكلي ايجاد شده است . 754 . سيستم قادر به يافتن bundle چند انصالي نمي باشد . 755 . سيستم قادر به اجراي شماره گيري خودكار نمي باشد زيرا اين ورودي يك شماره گير عادي را دارد . 756 . اين اتصال هم اكنون در شماره گيري مي باشد . 757 . خدمات دستيابي راه دور خود به خود آغاز نمي شوند اطلا عات بيشتري در گزارش وقايع در اختيار شما قرار مي گيرد . 758 . اشتراك اتصال اينترنت هم اكنون روي اين اتصال ميسر مي گردد . 760 . در زمان فراهم آوري امكانات مسير يابي ، اين خطا رخ مي دهد . 761 . در زمان فراهم شدن اشتراك اتصال اينترنت براي اين اتصال اين خطا ايجاد مي گردد. 763 . اشتراك اتصال اينترنت فعال نمي باشد . دو اتصال LAN و يا بيشتر به علاوه اتصالي كه با اين LANها مشترك شده است وجود دارد . 764 . دستگاه كارت خوان smartcard نصب نيست . 765 . اشتراك اتصال اينترنت ميسر نمي باشد . اتصال LAN با آدرس IP در حال حاضر پيكر بندي مي شود كه براي آدرس گذاري اتوماتيك IP مورد نياز مي باشد . 766 . سيستم نمي تواند هيچ گواهي اي را بيابد . 767 . اشتراك اتصال اينترنت ميسر نمي گردد اتصال LAN بر روي شبكه شخصي انتخاب مي گردد كه بيش از يك آدرس IP را پيكر بندي كرده است . اتصال LANرا با يك آدرسIP مجزا ، مجددا پيكر بندي نماييد قبل از اينكه اشتراك اتصال اينترنت صورت گيرد . 768 . به دليل رمز دار نكردن داده ها اتصال صورت نمي پذيرد . 769 . مقصد مشخصي قابل دست يابي نمي باشد . 770 . دستگاه راه دور تلا ش براي ايجاد اتصال را نمي پذيرد . 771 . اقدامات اتصال صورت نمي گيرد زيرا شبكه اشغال مي باشد . 772 . سخت افزار شبكه كامپيوتر راه دور با نوع تلفن مورد نياز سازگاري ندارد . 773 . امكان ايجاد اتصال موثر نمي باشد زيرا شماره مقصد تغيير كرده است . 774 . به دليل از كار افتارگي موقت ، اتصال صورت نمي گيرد . 775 . مكالمه تلفني توسط كامپيوتر راه دور متوقف شد . 776 .مكالمه تلفني نمي تواند وصل گردد زيرا مقصد خواسته است كه ويژگي را حفظ نمايد . 777 . اتصال صورت نمي گيرد زيرا مودم ( يا ساير وسايل ارتباط دهنده ) روي كامپيوتر راه دور دچار مشكل مي باشند . 778 . تاييد هويت سرور غير ممكن مي باشد . 779 . براي بر قراري dial – out اين اتصال بايد از smartcard استفاده نماييد . 780 . عمل انجام شده براي اين اتصال بي اعتبار مي باشد . 781 . تلاش براي رمز گذاري (encryption) صورت نمي گيرد زيرا گواهي معتبري يافت نمي گردد . 782 . ترجمه آدرس شبكه (NAT) در حال حاضر به عنوان يك پروتكل مسير يابي نصب مي گردد و بايد قبل از اينكه اشتراك اتصال اينترنت فراهم گردد حذف شود . 783 . اشتراك اتصال اينترنت ميسر نمي باشد . اتصال LAN كه به عنوان شبكه شخصي انتخاب مي گردد يا فراهم نمي شود و يا از شبكه قطع مي باشد . لطفا قبل از فراهم شدن اشتراك اتصال اينترنت از اتصال آداپتور LAN مطمئن شويد . 784 . در حالي كه اين اتصال را در زمان log on استفاده مي كنيد شما نمي توانيد شماره بگيريد زيرا اين اتصال براي استفاده از نام كاربري پيكر بندي شده است كه متفاوت از نام كاربر روي smartcard مي باشد . چنانچه بخواهيد آنرا در زمان log on استفاده نماييد بايد براي استفاده از (username) روي كارت smart آنرا پيكربندي كنيد . 785 . در صورت استفاده از اين اتصال در زمان log on شما نمي توانيد شماره گيري نماييد زيرا براي استفاده از يك smartcard پيكر بندي نشده است . چنانچه بخواهيد آنرا در زمان log on به كار ببريد بايد امكانات اين اتصال را تصحيح و آماده نماييد به طوري كه smartcard استفاده نمايد . 786 . مبادرت به اتصال L2TP صورت نمي پذيرد زيرا هيچ گواهينامه معتبري براي تصديق (authentication) امنيت روي كامپيوتر شما وجود ندارد . 787 . اتصال L2TP غير ممكن است زيرا لايه امنيتي نمي تواند كامپيوتر راه دور را authentication نمايد . 788 . تلاش براي ايجاد اتصال L2TP بي نتيجه مي باشد زيرا لايه امنيتي نمي تواند پارامترهاي سازگار با كامپيوتر راه دور را فراهم نمايد . 789 . تلاش براي اتصال L2TP فراهم نمي گردد زيرا لايه امنيتي با يك خطاي پردازشي در طول سازگاري با كامپيوتر راه دور مواجه است . 790 . تلاش براي اتصال L2TP صورت نمي گيرد زيرا تاييد گواهينامه بر روي كامپيوتر راه دور ميسر نمي باشد . 791 . اتصال L2TP ميسر نمي باشد زيرا خط مشي امنيتي (security policy) براي اتصال يافت نمي شود . 792 . اتصال L2TP صورت نمي گيرد زيرا زمان توافق امنيتي به پايان رسيده است . 793 . اتصال L2TP ميسر نمي گردد زيرا اين خطا رخ مي دهد در حالي كه در مورد امنيت به توافق مي رسند . 794 . ويژگي RADIUS ا ين كاربر PPP نمي باشد . 795 . ويژگي RADIUS نوع تونلي براي اين كاربر ، نادرست مي باشد . 796 . ويژگي RADIUS نوع خدمات براي اين كار نه قالب بندي مي شود و نه callback قالب بندي مي شود . 797 . مودم پيدا نشد . 798 . گواهينامه اي شناسايي نمي شود كه بتواند پروتكل قابل ارائه استفاده شود . 799 . اشتراك اتصال اينترنت ميسر نمي گردد زيرا دو IP شبيه به هم در شبكه وجود دارد . IC ها به ميزباني نيازمند مي باشند كه براي استفاده از 192 ، 168 ، 0 ، 1 پيكر بندي شده است . مطمئن شويد كه هيچ سرويس گيرنده ديگري براي استفاده از 192 ، 168 ، 0 ، 1 پيكر بندي نشده است . 800 . قادر به ايجاد اتصال *** نمي باشد . سرويس دهنده *** در دسترس نمي باشد و يا ممكن است پارامترهاي امنيتي براي اتصال به درستي پيكربندي نشده باشند رایانه خبر
ده نکته برای بالا بردن کودکان بدون استفاده از تنبیه بدنی
| ده نکته برای بالا بردن کودکان بدون استفاده از تنبیه بدنی | |
ترجمه: ف- رحمانی منبع: http://health.shiawassee.net « تنبیه بدنی به کودکان چیز اشتباهی را می آموزد.» با استفاده از این نکات شما برای بهترین برخورد راهنمایی می شوید. 1- زمانیکه یک آدم بزرگ بچه کوچکی را می زند این مسئله موجب می شود که بچه احساس عجز و نا امیدی کند. این احساسات باعث میشود که کودک افسرده و پر خاشگر شود. چه کار باید کرد : به کودکانتان آموزش دهید که شما می خواهید که آنها چگونه عمل کنند. چون کودکان اغلب نمی دانند که در حال انجام دادن چیزی غلط هستند. برای آموزش دادن با آنها سازگار و ثابت قدم باشید. آنها می خواهند شما را خوشحال کنند. 2- زدن یک کودک حل مشکل را به او نمی آموزد. فقط به او می آموزد که احساس بدی نسبت به خود داشته باشد و عزت نفس او پائین بیاید. عزت نفس پائین می تواند تا آخر عمر همراه آنها باشد.آنچه که می گوئید مراقب باشید معنی کلمات می تواند به اندازه زدن به آنها آسیب بزند. چه کار باید کرد : جلوی خوتان را بگیرید. و خون سرد باشید. 3- تنبیه بدنی باعث می شود که بچه ها عصبانی و رنجیده خاطر شده و احساس دشمنی کنند و بخواهند انتقام بگیرند. چه کار باید کرد : با گفتگو به بچه هایتان بیاموزید که آنها اشتباه کرده اند. تا زمانیکه انها کوچک هستند اطمینان حاصل کنید که آنها قوانین خانواده را می فهمند. این قوانین شامل ایمنی، وقت خواب، وقت عذا خوردن یا هر مسئله ای که شما در باره آن احساس نیاز می کنید. 4- تنبیه بدنی می تواند کودکان را در باره شناخت درست و غلط به اشتباه بیاندازد. لذا در این باره فکر کنید که آیا این با معناست بچه ای را بزنی که او کسی دیگری را بزند.؟ چه کار باید کرد : به بچه هایتان یاد بدهید که روشهای غیر مضر برا ی بیان احساسات قویشان در قالب کلمات، داشته باشند. سپس احساسات آنها را بپذیرید و به آنها نشان دهید که می فهمید و مراقب هستید. 5- اگر شما کودکی را بزنید داریدمثل اینکه نشان می دهید که کار شما درست است. بچه ها هم از بزرگسالان تقلید می کنند و آنها هم در آینده می خواهند که به دیگران صدمه بزنند. چه کار باید کرد : به بچه هایتان یاد بدهید که روشهای غیر مضر برا ی بیان احساسات قویشان در قالب کلمات، داشته باشند. سپس احساسات آنها را بپذیرید و به آنها نشان دهید که می فهمید و مراقب هستید. www.classro.blogsky.com
6- تنبیه بدنی به احساسات بچه هایتان آسیب می رساند. همچنین نمرات آنها در مدرسه افت پیدا می کند و یافتن دوستان در مدرسه برای آنها کار دشواری می شود چه کار باید کرد : به آنها توجه کنید و ازچیزهایی را که فرزندت انجام می دهد از او ستایش کنید و اجازه بدهید بچه ات بداند که شما او را به خاطر وجودش دوست داری. به نظر عجیب می رسد اما نادیده گرفتن رفتار بد گاهی باعث توقف آن می شود. 7- زدن و به سرعت بچه ها را به حرکت درآوردن باعث می شود که آنان بطور فیزیکی پرخاشگر و مخرب شوند. صدمات فیزیکی دلیل بیشتری برای بد رفتاری آنان میدهد. آن (صدمات فیزیکی) میتواند به آنان آموزش دهد که من بد هستم بنابراین من باید حرکات بدم را تا آن جایی که میتوانم ادامه دهم. چه باید کرد: هنگامی که یک کودک خرد سال بی ادبی میکند. زود عکس العمل نشان ندهید سعی کنید به او مهلت بدهید. این مسئله کودکتان را از شما مدت کوتاهی جدا میکند. او را در صندلی ، پله و یا در اتاقش قرار دهید. هر دفعه همان محل را استفاده کنید. سپس به او اجازه دهید هنگامی که او میتواند خود را کنترل کند به شما بپیوندد. این به او آموزش میدهد که شما به خاطر رفتار خوب برنده شده اید. مطمئن باشید به تحسین کردن فرزندانتان، زمانی که آنها انجام میدهند آنچه را که شما از آنها میخواستید. تمام بچه ها میخواهند که خوب باشند و احساس خوبی نسبت به خودشان داشته باشند. 8- تنبه بدنی به کودکتان هیچ کنترل درونی آموزش نمی دهد. چه باید کرد؟ او را نزنید. بچه ای که زیاد کتک می خورد، کنترل درونیش توسعه پیدا نمی کند و او نگاه می کند به فرد دیگر برای اینکه به او بگویند که راست و غلط چیست. همچنین آنها فکر خواهند کرد که من نباید خودسری کنم چون تنبیه خواهم شد. به جای اینکه بگوید من نباید بی ادبی کنم چون بی ادبی بد است. در باره انتظاراتتان شفاف باشید و ستایش کنید کودکتان را زمانیکه او دوستانه و با تعامل رفتار می کند. تشویق کنید چون تشویق کردن باعث می شود که او انتخاب های درستی داشته باشد. 9- صدمه زدن فیزیکی در هر صورت باعث ترساندن کودکان میشود. چه باید کرد: خود را کنترل کنید. هیچ چیز بهتر از این نیست، که در مقابل بچه ای که خارج از کنترل است والدین آرام باشند. به کودکتان آموزش دهید که عصبانیت خود کنترل کنند و به خود اجازه ندهید که به آنها توهین کنید (با این کار) عصبانیت او را دوباره زنده کنید. به خاطر داشته داشته باشید شما بزرگ سالید. 10- بعضی اوقات والدینی که خیلی خسته و یا آشفته هستند همزمان باگریه بچه شان او را بالا و پائین میاندازند و او را میلرزانند. کوری، صدمات مغزی و یا حتی مرگ بچه، میتواند از نتایج چنین عملی باشد. چه باید کرد: خود را متوقف کنید. اگر بچه پیش شما گریه می کند. ببینید آیا یکی از اقوام یا دوستی میتواند بچه را برای مدتی ساکت کند. در این صورت شما میتوانید مدتی را استراحت کنید و آرامش خود را باز یابید. نحوه ی پذیرفتن کمک از دیگران را بیاموزید. اگر شما فکر میکنید که مشکلات شخصی تان باعث تاثیر گذاشتن در رشد بچه میشود، صبر کنید، فکر کنید و از دیگران و یا مشاوران خوب کمک بخواهید. پیوستن به گروه های والدین و صحبت کردن با پدر و مادر ها ی با تجربه را در نظر بگیرید. در مورد بچه ها و چگونگی تربیت یافتن آنان به طرق مختلف آموزش ببینید. |
|
10:08 AM
| بهمن رحمانی
| تشویق و تنبیه
|
نظرات و پیشنهادات[6] | |
5غذابراي سلامت وكيفيت پوست
برای سلامت پوست اغلب به لوسیون ها و کرم های گرانقیمت روی می آوریم .درست است که استعمال لوسیون ها و کرم ها اعم از کرم های مرطوب کننده ضدآفتاب و ویتامینه برای سلامتی و تقویت و محافظت پوست راهی مناسبند اما فراموش نکنید میزان بسیار زیادی از کیفیت پوست به غذا هایی که می خوریم بستگی دارد .شما می توانید تنها با تغییر عادت غذایی خود میزان درخشندگی پوست خود را بیشتر کنید .
در این پست شما را با چند غذا برای سلامتی پوست آشنا می کنیم :
توت
انواع توت ها مانند توت فرنگی، زغال اخته، تمشک و آلو دارای خواص آنتی اکسیدانی هستند. آنتی اکسیدان در محافظت پوست و جلوگیری از تخریب سلولی بسیار مناسب و مفیدند .آنتی اکسیدان با حفظ سلول های پوست ، پوست شما را سالم و جذاب و جوان نگه می دارند .بهتر است توت و انواع آن را با ماست در فصل خود بصرف کنید .
اسفناج و هویج
اسفناج و هویج یکی از منابع مشهور ویتامین A هستند .این ویتامین برای سلامت پوست بسیار مفید است .ممکن است افراد زیادی علاقه به خوردن این دو سبزی نداشته باشند اما دانستن فواید این دو برای پوست قطعا آنان را به خوردن ترغیب خواهد کرد .کمبود ویتامین A موجب خشکی پوست می شود بهتر است هویج و اسفناج را در سالاد یا بصورت پخته شده مصرف کنید .
چای سبز
چای سبز دارای خواص ضد التهابی و دارای آنتی اکسید فراوانی است که مناسب برای سلامت پوست است .مواد تشکیل دهنده چای سبز ، دارای خواص ضد التهابی و ضدباکتریایی است که به حفظ و سلامت پوست کمک می کنند .با صرف چای سبز عوارض آفتاب سوختگی و تشعشعات فرابنفش خورشید را در خود کاهش بدهید .با نوشیدن چای سبز تا در صد زیادی از بروز سرطان پوست جلو گیری نمایید .
بادام
اسید های چرب موجود در بادام و دانه های روغنی موجب لطافت و نرمی پوست می شوند .دانه های روغنی به شدت از بروز بیماری های پوستی مثل اگزما جلوگیری می کنند بادام به طرز شگفت انگیزی دارای ویتامین E است .ویتامین E برای حفظ پوست و رطوبت پوست بسیار مفید است و بدین نحو از چروک شدن پوست جلوگیری می کند .شما می توانید آن را بطور خام ویا با سالاد استفاده نمایید .روغن بادام نیز برای استعمال برای شفافیت پوست مناسب است .
آب
در آخر باید بدانیم که آب بهترین دوست پوست است و در سلامت پوست بسیار مفید است .البته منظور ما از آب ، آب میوه و انواع آن نیست .آب زلال به خودی خود سموم پوستی را دفع نموده و از طرفی با تعریق این سموم را دفع می کند .با بخور آب نیز میتوانید پوستی شفاف داشته باشید .
با پیروی از روش های بالا زیبایی را به پوست خود دعوت کنید .
غذاي سالم
همانطور که در ذهن عموم مواردی چون شست وشوی بهتر پوست سر ، شامپوهای مناسب و ویتامینه ،پرویتامینه و …. راه هایی مناسب برای دستیابی به سلامت مو و پوست سر است مواد معدنی مانند آهن، کلسیم، پتاسیم، سلنیوم، منیزیم و غیره نقش اساسی در حفظ سلامت مو و پوست سر دارند.،باید بدانید که کمبود پروتئین موجب شکننده شدن مو شده و در نهایت مو رنگ خوب و طبیعی خود را از دست خواهد داد .یکی از دلایل سفید شدن مو زودتر از موعد کمبود پروتئین است . راه های دیگری نیز وجود دارد که به نوع تغذیه بستگی دارد .در این پست غذاهایی به شما معرفی میکنیم تا با مصرف این غذا ها از مویی لطیف و نرم بهره مند شوید .
غلات سبوس دار
غلات سبوس دار در مقایسه با نوع بی سبوس خود از مواد معدنی و مغذی بیشتری برخوردارند . فیبر موجود در این غذا ها موجب هضم راحت تر غذا و جلوگیری از بروز بیماری هایی شبیه سرطان و … است .علاوه بر این سبوس دارای ترکیباتیست که به سلامت مو کمک می کند .
غذاهای حاوی ویتامین C
ویتامین سی دارای ترکیباتی پروتئینی است که در حفظ فولیکول های مو عروق خونی و پوست سر موثرند . میوه هایی همچون توت فرنگی پرتقال لیمو آناناس و… سرشار از ویتامین سی هستند آهن نیز یکی دیگر از موادیست که به سلامت مو کمک می کنند.
برنج قهوه ای
برنج قهوه ای حاوی موادیست که برای سلامت و در خشندگی مو ها اهمیت زیادی دارد علاوه بر این به دلیل ترکیبات غنی این برنج با یکبار مصرف آن به مدتی طولانی احساس گرسنگی نمی کنید.این برنج شامل درصد زیادی از ویتامین و فیبر است.
غذاهای حاوی کلسیم
کلسیم یکی از موادیست که نقش مهمی در سلامت پوست و مو دارد در حال حاضر کمبود لسیم میتواند موجب بسیاری از اختلالاتی شود که در مو و کیفیت آن دخیل است .برای بهتر شدن وضعیت جنس و درخشندگی مو بهتر است روزانه چند بار کلسیم مصرف شود .فراورده های لبنی ترکیباتی برای تغذیه مو هستند فراموش نکنید که کلسیم برای استخوان بندی ها نیز مفیدند اما مصرف بیش از اندازه آن می تواند موجب اختلالات کلیوی شود.
یار قاصدى
یار قاصدى
سن یاریمین قاصیدی سن ایلشن سنه چاى دئمیشم
خیالینى گوندره یب دیر بسکى من آخ- واى دئمیشم
آخ! گئجه لر یاتمامیشام من سنه لاى- لاى دئمیشم
سن یاتالى، من گؤزومه اولدوزلاری صای دئمیشم
هرکس سنه اولدوزدئیه اؤزوم سنه آى دئمیشم
سندن صونرا، حیاته من شیرین دیسه، ضاى دئمیشم
هر گوزه لدن بیرگول آلیب سن گؤزه له پاى دئمیشم
سنین گون تک باتماغیوى آی باتانا تای دنمیشم
ایندى یایا قیش دئییرم سابق قیشا یاى دئمیشم
گاه طویووو یاده صالیب من ده لى، ناى- نای دئمیشم
صونرا یئنه یاسه باتیب آغلاری هایهاى دئمیشم
اتک دولو دریا کیمى گؤز یاشیما، چاى دئمیشم
عمره سوره ن من قره گون آخ دئمیشم، وای دئمیشم
با فلسفه "سیزده بدر" آشنا شویم
با فلسفه "سیزده بدر" آشنا شویم
1. این روز را نحس دانسته، به همین دلیل برای رفع بلا به دامان طبیعت پناه میبردند.
2. این روز را خجسته پنداشته و برای گذراندن بهتر این روز از طبیعت یاری میجستند.
ایرانیان چون در مورد این روز آگاهی کمتری دارند آن روز را نحس میدانند و برای بیرون کردن نحسی از خانه و کاشانهً خود کنار جویبارها و سبزهها میروند و به شادی میپردازند. تا کنون هیچ دانشمندی ذکر نکرده که سیزده نوروز نحس است. بلکه قریب به اتفاق روز سیزده نوروز را بسیار مسعود و فرخنده دانسته اند. مثلا در صفحهً 266 آثار الباقیه جدولی برای سعد و نحس آورده شده که در آن سیزده نوروز که تیر روز نام دارد کلمهً (سعد) به معنی فرخنده آمده و به هیچ وجه نحوست و کراهت ندارد. بعد از اسلام چون سیزدهً تمام ماهها را نحس میدانند به اشتباه سیزده عید نوروز را نیز نحس شمرده اند. وقتی دربارهً نیکویی و فرخنده بودن روز سیزدهم نوروز بیشتر دقت و بررسی کنیم مشاهده میشود موضوع بسیار معقول و مستند به سوابق تاریخی است. سیزدهم هر ماه شمسی که تیر روز نامیده میشود مربوط به فرشتهً بزرگ و ارجمندی است که "تیر" نام دارد و در پهلوی آن را تیشتر میگویند. فرشتهً مقدس تیر در کیش مزدیستی مقام بلند و داستان شیرینی دارد. ایرانیان قدیم پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادی کردن که به یاد دوازده ماه سال است، روز سیزدهم نوروز را که روز فرخنده ایست به باغ و صحرا میرفتند و شادی میکردند و در حقیقت با این ترتیب رسمی بودن دورهً نوروز را به پایان میرسانیدند.
سبزه گره زدن
افسانهً آفرینش در ایران باستان و مسئلهً نخستین بشر و نخستین شاه و دانستن روایاتی دربارهً کیومرث حائز اهمیت زیادی است. در اوستا چندین بار از کیومرث سخن به میان آمده و او را اولین پادشاه و نیز نخستین بشر نامیده است. گفتههای حمزه اصفهانی در کتاب سنی ملوک الارض و انبیاء و گفتههای مسعودی در کتاب مروج الذهب جلد دوم و بیرونی در کتاب آثار الباقیه بر پایهً همان آگاهی است که در منابع پهلوی وجود دارد. مشیه و مشیانه که پسر و دختر دوقلوی کیومرث بودند روز سیزده فروردین برای اولین بار در جهان با هم ازدواج نمودند. در آن زمان چون عقد و نکاحی شناخته شده نبود آن دو به وسیله گره زدن دو شاخه پایهً ازدواج خود را بنا نهادند. این مراسم را بویژه دختران و پسران دم بخت انجام میدادند و امروز هم دختران و پسران برای بستن پیمان زناشویی نیت میکنند و علف گره میزنند. این رسم از زمان کیانیان تقریباً متروک شد ولی در زمان هخامنشیان دوباره شروع شده و تا امروز باقی مانده است. در کتاب مجمل التواریخ چنین آمده "اول مردی که به زمین ظاهر شد پارسیان او را کل شاه گویند. پسر و دختری از او ماند که مشیه و مشیانه نام گرفتند و روز سیزدهً نوروز با هم ازدواج کردند و در مدت پنجاه سال هیجده فرزند بوجود آوردند و چون مردند جهان نود و چهار سال بی پادشاه بماند". چنانکه در بحث جشن نوروز اشاره شد کردهای ایران و عراق که زرتشت را از خود میدانند روز سیزدهم فروردین را جزو جشن نوروز به حساب میآورند. دكتر نیكنام دربارة سابقة رسم گره زدن در روز سیزده بهدر میگوید: «برخی از آداب نوروز به آیین زرتشتی بازنمیگردد بلكه مربوط به باورهای مردمان آریایی است كه پیش از زرتشت در سرزمین ایران زندگی میكردند. طبق یكی از این باورها، بارندگی به فرشتهای به نام تِشتر مربوط است كه در آسمانها به صورت اسب سپیدی در حال حركت است و هرگاه با دیوی به نام اَپوش بجنگد و برنده شود، سالی پر از سبزی و خرمیو باران در پیش است. به همین دلیل ایرانیان روز سیزدهم فروردین كنار سبزهها و جویبارها میروند و بهویژه زنان كه نمایندة آناهیتا یعنی ایزدآب هستند با نوازش سبزهها و گره زدن آنها حمایت خود را از فرشتة باران نشان میدهند.»
امّا دكتر وكیلیان میگوید: «در گذشته جامعة ما جامعة بستهای بوده است. زن همیشه در خانه بوده و
منتظر بوده تا به خواستگاریاش بروند. امروزه تغییراتی بهوجود آمده اما در گذشته دختران نمیتوانستند همسرشان را خودشان انتخاب كند. بنابراین مهمترین آمال و آرزوهای هر دختری در گذشته این بود كه شوهر خوبی بكند یا زودتر به خانه بخت برود. درباره دخترها این حرف وجود داشت كه: دختر كه رسید به 20، باید نشست و به حالش گریست. اینها جزء فرهنگ ما بوده است. دختر در 16، 17 سالگی باید به خانه بخت میرفت وگرنه مایه ننگ به حساب میآمد. اینها واقعیاتی بود كه وجود داشت. به همین دلیل دخترها به امامزاده میرفتند، سبزه گره میزدند و سفرههای نذری پهن میكردند تا شاید نیروهای غیبی كمك كنند و شوهری برایشان پیدا شود زیرا دختری كه ازدواج نمیكرد جایگاهی در جامعه نداشت.»
درباره سیزده بدر
در کتابهای تاریخی و ادبی سدههای گذشته، که رسمها، آیین جشنهای نوروزی کهن را یاد و یادداشت کرده اند، چون تجارب الامم، آثار الباقیه، التفهیم، تاریخ بیهقی، مروج الذهب، زین الاخبار و نیز در شعر شاعران به ویژه شاعران دورهً غزنوی که بیشترین توصیف جشنها را در بر دارد اشاره ای به "سیزده بدر" نمییابیم. پرسش اینجاست که اگر در کتابهای تاریخی و ادبی گذشته اشاره ای به سیزده بدر و هفت سین نمییابیم آیا این رسمها را باید پدیده ای جدید دانست و یا این که، رسمیکهن است، و به علت عام و عامیانه بودن در خور توجه نبوده و با معیارهای مورخان زمان ارزش و اعتبار ثبت و ضبط نداشته است؟ نگارنده حالت دوم را باور دارد. زیرا رسم و آیینی که بدین گونه در همه شهرها و روستاهای ایران همگانی است و در بین همهً قشرهای اجتماعی عمومیت دارد، نمیتواند عمری در حد دو نسل و سه نسل داشته باشد. دیگر این که میدانیم کتابهای تاریخی و شعرهای شاعران، رویدادها و جشنهای رسمی را که در حضور شاهان و خاصان دستگاه حکومتی بود، بیان و توصیف میکرد. ولی سیزده بدر، رسمی خانوادگی و عام و به بیانی دیگر پیش پا افتاده و همه پسند (و نه شاه پسند) بود. از طرف دیگر، نوشتن رویدادهای روزی که رفتارها و گفتارهای خنده دار و غیر جدی، برای خود جایی باز کرده، تا "نحسی سیزده" آسانتر "در" برود، توجه مورخ و شاعر را به خود جلب نمیکرد. و شاید "نحس" بودن هم عاملی برای بیان نکردن بود. نحس و ناخوشایند بودن عدد 13 و دوری جستن از آن، در بسیاری از کشورها و نزد بسیاری از ملتها، باوری کهن است. مسیحیان هیچ گاه سیزده نفر بر سر یک سفره غذا نمیخورند. در باور تازیان سیزدهمین روز هر ماه ناخوشایند است. ابوریحان بیرونی در جدول "روزهای مختار و مسعود و مکروه" در ایران کهن، روز سیزدهم ماه تیر را که (تیر نام دارد) منحوس ذکر کرده است. سالهای زیادی فروردین ماه اول تابستان بود. یکی از نویسندگان در خاطرههای هفتاد ساله اش از باور مردم شهر خود، قزوین، دربارهً سیزده بدر مینویسد: روز سیزده بدر جایز نبود برای دید و بازدید، به یک خانه رفت، هم صاحب خانه به فال بد میگرفت و میگفت نحوست را به خانه من آوردند و هم رونده، نمیخواست مبتلا به نحوست آن خانه شود. روز سیزده باید به صحرا رفت. زیرا آنچه بلا در این سال بیاید، امروز مقدر و تقسیم میشود. پس خوب است ما در شهر و خانه خود نباشیم، شاید در تقسیم بلا، فراموش شده و از قلم بیفتیم. شباهتی که بین سیزده بدر و برخی از رسمهای کاتارها (بازماندگاه مانویان در اروپا، که ترکیبی از اندیشههای زردشتی، فلسفهً باستان و مسیحیت دارند) این پرسش را به ذهن میرساند که آیا هر دو ریشهً مشترک باستانی ندارند؟ کاتارها در روز عید "پاک" ( که برخی از سالها به روز سیزده فروردین نزدیک است) از خانه بیرون آمده و روز را در دامن صحرا و کنار کشتزار میگذرانند، و برای ناهار با خود تخم مرغ می برند. در این روز پنهان کردن تخم مرغ در گوشه و کنار و پیدا کردن آنها سرگرمی کودکان است. سه شباهت، یا سه ویژگی مشترک این دو عبارتند از:
2- در روز سیزده و عید پاک کاتارها به صحرا و دامان طبیعت میروند.
3- بازی و سرگرمی کودکان با تخم مرغ فقط در روزهای عید بهاری رسم است، نه فصلهای دیگر سال.
نوروز كه مراسمش محفلی خانوادگی دارد، با دو حركت اجتماعی و عمومیاز خانهها به خارج راه مییابد، با دو آیین سنتی كه نشان از همبستگی جمعی دارند.
مروز هوا هوای مدرسه است
مروز هوا هوای مدرسه است
وقتی پنجره رو ساعت 8 صبح باز کردم
دلم برای حیاط مدرسه تنگ شد
برای زنگ اول
برای زنگ تفریح
برای صف کشیدن تو حیاط
برای خانم رضائی و ناخن هامون رو دیدن
برای سرویس مدرسه و تو سرما به خاطرش وایسادن
برای شیطنت های سر کلاس
برای استرس درس نخوندن
برای کچ پرتاب کردن
برای شمارش تیک های معلممون
برای رویا پردازی عاشقانمون
برای تعریف های بچگانمون
برای حسرت خوردن به دروغ های بچه ها
برای مدرسه های شهدای 7 تیر،شهید غیاثوند،فرهنگ،شاهد زینب کبری
برای با کچ تخته رو نقاشی کردن
برای مسخره کردن های دوست پسرهای بچه ها
برای حرف های درگوشی
برای ..........
برای خانوم احمدی و غر زدن هاش
برای خانوم قوتی و تیکه انداختن هاش
برای مطهره ، اکرم ،فریبا ،ریحانه ، زهرا ، فرانک ،مهدیه ، فاطمه، نسیم خرخون ،عطیه ،طاهره ،لیلا ،برای گل مینا، برای محبوبه ،نگین
برای خانوم کوهبری،برای خانوم بیات،خانم فولادوند،خانم کاظمی
این هوا فقط هوای مدرسه است

شگفتیهای تخت جمشید
شگفتیهای تخت جمشید + عکس
ایرانیان در قرن ششم پیش از میلاد در زمان پادشاهی کورش و در دوران حکومت داریوش موفق به تشکیل یک دولت جهانی شدند که از رود دانوب در اروپا تا دریای آرال در آسیای مرکزی و از اقیانوس هند و رود سند تا حبشه و لیبی گسترش داشت. در واقع آنان بر نیمیاز دنیای آن روز فرمان میراندند و آن را اداره میکردند.


5. یکی از شگفت انگیز ترین بخشهای تخت جمشید که معمولا هیچوقت دیده نمیشود، آبراهههای زیر زمینی آن است که بیش از دو کیلومتر طول دارند. هخامنشیان در برخی از قسمتها صخره را تا نه متر تراش داده و پائین رفته اند و در بخشهایی نیز با افزودن سنگهای غول پیکر توانسته اند به شیب مورد نظر دست یابند. آنان با روشهای خاص و مهندسی خود تدابیری اندیشیده بودند که آب بدون گل و لای از کانال خارج شود.

قصّهي شانه به سر
|
بسم الله الرحمن الرحيم |
||
| قصه هاي حيوانات در قرآن |
نوشته : سيد حيدر شاهزيدي |
| قصّهي شانه به سر سلام دوستان عزيز ، امروز با يك قصه ي قشنگ قرآني مهمان دلهاي نوراني شما هستيم . راستي بچه ها ، آيا تا به حال شانه به سر ديده ايد ؟ بله، يكي از پرندگان بسيار زيبا و جالب ، شانه به سر است كه در زبان عربي به اين پرنده « هدهد » مي گويند . اين پرنده كمي كوچكتر از يك كبوتر است و تاج قشنگي شبيه دندانه هاي شانه بر سر دارد . يكي از كارهاي جالب هدهد اين است كه مي تواند از فاصله اي دور ، هر جا كه آب باشد ، پيدا كند . بچه هاي عزيز ، شما حتماً نام حضرت سليمان را نيز شنيده ايد . حضرت سليمان از پيامبراني هستند كه غير از مقام عالي پيامبري ، خداوند قدرت حرف زدن با حيوانات ، استفاده از نيروي باد و فرمان روايي بر جنّ ها كه گروهي از موجودات جهان هستند را به او داده بود . او پادشاهي بود كه از نظر حكومت و ثروت در تمام دنيا نمونه بود . و كشوري حاصل خيز و پهناور( كه فلسطين و قسمتي از كشور سوريه ي امروزي است ) داشت . امّا با اين همه مال و قدرت يكي از بهترين بندگان خدا بود . و امّا داستان شانه به سر : حضرت سليمان ( عليه السلام ) ، در يكي از مسافرت هاي خود به همراه لشكريان ، حركت ميكرد . آنها در طول سفر نياز زيادي به آب داشتند . براي جستجوي آب ، شانه به سر مي توانست به آنها كمك كند و وظيفه اش اين بود كه بين پرندگان ديگر باشد . حضرت سليمان به پرندگان نگاه كرد ولي شانه به سر را نديد . او براي انجام وظيفه در جايش نبود و همهي سربازان حضرت ، احتياج به آب داشتند . حضرت سليمان فرمود : « اگر هدهد براي غيبت خود دليلي درست نياورد ، او را به سختي تنبيه ميكنم يا سرش را مي برم » . چند لحظه بعد شانه به سر كه به مكان دوري پرواز كرده بود ، از راه رسيد و چون متوجه ناراحتي حضرت سليمان شد پيش آن حضرت آمد و گفت : « من خبري دارم كه تو از آن اطلاع نداري و براي تو از كشور سبأ خبر مهمي آورده ام . من در آنجا زني را ديدم كه پادشاه آن كشور بود و خيلي قدرت و مقام داشت و تخت پادشاهي خيلي بزرگي هم در قصر او بود . ![]() امّا او و مردم كشورش به جاي خداوند ، خورشيد را ميپرستيدند و شيطان آنها را بطوري فريب داده بود كه فكر كنند پرستيدن خورشيد كار خوبي است و آن خداي مهربان كه صاحب همهي چيزهايي كه در آسمان ها و زمين است و از همهي دنيا خبر دارد را نپرستند » حضرت سليمان كه حرف هاي شانه به سر را شنيد ، ديگر او را تنبيه نكرد و فرمود : « ما دربارهي حرف تو تحقيق ميكنيم تا ببينيم راست ميگويي يا دروغ » دوستان ، فكر مي كنيد حضرت سليمان چه كار كردند ؟ آن حضرت نامهاي به پادشاه كشور « سبأ » نوشت و به شانه به سر گفت : « اين نامه را پيش پادشاه آن كشور( كه نام او بلقيس بود ) ببر و در گوشهاي مخفي شو ببين چه ميگويند » . شانه به سر زيباي قصّهي ما پر كشيد و رفت و رفت تا به كشور سبأ رسيد . و همان طور كه حضرت سليمان گفته بود ، نامه را در قصر بلقيس گذاشت . ميدانيد در آن نامه چه چيزهايي نوشته شده بود ؟ نامهي سليمان كه با « بسم الله الرّحمن الرّحيم » شروع ميشد اين گونه بود : « اين نامه از سليمان است . به نام خداوند بخشنده ي مهربان . خودتان را برتر از من ندانيد و به حرف من گوش دهيد و تسليم من شويد ( دين من را قبول كنيد ) . » بلقيس ، بزرگان مملكت و وزيران و فرماندهان جنگي خود را صدا زد و به آنها گفت : « نامهي مهم و عزيزي از سليمان به من فرستاده شده است . به نظر شما چه كار كنم ؟ » دوستان عزيز ، اين را هم بدانيد كه بلقيس دربارهي سليمان قبلاً چيزهايي ميدانست . آنها گفتند : « ما خيلي قوي هستيم و مي توانيم بجنگيم . امّا هر چه شما بگوئيد همان را انجام ميدهيم » . و با اين جمله مخالفت خود را با درخواست سليمان اعلام كردند . بلقيس كه ميدانست جنگ و خونريزي چه عاقبت بدي دارد ، و از طرفي با سليمان كه آن همه قدرت دارد نميشود مبارزه كرد ، با جنگ مخالفت نمود و گفت : « پادشاهان ، وقتي به كشوري حمله ميكنند ، آن را ويران ميكنند و بزرگان آن كشور را ذليل و خوار ميسازند . من صلاح ميدانم كه براي آنها هديهاي بفرستيم ببينيم از طرف سليمان چه پاسخي براي ما ميآورند . » دوستان ، به نظر شما چرا بلقيس اين تصميم را گرفت ؟ بله ، چون ميخواست بفهمدكه سليمان واقعاً پيامبر است يا پادشاهي زورگو . چرا كه پادشاهان از مال و هديه خوششان ميآيد ولي پيامبران اين گونه نيستند . بلقيس هديهها را كه شايد مقدار زيادي جواهر گران بها و چيزهايي ديگر بود و با چندين شتر حمل ميشد ، به همراه چند نفر از بزرگان دربار خود نزد سليمان فرستاد . امّا شانه به سر قصّهي ما زودتر از آنها خود را به سليمان رساند و همهي چيزهايي كه شنيده بود را به او گفت . فرستادگان بلقيس پس از مدتي كه در راه بودند ، با هديههاي خود وارد قصر بزرگ و زيباي حضرت سليمان شدند ، امّا حضرت سليمان هديهها را نپذيرفت و فرمود : « آيا براي من هديه ميفرستيد ؟ آنچه را كه خداوند به من داده است از هديههاي شما خيلي بهتر است . شما فكر ميكنيد اين ها خيلي ارزش دارد ؟ برگرديد كه من لشكري بزرگ به جنگ آنها خواهم فرستاد لشكري كه توان مبارزه با آن را ندارند و آنها را با بدبختي از سرزمين خود بيرون كنند . » دوستان خوب ، فرستادگان بلقيس ، ناراحت به طرف پادشاه برگشتند و ماجرا را براي او تعريف كردند . بلقيس كه ميدانست نميتواند با سليمان ، با آن همه قدرتش بجنگد ، تصميم گرفت اين بار خودش به همراه عدهاي از درباريان به طرف كشور حضرت سليمان حركت كند ، و دربارهي او بيشتر تحقيق كند . امّا حضرت سليمان از آمدن بلقيس با خبر شد و براي اينكه پيامبري خود را به پادشاه كشور سبأ نشان دهد، تصميمي گرفت . اگر گفتيد چه تصميمي ؟ آن حضرت ، ياران و لشكريان خود را از انسان و جنّ جمع كرد و گفت : «كدام يك از شما ميتواند قبل از آمدن بلقيس تخت پادشاهي او را پيش من بياورد ؟ » عجب ! مگر آوردن تخت بزرگ بلقيس كار سادهاي است ! آوردن تخت يك پادشاه از هزاران كيلومتر آن طرف تر ؟ يكي از جنهاي نيرومند گفت : « من ميتوانم پيش از آن كه تو از جايت بلند شوي آن را نزد تو بياورم » . امّا يكي از وزيرهاي حضرت سليمان كه انساني با ايمان و دانا به نام « آصف بن برخيا » بود گفت : « من ميتوانم پيش از آن كه چشمت را بر هم بزني آن را نزد تو بياورم » خلاصه ، آن انسان با ايمان و دانشمند ، تخت پادشاهي بلقيس را با قدرت خداوند در قصر حاضر كرد . حضرت سليمان از اين لطف تشكر كرد و دستور داد تا يكي از قصرهاي جالب را براي ورود بلقيس آماده كنند . البته خود سليمان هم ميتوانست تخت بلقيس را به قصر بياورد امّا ميخواست وزيران خود را امتحان كند . وقتي بلقيس بعد از چند روز كه در راه بود به شهر سليمان وارد شد ، حضرت از او استقبال كرد ، او را كنار تختش كه كمي هم در آن تغيير داده بودند برد و فرمود : « آيا اين تخت تو نيست ؟ » بلقيس گفت : « مثل اين كه همين است » و فهميد كه حضرت سليمان با قدرت پيامبري خود اين كار را انجام داده است . سپس او را به قصري كه با شيشه هاي بلوري ساخته شده بود برد . بلقيس فكر كرد كه زير اين قصر ، آب جاري است به همين خاطر لباس خود را بالا گرفت كه خيس نشود . حضرت سليمان به او گفت : « اين قصري است كه از شيشه ي بلوري ساخته شده است » . بلقيس كه ميدانست هيچ پادشاهي قدرت اين كارهاي عجيب را ندارد ، به حضرت سليمان ايمان آورد و گفت : « پروردگارا ، من به خودم ستم كردم كه سال ها از پرستيدن خداي واقعي دور بودم و اكنون به حرف سليمان گوش ميدهم و از خداي جهان اطاعت ميكنم » . بچههاي عزيز ، شانه به سر از اين ماجرا و از اين كه توانسته بود كمك كند تا پادشاه يك كشور خداپرست بشود و از گمراهي نجات پيدا كند بسيار خوشحال بود . آيا شما هم دوست داريد كاري خداپسندانه انجام بدهيد و خوشحال شويد ؟ |
شعر
کاش می شد بچه بودم غمی نداشتم
شبا راحت چشامو رو هم می ذاشتم
می خوابیدم خوابای ساده می دیدم
آدما رو ، همه آزاده می دیدم
توی دنیای قشنگم ، نه غمی بود و نه دردی
نه دل تنگی و نه خونه ی سردی
واسه من دیدنی بودن شاپرک ها
وقتی که پر می کشیدن سوی گل ها
سوار اسب خیالم تا دل ابرا می تاختم
میون ستاره ها خونه می ساختم
می شدم همسایه ی خورشید زیبا
از تو آسمون می رفتم توی دریا
مثل ماهی توی آب سفر می کردم
از تموم دریاها گذر می کردم
خبر از جنگ بزرگترا نداشتم
توی سینه ها گل امید می کاشتم
رو لبام ترانه ی مهر و وفا بود
دل کوچیکم پر از عشق ِخدا بود
اماكن زيارتي استان اردبيل
|
||||
|
||||
|
||||
|
||||
|
||||
|
||||
دانستني هاي ديني
دانستنیهای دینی
پیامبران خدا : 124هزارپیامبر داریم
5 پیامبران اولعزم داریم
حضرت نوح ع
حضرت ابراهیم ع
حضرت موسی ع
حضرت عیسی ع
حضرت محمد ص
14 معصوم داریم
حضرت محمدص- حضرت علی ع – حضرت فاطمه س
امام حسن ع – امام حسین ع – امام سجادع – امام باقرع – امام صادق ع- امام کاظم ع- امام رضاع – امام جوادع – امام هادی ع – امام حسن عسکری ع- امام زمان عج { حضرت مهدی عج }
دوازده امام ع
امام علی ع - امام حسن ع – امام حسین ع – امام سجادع – امام باقر ع – امام صادق ع- امام کاظم ع- امام رضا ع – امام جوادع – امام هادی ع – امام حسن عسکری ع- امام زمان عج { حضرت مهدی عج }
5 تن آل عبا
حضرت محمدص – امام علی ع – حضرت فاطمه س
امام حسن ع – امام حسین ع
عید مذهبی
عیدفطر : آخرین روز ماه مبارک رمضان
عیدقربان : قربانی کردن حضرت اسماعیل ع به امرخداتوسط حضرت ابراهیم ع
عیدغدیر : عیدولایت – دراین روز حضرت محمد ص حضرت علی را به عنوان جانشین وامام به مسلمانان معرفی کردند
عیدمبعث : به رسالت وپیامبری رسیدن حضرت محمدص به امر خدا
عید باستانی ایرانی
عیدنوروز بخاطر فرارسیدن فصل بهار
می خواهم وضو بگیرم :
برای اینکه پاکیزه باشم ،نمازبخوانم وباخداحرف بزنم
اول : نیت می کنم
دوم : صورتم را از جایی که موی سرمی روید تاچانه از بالا به پایین می شویم .
سوم : دستهایم را خوب می شویم .اول دست راستم را از آرنج تا سرانگشتان از بالا به پایین
چهارم : دست چپم را می شویم مانند دست راستم
پنجم : سپس با دست راستم به جلوی سرازبالابه پایین می کشم
ششم : درآخر هم پاها رامسح می کشم یعنی با دست راستم به روی پای راستم ، ازسرانگشت تابرآمدگی پا ، می کشم
بعد هم با دست چپ روی پای چپم مسح می کشم .
گردش طبيعي
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
جوانه

محمد فرستاده خدا است و كساني كه با او هستند در برابر كفار سرسخت و شديد، و در ميان خود مهربانند، پيوسته آنها را در حال ركوع و سجود ميبيني، آنها همواره فضل خدا و رضاي او را ميطلبند، نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمايان است، اين توصيف آنها در تورات است، و توصيف آنها در انجيل همانند زراعتي است كه جوانههاي خود را خارج ساخته، سپس به تقويت آن پرداخته، تا محكم شده، و بر پاي خود ايستاده است، و به قدري نمو و رشد كرده كه زارعان را به شگفتي وامي دارد!




































سلام دوستان عزیز ,من آموزگار دبستان امیدانقلاب هستم. امیدوارم بانظرات سازنده ی خود مرا در این راه یاری کنید.